طراحي و پياده سازي بيزراد birzad.ir
 
 
  
دوخطی بیش نیست؛ خط معامله با اشغال گران و خط مردم و مقاومت اسلامی !...
 
 
نواراطلاع رساني
 

 

 

 

آمار پايگاه

• تعداد بازدید: 3965730

• تعداد بازدیدکننده: 3470572

• تعداد بازدید امروز: 14586

• کاربران آنلاین: 540

 
 

شراره ایمان (همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه) به مناسبت بیست ودومین سالروز ارتحال امام خمینی(ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

جهان اسلام در درازنای زمان، همیشه رادمردانی را در دامان خود پرورش داده است که تا جهان باقیست نام و یاد آنان در تارک تاریخ می درخشد. بلی! این قهرمانان تاریخ ساز همیشه با حوادث هم آواز بوده و طوفان عظیمی را در عرصه های مختلف بر پا داشته اند، بدون اینکه خود در موجی گیر کنند، امواجی آفریده به جهانیان و بشریت راه و رسم زندگی را ترسیم نموده اند چنانكه این امر در انقلاب اسلامي ایران به رهبري امام خميني (ره) اتفاق افتاد.

انقلابي كه زلزله اي در جهان معاصر ايجاد نمود و جهانيان را به حیرت واداشت. بنابر این بايد اعتراف كرد كه در تاريخ معاصر، نقش امام خمينى(ره) در آگاهى بخشيدن به مسلمانان و آشکار ساختن چهره دشمنان اسلام و به خصوص در بالا بردن سطح بينش و دانش قشر جوان كه در لجن زار فرهنگ مبتذل غرب و شرق غوطه ور شده بودند منحصر به فرد بود زيرا نه تنها برای استقلال و آزادى مسلمانان از زير يوغ استعمارگران طرح نظرى ارائه داد، بلكه انقلابی را رهبرى كرد و به پيروزى رساند، که با گذشت هر روز ریشه های آن در عمق جان انسان های هوشمند محکمتر و استوارتر می گردد.

اما صد افسوس که این روحانی وارسته عمر بیشتر نکرد تا آنچه را در دل و دماغ انسان های درمانده و حیران کاشته بود، ثمره اش را به تماشا می نشست، او 22 سال پیش در نیمه خرداد (جوزا) 1368هـ.ش، راهی دیار دوست گردید و ملیون ها انسان درمانده را که هنوز به حضورش نیازمند بودند به سوگ نشانید. اینک بار ديگر در آستانه نیمه خرداد (14 جواز) قرار داريم، روزي كه جهان اسلام يكي از فرزندان راستین خود را از دست داد، و جهان شاهد سفر رباني روح الله به سوي ملكوت اعلي گردید. به حق که تا ایام به کام است اين روز فراموش نخواهد شد و نبايد هم غبار فراموشي برآن سایه گستر شود، چون در این روز جهان شاهد سفر ملکوتی شخصیتی بود که هرچه زمان می گذرد، نیاز به اندیشه های او بیشتر از پیش محسوس و ملموس می گردد.

آری! امام خمینی(ره) که رحمت خدای بر وی باد، مربوط و منوط به کشور و مليتی خاص نبود، بلکه او مردي وارسته و وابسته به جهان اسلام بود، چنانکه در زمان جهاد مردم افغانستان، او پيوند عميق با خانواده جهاد ومجاهدان افغانستان داشت، از همین رو نه تنها به حمايت آنان پرداخت و در كنار آوارگان و مستضعفان قرار گرفت، بلکه تجاوز و لشكركشي شوروي به افغانستان را به نکوهش گرفت و عاقبت آن را به زمامداران شوروی گوشزد کرد؛ چنانکه پاسخ دندان شكن امام خمینی(ره) به سفير شوروي در تهران در رابطه به لشكركشي آنان به افغانستان ثبت اوراق زرین تاریخ می باشد.

بنابراين بجاست که ياد و خاطرة ايشان گرامی داشته شود، انديشه ها و افكار، رويكردها و راهكارهاي انقلابي او به کنکاش گرفته آید، زیرا شناخت ابعاد شخصيت این بزرگ مرد و آشنايي با افكار و انديشه‏هاي او، آن هم با شيوه‌ی علمي، يكي از مهمترين نیازمندی های عصر حاضر است.

بر اين اساس، نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف، جهت پویایی اندیشه های امام خمینی(ره) و استفاده بهینه از آن در راستای بیداری ملت به ویژه نسل جوان افغانستان همايش بزرگ علمي را زیر نام «شراره ایمان» (همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه) به مناسبت بیست و دومین سالروز ارتحال ملکوتی این مرد وارسته برگزار می‌نمايد؛ بدینوسیله حضور گرم شما را زینت آرای این محفل می انگاریم.

و من الله التوفیق

هیأت رهبری نهضت اسلامی افغانستان

و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف

12 جوزا کابل - افغانستان

 شراره ایمان

(همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه)

 

گزارشی از همایش بیست و دومین سالروز ارتحال امام خمینی(ره)

12 جوزا 1390 کابل – افغانستان

تهیه و ترتیب: ف. فایز

یکی از سالون های شهرکابل طی همایشی که زیر عنوان «شراره ایمان» (همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه) از طرف نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف برگزار شده بود، میزبان صدها تن از کسانی بود که به خاطر یادبود از نیمه خرداد (جوزا) سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) گردهم آمده بودند، تا به این بهانه یاد آن آزاده مرد را گرامی داشته و در راستای تحقق آرمان های والایش تجدید میثاق نمایند.

