true

ویژه های خبری

متن سخنرانی مولوی مفلح در بزرگداشت از میلاد النبی (ص) در دفتر مرکزی نهضت اسلامی افغانستان

1397/8/29

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لاهله والصلاةعلی اهلها

لقدکان لکم فی رسول الله اسوة حسنة…الایه

سئلت عایشة رضی الله تعالی عن خلق رسول الله صلی الله علیه وسلم قالت: کان خلقه القرآن…او کما قال.

حضار گرامی، برادران مومن !

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

اجازه بدهید تا در این روزخجسته ودراین روزمیمون به مناسبت فرارسیدن میلاد مسعود پیامبر گرامی اسلام، برای یکایک شما عرض ارادت خودراتقدیم داشته و این روز فرخنده رابرای همه امت اسلامی، به ویژه برای هموطنان مومن مان خجسته پی مسئلت نمایم.

نیک میدانیم که تولدباسعادت پیامبر اکرم(ص)، بیش وپیش ازهرچیز سعادت بشریت را ارمغان آورده ونیز ازدل یک قوم منشعب وپراکنده که درشبه جزیره ، به دور از هرتمدنی افتاده بودند، تمدن باشکوهی پدید آورد که هنوزکه هزار و چهارصد واندی از مولد آن حضرت (ص) سپری می شود، بازهم پیام جاودان آن جناب در گوش هاطنین انداز وپژواک حقیقت رسالت آن حضرت (ص) حی حاضر است.

امروزمامسلمانان بیش از هروقتی به پناه بردن به سیرت وسلوک آن حضرت (ص) نیاز داریم. امروز مامسلمانان درچنان گرداب های سهم گینی گیر مانده ایم که تنها طناب نجات و طریق حیات ما بازگشت به سیرت حضرت محمد مصطفی است… صلی الله علیه وآله وسلم:

به مصطفی برسان خویش را که دین همه اوست

اگر به او نرسیدی تمام بولهبیست

ساحت قدسی نبی اکرم(ص)، ازهمه چیز افزون تر است و حب نبی ازهر حبی بیشتر،… راه اوازهمه راه ها نیکو وهدایت اوازهمه راه ها بهتر… پس اگر ما دراین جهان تنها گوهری داریم، آن گوهرذات پاک مصطفاست… گوهری که رحمت آمده برای عالمیان و معدن رأفت است برای مومنان… درب این پیامبر نازنین، ملاذ هر پناهجویی است، وآستان این دُر صدف کاینات، قبله آرزو های هر کسی که خاک درآن جناب سرمه چشمان اواست…

پیامبر طاهر وطیب، پیشوای ما است…بلی پیشوای ما که از سیرت او به دور مانده ایم، پیشوای مایان که از عطر رفتار او محروم مانده ایم… رهبر ما که از شمیم انفاس خوش رهنمود او خود رامحروم کرده ایم… رهبر مایانی که اکنون در رسم و اسم امت بودن را خلاصه کرده ایم…

حضار گرامی:

این چه رسمی است؟ امروززیرپرچم های زیادی گرد هم آمده ایم… زیر عنوان های زیادی جامعه ها یی ساخته ایم… امروز از جاوا تا جبل الطارق با آن که از گلدسته های مساجد مان گلبانگ نام نامی وگرامی محمد صلی الله علیه و آله سلم بالا است، اما متفرق هستیم وپراکنده … با آنکه هر روزبه رسالت نبوت خیر وفضیلت گواهی میدهیم، اما دوستی مان با آن ساحت مقدس در حرف است نه درعمل …پاره پاره ایم و در مسیر حیات و درمنزل زندگی بیچاره…! … ما دراین برهه اززمان چه مردمانی هستیم؟…مردمانی که خون مان انگار بی ارزش تر از فاضلاب است که همواره سرزمین های اسلامی را به رنگ سرخ رنگین میکند… ما چه امتی شده ایم؟… امتی که ولا ومحبت مان با طاغوت و شیطان است و براء ما با صفوف رحمن!… مگرنه این است که ما همه روزه به موجودی مبدل شده ایم که از خون مان هرحشره موذی وکشنده ای تغذیه می کند؟ مگر نه این است که امروز ازآموتا فرات ازدجله تانیل همه خون میدهیم؟ مگرنه این است؟… مگرنه این است که روزمره به مهره هایی مبدل شده ایم که جنگ مان و صلح مان را درکرملین وکاخ سفید می نویسند ودرکابل، دمشق و بغداد ویمن و…اجرامی کنند؟… مگرنه این است  که درزیرنظرهمه مان چندین مهد تمدن وعظمت اسلام را درنوردیدند وآن را غصب، غارت وبه آتش کشانیدند؟ مگرزیر نظرهمه مان این قدس را چگونه ازما گرفتند واکنون موجودپلیدی چون ترامپ آن را ازکیسه خلیفه به دشمن خدا ورسول خدامی بخشد؟

حضار گرامی برادران مومن!