آری! در سی ام  شهريـور ماه 1281 خورشیدی،  در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران، کودکی در خانواده اى اهل علـم و از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله عليها، پا بر خاکدان هستی نهاد و روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى نام گرفت. او وارث سجاياى آباء و اجدادى بـود كه نسل اندر نسل در راستای روشنگری توده‌ها کوشیده بودند. خمینی دروس ابتدایی و علوم اسلامی را از خانواده آغاز و در قم به پایه اکمال رساند و در زمان کوتاه به عـنـوان يـكـى از مـدرسيـن و مجتهديـن صـاحب رأى در فـقـه، اصـول، فلسفه، عرفــان و اخلاق تبارز نمود. روحيه مبارزه و جهاد در راه خـدا ريـشـه در بينـش اعـتـقـادى، تربـيت و محيط خانـوادگى ایشان داشـتـه است. چنانکه از آوان نـوجـوانـى به مـبارزه در سنگر حق علیه باطل قرار گرفت و با عبور از اوضاع و احـوال سياسـى و اجتماعى ايـران و جـوامع اسـلامـى آن زمان ادامـه داد و این امر فرصـتـى پـديـد آورد تا ايـشان را در سکوی رهبـري قـيام و روحـانيـت بکشاند. بـديـن تـرتـيـب قـيـام سراسرى روحانيت و ملت ايـران با دو ويـژگـى برجستـه يعنى رهـبرى واحد امام خمـيـنى و اسلامـى بـودن انگـيـزه ها، شعارها و هدف هـا، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـويـن مـبارزات مـلـت ايران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه شد.

امام خمينى چه در دوران تبعید و چه پـس از آن علیرغـم دشواري ها و نابسامانی های روز افزون هيچگاه دست از مبارزه نـكـشيـد و بـا سخنـراني های پرشورش بارقه های اميـد بر پيـروزى را در دل ها می‌دمید.

سرانجام بعد از تلاش ها و مبارزات پیگیر و خستگی ناپذیر در نيمه‌ی خـرداد 1368 خورشیدی رخت سفر بست و به سوی رفیق اعلی شتافت و مردم سوگمند ایران اسلامی با شعار «عشق به خمينـى عشق به همه خوبيهاست» ضجه كـنان  صحنه هايى را پديد آوردند كه در تاريخ نمونه‌اى بـديـن بزرگی سراغ نمی توان کرد؛ زیرا آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـايمال شـده شان را بـاز گـردانده بود، به راستی آنان کسی را از دست داده بودند که دست شاهان ستمگر و دست هاى غارتگران آمريكايى و غربـى را از سرزمين شان كـوتاه ساخته بود، اسلام را احــيا و مسلمانان را عزت بخشيده بود؛ جمهـورى اسلامـى را تأسیس و در برابر همـه قـدرت هاى جهنمى و شيطانى دنيا با شعار «نه شرقی و نه غربی» نه گفته بود.

مردم سوگمند ایران اسلامی و همه ملت‌های مسلمان که رهبر محبـوب خـود و منادى اسلام راستين را در این روز از دست داده اند برای تحقق آرمان ها و اهداف والای آن حضرت و تجدید میثاق با مکتبش همه ساله نیمه خرداد (جوزا) را به عنوان سالروز سفر ملکوتی امام خمینی(ره) با برگزاری محافل علمی-فرهنگی یاد و خاطره آن مجاهد نستوه را گرامی می‌دارند.

چون شخصيت هاى بزرگ مذهبى و سياسى در جهان اسلام در حد مرزها و جغرافيايى سیاسی كشور و زادگاه خويش محدود نمى‏مانند؛ کارنامه ها و آرمان های والای شان با عبور از مرز ها بر بلندای تاریخ ملت ها می نشیند حقا که امام خمينى(ره) نیز یکی از این رادمردان است که يك تنه بپا می خیزد و در برابر ظلم، اختناق و خفقان عصر خویش کمر می بندد و راه حقيقت، عدالت و انسانيت را به جهانيان ترسیم می کند. عظمت و سيادت از دست رفته و رنگ باخته مسلمانان را به آنان بازگو نموده، به ماهيت اصيل شان آگاهى می دهد، از همین جاست که به زودترین فرصت انقلاب وی جهان گستر و نهضتش با سرعت تمام به پيش مى‏رود.

از آنجایی که الگو برداری از کارنامه های این قهرمانان تاریخ خالی از مفاد نیست، گرامی داشت از یاد و خاطره آنان نیز امریست مسلم و انکار ناپذیر؛ بر اين اساس، نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف جهت پویایی اندیشه های امام خمینی(ره) و استفاده بهینه از آن در راستای بیداری ملت به ویژه نسل جوان افغانستان همايش بزرگ علمي را زیر نام «شراره ایمان» (همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه) به مناسبت بیست و دومین سالروز ارتحال ملکوتی این مرد وارسته برگزار نموده است. این هم متن کامل سخنرانان این همایش:

 

سید رحمت الله نهضت یار رئیس انجمن اصلاحی افغانستان:

امام خمینی(ره) آئینه تمام نمای یک انسان کامل است

وَالْعَصْرِ 1 إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ 2 إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ 3

با کسب اجازت از محضر علما، دانشمندان، خواهران و برادران!

قبل از همه بیست و دومین سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه را به کافه مسلمانان جهان به خصوص شما ملت قهرمان و شهید پرور افغانستان تسلیت عرض می‌دارم.

آیتی که خدمت شما قرائت نمودم ترجمه اش چنین است: قسم به زمان و عصر که انسان در خسران و زیانکاری حرکت می‌کند، مگر آنانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می‌دهند امر به معروف و نهی از منکر می‌کند. سیمای این آیه متبرکه دو گونه انسان را به تصویر می‌کشد. انسان‌هایی که در خسران و زیانکاری حرکت می‌کنند و انسان‌هایی که برعکس اعمال شایسته انجام می‌دهند. همچنان آیه متبرکه قرآن نمادی از انسان کامل ارائه می‌دهد و خصوصیات انسان کامل را چنین بیان می‌فرماید؛ انسان کامل کسانی هستند که اولاً ایمان به خدا و روز رستاخیز داشته باشند. ثانیا انجام اعمال صالحه و کارهایی که صلاحیت، محبوبیت، رشد نمو و انکشاف خیر را داشته باشد. همچنان شناخت راه های حق، دعوت حکام و رعایا را به حق دارا باشد.

در مقابل، صبر، شکیبایی و ایستادگی در مشقت، فشارها و مصیبت‌ها و صدها خوف و خطر دیگر را داشته باشد. که امام خمینی(ره)  رحمة الله تعالی علیه را می‌توان آئینه تمام نمای یک انسان کامل دانست. امام خمینی تنها رهبریست که مانند ائمه و خلفای راشدین در برابر شدیدترین امتحانات قرار گرفت و با شجاعت، شهامت، درایت، دقت، عزم، انسجام، محبوبیت، تواضع، ترسیم خط مشخص در برابر نظام طاغوتی و دست اندرکاران کاذبش تا پای جان ایستاد. و تصویری از حکومت اسلامی توأم با شناخت کامل از عصر و زمان در میان امواج توفنده توطئه‌ها، دسایس و اوضاح پیچیده سیاسی حاکم در جهان و فضای مبهم و مغلق بین‌المللی ایستاد.

اندیشه والای امام خمینی(ره) در گذرگاه تاریخ اسلامی به مثابه مشعل فروزانی بوده است که در پرتو دانش الهی فضیلت، تقوا، کاروان نور را از ظلمت تاریکی به سوی روشنایی کشانید.

همان طوری که ما در بخشی از این آیات تمرکز کردیم، حالا می‌خواهیم به مسائل امروزی جهان اسلام بپردازیم. بلی! کشورهای اسلامی مانند تونس، لیبیا، سوریه و امثال آن امروز در معرض توطئه های گوناگون دشمنان اسلام قرار گرفته اند و غربی ها می خواهند مسلمانان را به بهانه های مختلف به جان هم اندازند؛ اما دشمنان باید بدانند که اینک مسلمانان آگاه شده اند و در برابر توطئه های شان فریب نمی خورند.

باید گفت که سیدقطب، امام خمینی، حسن البنا، امام کواکبی، علامه اقبال لاهوری، سیدجمال‌‌الدین افغانی و سید اسماعیل بلخی اینها را خوب شناخته بودند، اما متأسفانه که ما از راه آنان منحرف شدیم و طعم تلخ  این عدم شناخت آنها را هم اکنون می‌چشیم.

والسلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته

 

استاد قربانعلی عرفانی عضو مجلس نمایندگان:

امام خمینی یک رهبر فکری و مربوط به همه بشریت است

اولاً بیست و دومین سالروز رحلت ملکوتی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه را به همة مسلمان‌ها، مردم افغانستان و شما حضار محترم تسلیت عرض می‌کنم. تشکر می‌کنم از برادرعزیز ما جناب مولوی صاحب مفلح رهبر نهضت اسلامی افغانستان و رئیس بزرگوار حامیان قدس شریف، که این جلسه با عظمت و با معنویت را به یادبود رحلت حضرت امام خمینی(ره) برگزار کرده است.

ببینید در ظاهر این حضرت امام خمینی(ره) ایرانی است و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران. اما چرا مسلمانها به ایشان عشق می‌ورزند؟ نه تنها در افغانستان، کشورهای عربی، آسیای میانه و بعضی از کشورهای افریقایی و همین طور در جوامع اسلامی، در اروپا و امریکا و جاهای دیگر سالروز ارتحال امام را ارج می‌گذارند، البته دلیلش بسیار روشن و مشخص است.

امام خمینی(ره) کیست و چرا مسلمان‌ها او را به عنوان یک ولی امر دوستش دارند؟ و چرا آزادیخواهان جهان به ایشان عشق می‌ورزند؟ و او را در مبارزات سیاسی الگو و سرمشق به حساب می‌آورند که من به چند نمونه به این پاسخ ها اشاره می‌کنم: اولاً شما ببینید شخصیت‌های بزرگ اسلامی و هر شخصیت دیگر که به عنوان یک اسطوره در جهان مطرح می‌شود، این نمی‌تواند در یک جغرافیای خاصی مطرح شود، شخصیت‌های دیگر ما در تاریخ اسلام داریم، همان طوری که برادر عزیز مان اشاره کرد که سید قطب، مودودی، سیدجمال‌الدین افغانی و شخصیت‌های دیگر جهان اسلام و حتا جهان غیر اسلام که می‌شود از گاندی هم نام ببریم و شخصیت‌های دیگر اینها در قالب یک جغرافیا گنجایش ندارند، بلکه فراتر از آن است. ویژگی شخصیت‌ها هم فرق می‌کند. اینجا می‌بینیم که امام در حینی که یک شخصیت جهانی است، یک شخصیت عرفانی است و یک شخصیت ملکوتی است، یک ارتباط خاص به ماورألطبیعه هم دارد، رمز و رازی هم دارد، که از رفتارش، آثار و گفتارش خیلی چیزها به دست می‌آید که آدم فکر می‌کند چنین شخصی یک ارتباط با شاخه‌ی دیگری هم دارد که مافوق تفکر یا تصور ماست.

یک آدم در همین حدی که باشد، او هیچگاه در یک قالب خاصی گنجایش ندارد. اولاً امام یک مرجع دینی است، یک عالم وارسته است، عابد است که همه این را می‌پذیرند و قبول دارند چون دارای یک شکل و صورت خاص خودش هست از رفتارش، از گفتارش و از اشعارش همه‌یی اینها را اگر نگاه کنی دارای یک سیر و سلوک خاص است و ارتباط به یک مرجع بلندی دارد که ما نمی‌توانیم فکرش را بکنیم یا تصورش را بکنیم.