این است حقیقت تیره وتار روزگارمان، با این کارنامه مابه محضرخدا ونزدساقی کوثرخواهیم رفت:

دل دهقان زشروشورقیامت خون است

نه متاعی به کف ما نه جوابی به سوال

امروزما دردل این ظلمت کده تنها مشعلی که فرا راه مان می بینیم، راه بازگشت به ارزش های والایی است که درسیرت وسلوک مصطفا است… دریک سخن اخلاق شدن قرآن درزندگی مان! وحدت ویک پارچگی نمادی ازاین اخلاق است. مگر قرآن به زبان نبی اکرم (ص) نگفت: واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا… الایه ؟… مگر قرآن نیامد ونگفت: لاتنازعوا فتفشلوا…الایه ؟… مگر قرآن کریم به زبان پیامبراعظم جاری نشد: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ…

اگر پاسخ مثبت است – که ضرور مثبت است- پس درکجای این خطاب ما قرارداریم؟… آیا متخلق بودن به اخلاق قرآن همین است؟… مگربا کجای این سلوک خودماداعیه دار اسلام هستیم؟… آنچه ما درحق خودمی کنیم گرگان صحرا درحق یک دیگر نمی کنند!…خیره شوید به شهدای سوریه !…دقیق شویدبه کودکان یمن!…دقت کنید به کشتارمسلمانان درجاده های کابل !…ملاحظه کنید به کشته گان بغداد و… همین است؟

به تعبیر همان شعر اقبال ما درمرحله دورازساحت مقدس مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم به سرمی بریم؛ درست درمسیر ومسار بولهبی!…

حضار گرامی!

میلاد مسعود پیامبرگرامی اسلام امروز معلم مااست…امروز آموزگار ما است. راهنمای ما است تا به قرآن کریم وسنت جناب محمدرسول الله صلی الله علیه وآله سلم بازگشت کنیم… به یقین می گویم و به آن ایمان دارم؛ چهل روزعمل به سنت پیامبر اکرم، درهر سطحی ودرهر محدوده ای، مارا به نجات نزدیک می کند، مارا از فقربیرون می کند، مارا از پلشتی ها می رهاند … جنگ هارا به صلح ها، ناروایی ها را به مهربانی ها می برد… محبت وولای چهل روزه مان جمعی را شاد می کند و جامعه ای را آباد!…اما آن گونه که می بینیم همه درمقطع حرف مانده ایم ودردایره شعار… این راه حل نیست واین مسیرنجات شده نمی تواند…

به صورت مثال، آیا ما درجامعه خود پیمان مواخاتی که رسول اعظم (ص) میان مومنان عقد نمود را انجام داده ایم؟ آیا این همه نفرتی که زیرهراسم ورسمی جوامع مارا به نابودی کشانده است را نفی کرده ایم؟… آیا ما خود را ازچترهای کوچک به زیرچتر بزرگ اسلام احساس می کنیم؟ آیا ما درراه رفاه جامعه مان تا چه پیمانه ای خود را شریک می دانیم؟ مگرما برای کاستن اثرات جنایت بار دشمنان اسلام چقدر از وقت خودرا روزانه ویا هرهفته ویا هرماه وحتادرسال وعمر اختصاص داده ایم؟ تا حال تاچه پیمانه ای برای امت اسلامی کار کرده ایم؟

سوگ مندانه همه پاسخ ها منفی است. پس راه نجات مان این است تا به مصطفا خود را برسانیم…که دین همه اوست…

حضارگرامی!

من درحالی که به مناسبت امروز حرف می زنم، به واقع مسؤولیت های خودرا از همه وقت بیشتر احساس می کنم ودربرابرپاره از کار هایی که نتوانسته ام درعمرخودانجام بدهم سخت احساس درد والم می کنم. رفاه وترقی ما مسلمانان از راه تسلیم شدن دربرابر اندیشه های استکباری نیست. این راه را رفتند عده ای و دست خالی نه که خود سر دراین مسیرباطل دادند. نمونه هایش را دیدیم… مبارک ها، بن علی ها، صالح ها و… نمونه های این مدل باور است…این راه نتیجه نداد ونمی دهد،…تنها راهی که می تواند کمک کند، تنها وسیله نجات: سیرت وسلوک مصطفی است صلی الله علیه وآله وسلم…باپیروی از جهاد او…با صبراو رحمت ورأفت او …صلی الله علیه وآله وسلم…

خاتمه را به شعری از حکیم امت، فیلسوف وشاعر اسلام؛ علامه محمداقبال لاهوری به پایان می برم:

ای غنی از هردوعالم من فقیر

روز محشر عذر های من پذیر

گرحسابم را بگیری ناگزیر

ازنگاه مصطفی پنهان بگیر….


دیدگاه شما

ابتدا وارد شوید تا بتوانید دیدگاهی ارسال کنید

مطالب مشابه


اخبار و اطلاعیه
دیدگاه
آموزش