خوب، و بعد هم یک مرجع دینی است که نمی‌تواند در یک قالب خاصی محدود شود، او رهبر فکری است، وقتی که رهبر فکری است پس نمی‌تواند در یک جغرافیا محدود شود. او مربوط به همه انسانیت و به همه بشریت است. او می‌خواهد در همه دنیا فکرش را و اندیشه اش را برساند، پس او نمی‌شود که محدود شود.

در یک کلام او انسان خدایی است، تصورش با عملش فرق می‌کند که ما نمی‌توانیم تصورش کنیم.

عرفا البته همین طور است، باز عرفا هم فرق می‌کند، آنهایی که ریاضت نفس می‌کشند هم فرق می‌کند. عارف واصل و عارف الی الله باز فرق می‌کند با عارف دیگر. یک انسان به اثر ریاضت ممکن است به جایی برسد، اما عارف واصل الی الله نباشد، این خیلی مهم است.

طوری که در آغاز سخن خود گفتم که یک آدم اگر دارای همین سه چهار خصلت باشد. او می‌شود مطاع، او می‌شود مولا، او می‌شود ولی فقیه، ولی امر مسلمین، او می‌شود اولی‌الامر. در رابطه به یک انسانی که جامع الشرایط است که مردم از او اطاعت کند، تقلید کند و پیروی کند. باید خودش را بسازد در قدم اول. خود حضرت امام(ره) در یکی از جملاتش این است که وای به حال کسی که خود را نساخته مردم به او روی بیاورند. چون خود را گم می‌کند، خود را می‌بازد، خیال می‌کند یک چیزی شده، یک جایی رسیده و یک کاره‌یی شده است.

لذا همین خصلت‌ها را خدمت شما عرض می‌کنم. در میان فقها فقیه جامع الشرایط کسی است که کف النفس داشته باشد یعنی خود را حفظ کند از هواهایی نفسانی، از رذایل اخلاقی دور نگهدارد و خود را برساند به آنجایی که (من عرف نفسه فقط عرف ربه). اعتقادات خود را حفظ کند و برای مردم ابلاغ کند و سوم فقیه جامع الشرایط کسی است که مخالف هوای نفس باشد و کنترول کند نفس خود را زیرا نفس انسان بسیار چیزها می‌خواهد.

یک زمانی ما در عراق در نجف اشرف درس می‌خواندیم در محضر حضرت امام که شب‌ها بعد از نماز می‌آمد و در حیاط بیرونی نیم ساعت عادتاً می‌نشست شب خبر شدیم که استاد بزرگ مطهری شهید هم از ایران آمده در عراق، طلبه‌ها خیلی زیاد جمع شده بودند و چون کتابش را خوانده بودیم به ایشان عشق داشتیم، خوب تا زمانی که امام در جلسه بود هیچ کس حرف نمی‌زد. خوب عظمت امام طوری بود که همه خود را کنترول می‌کردند. امام وقتی مرخص شد رفت طرف حرم امام علی(رض) بعد جوانان شروع کردند سوالات شان را از آیت الله مطهری شهید. یکی از جوانان خطاب به استاد (مطهری) گفت که چه کار کنیم که جوانان را راضی کنیم؟ استاد مطهری یک تبسمی کرد و گفت که سوال این طور نه، جوانان که خیلی چیز می‌خواهند، خیلی هوس‌ها دارند، این نمی‌شود که ما همه جوانان را راضی کنیم. باید بگوییم که خواسته‌های جوانان را چطور کنترول کنیم؟

نه به زور نه به جبر نه به قصر، چطور کنترول کنیم که آن جوان هم راضی باشد؟! خوب بحث اینجاست که آدم اگر والی است فردا می‌گوید وزیر شوم، که وزیر شد می‌گوید والله رئیس جمهور شوم. وقتی که رئیس جمهور شد می‌گوید افغانستان کم است، باید چند کشور دیگر هم باشد. حالا امریکایی‌ها همین طوری اند و به امریکا قناعت ندارند.

یکی از ویژگی‌های دیگر فقیه جامع الشرایط این است که فقط خواسته‌های خدا را در نظر بگیرد و در برابر مولا که خدا و پروردگار ماست فرمانبردار باشد. این چهار صفت را اگر کسی دارد چه می‌شود؟ این می‌شود که مردم باید از همچو آدمی اطاعت بکنند و پیروی بکنند از وی.

لذا امام که در یک جغرافیا نمی‌گنجد معنایش این است که او یک فقیه جامع‌الشرایط بود، پیروانش در کل دنیای جهان اسلام هست. خوب پس ما ارج می‌گذاریم، احترام می‌گذاریم چون او فراتر از زمان خود و فراتر از مکان خودش هست. لذا واجب است که ما باید اطاعت بکنیم، الگو بگیریم و سرمشق.

مسأله دوم؛ چرا به امام عشق می‌ورزیم چون فقیه جامع الشرایط است یعنی کسی که می‌تواند شرایط زمان را بررسی بکند. ببینید شرایط زمان چیست؟ در بعضی مذاهب باب اجتهاد باز است که اکثر علمای اهل تشیع و تسنن به این مسأله موافقت دارند که باید باب اجتهاد مفتوح باشد، چرا؟! اگر باب اجتهاد باز نباشد، ما دچار مشکل می‌شویم، حوادث واقعه یا مسائلی که روزانه اتفاق می‌افتد ایجاب کند که باب اجتهاد باز باشد و فقیه جامع الشرایط کسی است که می‌تواند نظر بدهد.

لذا ما نباید زمانی را در نظر بگیریم که باب اجتهاد مسدود شود یا برگردیم به همان چیزی که از بزرگان ما، از روات سابقه‌ی ما به ما مانده به آن اکتفا کنیم. چون زمان در حال گذر است و در حال تغییر است ما باید در هر زمانی نظریات علمی، فکری داشته باشیم. از همین جاست که ما به امام عشق می‌ورزیم، چون او یک مرجع است، یک فقیه است و او به حوادث زمان نظر دارد می‌تواند در هر بابی از ابواب مسائلی داشته باشد.

اما مسائل سیاسی، چرا جهان اسلام به امام عشق می‌ورزد، چون او قلبش برای جهان اسلام می‌تپید، او برای اسلام فداکاری کرد، می‌خواست اسلام درجهان حکومت کند، او برای ملت فلسطین قلبش می‌سوخت، می‌گفت اگر ما به مکتب رسول‌الله، به اسلام رسول‌الله بر نگردیم، نه مسأله فلسطین حل می‌شود، نه مسأله افغانستان حل می‌شود و نه مسأله لبنان و نه جای دیگر. این است که دنیا به او عشق می‌ورزد.

پس آرزو می‌کنیم که همه‌ی ما از پیروان فقهای عظام و رهبر فقید حضرت امام خمینی(رح) باشیم و عملاً او را الگو قرار بدهیم، نه شعار چون ما در شرایط خاصی هستیم. خوب تشکر می‌کنم از حضور همه‌ی خواهران و برادران.

والسلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته

 

شراره ایمان

همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه

مولوی محمد مختار مفلح

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

اما بعد: برادران متدین، آگاهان عزيز، اساتيد گرامي، نماينده هاي مسئوليت شناس ملت و جوانان برومند!

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

حضار گرامی!

روشن است كه شخصيت هاي بزرگ و تأثيرگذار تاریخ همواره از آغوش اسلام برخاسته و تحولات و انقلاب های بزرگی را رهبري و مديريت نموده اند. تاريخ معاصر جهان اسلام شاهد چنين رادمردانی بوده و بر شهكاري ها و رشادت ها، قهرماني ها و ايثارگري هاي شان مي بالد. چون شخصيت هاى بزرگ مذهبى و سياسى در جهان اسلام در حدود مرزهاى جغرافيايى كشور و زادگاه خويش محدود نمى‏مانند؛ حقا که امام خمينى(ره) نیز یکی از این رادمردان است که يك تنه بپا می خیزد و در برابر ظلم، اختناق و خفقان عصر خویش کمر می بندد و راه حقيقت، عدالت و انسانيت را به جهانيان ترسیم می کند. عظمت و سيادت از دست رفته و رنگ باخته مسلمانان را به آنان بازگو نموده، به ماهيت اصيل شان آگاهى می دهد، و به زودترین فرصت انقلاب وی جهان گستر و نهضتش با سرعت تمام به پيش مى‏رود.

زیرا رهبري اين انقلاب را مردي برعهده داشت كه شخصيتش در مكتب فقه و فقاهت شكل گرفته بود. فقيهي فرزانه، عارف آگاه، اديبي عميق، مفسري بينا و سياستمداري دانا بود. او سياست و سياستمداري را پيشه نه، بلكه آن را مسؤولیت خود مي پنداشت. كلامي جذاب و فكري پويا داشت. ذهن و زندگيش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان مي راند و به هر ميزان كه از مردم مي خواست خود پيش و بيش از ديگران به آن عمل مي كرد، اعتقادش چون صخره هاي سخت، و همتش به بلنداي قله ها بود، چون شجره طيبه انديشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سيراب مي شد.

فرهیختگان عالیقدر!

شايد بتوان گفت اولين و مهمترين پيامي كه منادي و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران به گوش جهان و جهانيان رسانيد، چيزي جز خدامحوري و رهايي بي قيد و شرط از سلطه شوم استكبار جهاني به ويژه جهان غرب نبود كه اين آواي جانبخش بر دلهاي آزادا نديشان و مجاهداني كه درد آشناي غربت اسلام و تاريكي انحطاط انديشه بودند نشست و همچون آهن ربايي جذاب، افكار و انديشه ها را معطوف به خود ساخت. شما می بینید که با گذشت هر روز نه تنها پیام امام کم رنگ نشده است، بلکه روز به روز جایگاه و حقانیت خود را به اثبات می رساند. طوری که از سخنان گهربار ایشان پیداست حضرت امام خمینی(ره) همواره حكومت را براي مردم، با مردم و در خدمت مردم مي خواست و تاكيد فراوان بر استقلال و خودباوري داشت، زيرا مهمترين عامل موثر در جهت قطع ايادي شرق و غرب و دستيابي به حاكميت و استقلال چيزي جز خودباوري نيست و اين روحيه وقتي بوجود خواهد آمد كه تحولي عظيم را در جان و درون خود به وجود آوريم.

مهمانان و حاضرین محترم!

بايد اعتراف كرد كه در تاريخ معاصر نقش امام خمينى(ره) در آگاهى بخشيدن به مسلمانان و بر ملا ساختن چهره دشمنان اسلام به خصوص در بالا بردن سطح بينش و دانش قشر جوان كه در لجن زار فرهنگ مبتذل غرب و شرق غوطه ور شده بودند منحصر به فرد بود؛ زيرا نه تنها از ضرورت استقلال و آزادى مسلمانان از چنگال استعمارگران طرح نظرى ارائه می داد بلكه در میدان عمل نیز پیشتاز همگان بود.

سروران گرامي!

در زمان جهاد مردم افغانستان، امام خمینی(ره) همواره باعث تقویت روح و روان مجاهدان افغانستان بودند و از راه های گوناگون به حمایت مبارزان مسلمان این کشور می پرداخت، چنانکه خطاب به سفرای کشورهای اسلامی، در تهران، گفت: «ارزش چریک های افغانستانی این است که شکستند آن بت بزرگی که قدرت های طاغوتی برای ملت ها تراشیده بودند –اگر چنین جمله یی را به شوروی کسی بگوید- نابود می شود. چریک های افغانستان شکستند آن هیولا و چیزی که برای ملت ها پیش آورده بودند. این عمل شما در اینجا و آن عمل آن ها در آنجا (افغانستان) ارزشش یک ارزشی نیست که ما بتوانیم به میزان در آوریم». همچنان امام خمینی(ره) در طول مبارزات مردم افغانستان و تا لحظه حیات پر برکت شان، نه تنها به یاد مردم این کشور بودند که در اکثر صحبت ها و سخنان خود، از دنیای اسلام برای مردم و مجاهدین به صراحت طلب استمداد می نمودند.

 

حاضرین محترم!

آیا امروز وقت آن  نیست كه دو دولت و یک ملت هم دين و هم فرهنگ، بسان گذشته در كنار يكديگر قرار گیرند و بدين وسيله به قوت و وحدت خود بيفزايند و دستان استعمار را از منطقه ریشه کن سازند؟!

حقيقت این است تا زماني كه كشورهاي همسايه باهم متحد نشوند و رشته همگرايي خود را تقويت نبخشند و مخلصانه با همدیگر همکار نباشند، هيچگاه سايه استعمار غرب از سر آنان دور نخواهد شد و پيوسته زير رگبار توطيه ها و دسیسه سازی جهان غرب قرار خواهند داشت. بنابر این تا فرصت باقیست این یک ملت و دو دولت مسلمان و برادر باید براي دفاع از ارزش هاي اسلامي، هويت ديني و اساسات مشترك خود بسيج شوند و در يك صف واحد قرار بگيرند.

چون آرزوي بزرگ امام خمینی(ره) اين بود كه مسلمانان در برابر بلاك غرب بسيج شوند و يك پارچه عظمت خود را بازيابند و رمز اين عظمت را نهفته در وحدت جهان اسلام می دانستند. پس بياييد تمام معيارهاي دروغين را كنار گذاشته به خاطر اهداف مشترك، دشمن مشترك و دين مشترك خود، به پا خیزیم.

سروران گرامی!

نکته دیگری که می خواهم به آن اشاره نمایم این است که غرب به خاطر منافع خود در افغانستان حضور دارد و هیچگاه نمی خواهد که مسلمانان در آرامش و رفاه زندگی کنند، این همه چرب زبانی ها، ترفندهای استعمار است و از این طریق برای تطبیق برنامه های شوم خویش صحنه سازی می کند. ببینید امام خمینی(ره) غرب و استعمار غربی را خوب شناخته بود از این رو با اتخاذ موقف جرأتمندانه در برابر آن نه گفت. پس زمامداران جهان اسلام اگر خواهان زندگی آبرومندانه، مستقل و حفظ خود ارادیت اند، باید از افکار و اندیشه های امام راحل الگوبرداری نمایند.

موضوع مهم دیگر مسأله پیمان استراتیژیک میان افغانستان و ایالات متحده امریکاست که استقرار پایگاه های دایمی نظامی آن کشور نیز جز این برنامه است.

ما به صراحت می گوییم که تداوم بحران در افغانستان برخاسته از سیاست های غلط امریکا در منطقه است و حضور نیروهای خارجی در این کشور را بهانه یی برای تداوم و توسعه این بحران در کشور خود می دانیم که همه روزه گسترش می یابد از این رو حضور نیروهای خارجی را غیر قانونی خوانده و امضای توافق روی استقرار پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان را به معنای بردگی خود و مشروعیت بخشی به اشغال و تداوم زورگویی امریکا می دانیم.

همچنان لویه جرگه یی که قرار است به همین مناسبت برگزار گردد، از لحاظ قانونی و شرعی مدار اعتبار نبوده و نمی تواند در رابطه به سرنوشت ملت مسلمان افغانستان تصمیم گیری نماید. باور ما براین است که این جرگه تقلبی و فرمایشی بوده و به وسیله آن با سرنوشت ملت معامله صورت می گیرد. چون در موجودیت پارلمان، تدویر لویه جرگه برخاسته از اغراض شوم زمامداران می باشد.

بنابر این فیصله های این جرگه جز کمک بر تداوم بحران هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد و هیچ فردی حق ندارد که با سرنوشت بیشتر از سی ملیون انسان این سرزمین معامله نماید.

حضار نهایت محترم!

نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف، ضمن اتحاف دعا بر روان پاک شهدای 8-14 جوزای 1358 و سایر شهدای گلگون کفن راه آزادی، حوادث اخیر در ولایات هلمند، نورستان، هرات و تخار را شدیداً محکوم کرده و از مقامات امنیتی کشور مصرانه می خواهد که در راستای مهار بحران موجود اقدام لازم را روی دست گیرند، چون نیروهای خارجی دوستان این ملت نبوده و هیچگاه نمی خواهند که افغانستان سفیر صلح و آسودگی را به آغوش بکشد.

 

 

 

آقای دوکتور محمد هاشم عصمت اللهی مشاور فرهنگی و ارتباطات رئیس جمهوری و استاد دانشگاه کابل:

امام خمینی(ره) از نوع رهبران دینی و کاریزماتیک بود

برادران و خواهران عزیز!

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

هرچند جناب مولوی صاحب مفلح و سایر دوستان مطالب خوبی را ارائه کردند و من هم به نوبه‌ی خود می‌خواهم در رابطه با ویژگی‌های رهبری صحبتی بکنم. امام یک رهبر فرزانه بود، رهبری یکی از مولفه‌های بسیار مهم در زندگی انسان و بشر بوده است، و اساساً زندگی اجتماعی مستلزم رهبری است. در جهان بشریت رهبری‌های گوناگونی تجربه شد، ما رهبرانی داشتیم رهبران آرمانگرا، رهبرانی در تاریخ داشتیم رهبران هدف گرا، رهبرانی بودند فرصت طلب، رهبرانی بودند قومی و رهبرانی بودند خدایی، رهبرانی بودند مستکبر و ظالم در مسیر شیطان.

انواع و اقسام رهبری را جامعه بشری تجربه کرده و تجربه خواهد کرد، و اما آن چیزی که از تاریخ آدم می‌آموزد این است که اگر رهبری‌ها سالم بوده انسان‌ها و جوامع انسانی نجات پیدا کرده اند. اگر رهبری‌ها ناسالم بوده ملت‌ها، انسان‌ها و جوامع انسانی را بدبخت کرده اند. در یک جمعبندی خدمت شما عرض کنم، که ما از این روز با عظمت استفاده‌یی برده باشیم.

در یک تقسیم بندی می‌توانیم بگوییم که سه نوع رهبری را جهان بشریت تجربه کرده است: رهبری از نوع رهبری الهی، دینی و خدایی که نمونه‌های این رهبری را ما در رهبری پیامبران، اولیای عظام و رسل و امامان می‌بینیم و مشاهده می‌کنیم.

رهبری نوع دوم، رهبری قانونی بوده در زندگی انسان، رهبری حقوقی بوده رهبرانی که بر مبنای حقوق و مقررات عمل کردند و وظیفه انجام دادند، اما در کنار این دوتا رهبری که رهبری اول و رهبری الهی و رهبری دینی از نوع رهبری ای بوده که با محوریت آموزه‌های خدا و قرآن و دین عمل کردند. اما رهبری‌های قانونی رهبری‌هایی بوده که بر مبنای متون حقوقی و قوانین مدونه‌یی که توسط انسان‌ها ساخته شده جوامع انسانی را رهبری کرده که رهبری کشورها، رهبری ملت‌ها و رهبری نظام‌ها از این رهبری نوع دوم است.

در کنار این دوتا رهبری تجربه‌ی دیگری که ما شاهد بودیم رهبری کاریزماتیک که نه از نوع رهبری دینی بوده و نه از نوع رهبری حقوقی و قانونی. به این جهت می‌گوییم که رهبری نوع سوم رهبری کاریزماتیک که در واقع این توانایی را داشته که جوامع انسانی را به نحوی تاثیر گذار باشد و تحت تاثیر افکار و اندیشه ‌های خود قرار بدهد. که این نوع رهبری را در جوامع بشری تجربه شده که هتلر و امثال آنها از این نوع رهبری اند.

اما آنچه که به مناسبت امروز و ارتحال امام صحبت بکنیم این است که امام خمینی(ره) از نوع رهبران دینی کاریزماتیک بودند که در کنار اینکه یک فقیه بودند، یک عارف بودند، رهبری جامعه انسانی را نیز به دوش کشیدند.

هر یکی از این رهبری‌ها مشخصات خود را دارد.

وقتی خداوند انسان را گل سرسبد خلقت آفرید، انسان را به حال خودش رها نکرد، خواست که جوامع بشری را توسط پیامبرانش رهبری و هدایت بکند. بنابر این این رهبران الهی یک ویژگی منحصر به فردی که داشتند، اینها پشتیبان خود خدا را می‌دانستند، بندة خدا بودند، و به دستور خدا عمل می‌کردند. پیغمبر اسلام(ص) حضرت ختمی مرتبت و گل سرسبد خلقت و انبیاء عظام، پیامبری است که بشریت را نجات داد از ظلمت و تاریکی اما این پیغمبری و این نوع رهبری، از نوع رهبری ای است که وقتی در معراج می‌رود جایی که جبرئیل رفته نمی‌تواند، می‌رود و با خدایش مستقیم صحبت می‌کند. خدایش می‌گوید حبیبم چه می‌خواهی هرچه می‌خواهی برآورده می‌شود. این پیغمبر رحمت می‌گوید: خدایا من بندگی ترا می‌خواهم، رهبران الهی بندة خوب خدا هستند.

به یاد انسان می‌آید آن روزی که امام خمینی در جماران نماینده وزیر خارجه شوروی آمد خدمت امام وگفت: امام خمینی اگر دست حمایت از جهاد افغانستان برداری ما برای صدام می‌گوییم که تهران و قم و اصفهان را دیگر مورد بمباردمان قرار ندهد، آن روزها روزگار سختی بود برای ایرانی‌ها، در آن شرایط اختناق، در آن شرایط بسیار حساس پیشنهاد می‌شود و رهبر انقلاب ایران رحمت‌الله علیه می‌گوید: وظیفه ما این نیست که دست حمایت از جهاد افغانستان برداریم، بلکه حمایت از جهاد افغانستان یک تکلیف است یک وظیفه شرعی است.

اگر امام بر مبنای ناسیونالیزم عمل می‌کرد می‌گفت بهتر است که امروز این پیشنهاد را قبول کنم، ملت ایران از این بمباردمان ها نجات پیدا می‌کند. اما رهبری که منحصر به زمان نیست، منحصر به مکان نیست، مجاهدان افغانستان را فراموش نمی‌کند. می‌گوید بگذار صدام و صدامیان ملت ایران را به گلوله ببندند، بکشند، آواره کنند، اما ما از جهاد افغانستان دست بردار نیستیم. بنابر این امام بر همه ما  و شما حق دارد.

در آن زمانی که امام قیام کرد جهان به دو بلوک کپیتالیزم و سوسیالیزم تقسیم شده بود، عده‌یی از کشورهای جهان تحت سیطره‌ و کنترول امپریالیزم امریکا و کپیتالیزم و بیش از یک ملیارد انسان دیگر تحت سیطره‌ی سوسیالیزم بود. ما آن زمان در دانشگاه کابل وقتی از نهضت امام می‌شنیدیم و صحبت می‌کردیم و بحث‌هایی که انجام می‌شد هریکی از آن دوره جوان‌ها با پدیده‌یی بنام انقلاب اسلامی آشنا نبودند و اصلاً درکش نمی‌کردند استدلال این بود که یا این نهضت امام خمینی به حمایت غرب است یا این نهضت امام خمینی به حمایت شرق است. امکان ندارد جهت سومی باشد و جهان هم در چند قرن اخیر چیزی را به نام انقلاب اسلامی را نمی‌شناخت.

انقلاب اکتوبر شوروی به رهبری لینن را می‌شناختند، انقلاب بلشویک‌ها سر زبان‌ها بود و انقلاب کبیر فرانسه و امثال آن را صحبت می‌کردند انقلاب به رهبری گاندی را مردم می‌شناختند از انقلاب اسلامی خبری نبود جهان اسلام در یک وحشت و بی برنامگی به سر می‌برد.

وقتی که امام شعار لاشرقی و لا غربی را اعلام کرد همه مات و مبهوت شدند که این چیست، شما اگر خودتان را در آن زمان قرار بدهید می‌بینید که این شعار چه معنا پیدا می‌کند و این شعار چه پیامی دارد؟ امام این قدرت را از کجا گرفت و با کدام قدرت چنین موضعگیری را اتخاذ کرد.

عزیزان! کسی که پشتیبان خود خدا را بداند و کسی که متکی به خدا باشد و کسی که کمک خود را از خدا بگیرد از هیچ قدرت بندگی و از هیچ قدرت مادی نمی‌هراسد. شعری به یادم آمد که درآن زمان دقیقاً سال 1357 یک خیاطی از همشهریان ما از وزیرآباد احساس خود را در شعر درآورده بود خدا روحش را شاد داشته باشد، در آن شرایطی که افغانستان زیر سلطه کمونیزم شوروی بود و فرعون آن زمان ترکی و امثال آن چنان شرایطی را به وجود آورده بود که یادی از خمینی جرم بود، داشتن کتب دینی جرم بود، نماز خواندن جرم بود، درآن زمان این شاعر عزیز و بزرگوار شعر گفت:

به میدان حقیقت خواهی از قیصر نمی ترسم

به افشا کردن خائن ز اسکندر نمی ترسم

اگر فرعون عصر ما چو اژدر حمله ور باشد

عصای مهر حیدر دارم و از اژدر نمی ترسم

اگر نمرود سان آتش به قصد جانم افروزند

خلیل آسا بسوزندم و از آذر نمی ترسم

چو یونس گر روم در بطن ماهی در دل دریا

نهنگی بهر پیکارم ز بحر و بر نمی ترسم

همی گویم خمینی مرد حق و اعلم عصر است

که اندر رهی ترویجش ز جان وسر نمی ترسم

رهبری دینی، رهبری الهی رهبری یی است که در خدمت خدا، در خدمت دین و در خدمت مردم است. آنانی که در صدر اسلام آمدند گفتند قرآن ما را کفایت می‌کند، رهبران دینی از هوا و هوس صحبت نمی‌کنند، رهبران دینی از آرزوهای شخصی صحبت نمی‌کنند و تصمیم نمی‌گیرند، اگر رهبری از روی هوا و هوس و امیال شخصی تصمیم می‌گیرد آن رهبر دینی رهبر الهی نیست.

در جنگ‌های داخلی ما دیدیم در جبهات دیدیم که چه دستورهایی داده شد و چه خون هایی که ریخته شد، من نمی‌دانم که این رهبران در برابر این همه چه پاسخی دارند.

سیاست نه شرقی و نه غربی یکی از مولفه های جدید بود که ذریعه امام خمینی ایجاد شد در قاموس و در فرهنگ مطالعات سیاسی پیدا شد، انقلابی که مبنایش دین و دیانت بود، انقلابی که کشته داد، شهید داد و بالآخره در سی سال در محاصره اقتصادی، سیاسی، فرهنگی به سر برد، اما چون بیخ و بنیاد این انقلاب بر مبنای دین و دیانت است امروز ببینید جمهوری اسلامی ایران که از برکت انقلاب اسلامی و از رهبری درست بنیانگذار آن امام خمینی تا امروز با قد بلند و با قامت استوار در عرصه های تکنالوژی در عرصه های صنعت پیشگام است.

عزیزان، خواهران و برادران!

ما در شرایط بسیار بدی قرار داریم، ببینید در مکتب‌ها و ایدیولوژی‌های زیادی تجربه شد، اما همه شکست خورد، کمونیزم شکست خورد، امپریالیزم شکست خورد، دموکراسی‌های لیبرالی امروز پاسخگوی نیازمندی های انسان حاضر و جوان عصر حاضر نیست. تنها مکتبی که می‌تواند در همه شرایط پاسخگوی نیازمندی‌های بشری باشد همانا مکتب اسلام و خط فکری پیغمبر اسلام است و بس. اما همین روزها می‌بینیم که دشمنان می‌خواهند ما را از اسلام دور کنند، از قرآن دور کنند، از رهبران دینی مان دور کنند. شما بینید که چه هجمه‌هایی در جریان است.

عزیزان! مسؤولیت بسیار سنگین است، مسؤولیت بسیار خطیری داریم. باید هوشیارانه در مسیر الهی گام برداریم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

آقای ناصر جهانشاهی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مقیم کابل:

عزت، اقتدار و استقلال با پیمودن راه امام به دست می‌آید

بیست و دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی را به ملت شریف افغانستان تسلیت عرض می‌دارم.

دوستان در عرصه‌های و اقتصادی اشاراتی داشتند و اینکه امام در چه فضایی ظهور کرد و توانست کار بزرگی را انجام دهد، اما به این نکته توجه بفرمایید که فرهنگ زیر ساخت عزت، اقتدار و سر بلندی هر ملت است؛ اگر ملتی می خواهد عزتمند شود باید به فرهنگ خود توجه کند، و اگر ملتی می‌خواهد خود را در جهان در جایگاه مناسب قرار دهد باید به زیرساخت های فرهنگی خود توجه کند و بتواند تکیه بر فرهنگ بومی و فرهنگی که خود علاقمند است خود را در جهان معرفی کند. امام در زمانی ظهور کرد و تأکید کرد بر حوزه‌ی فرهنگ که ما فرهنگ غالب در جهان را فرهنگ ابتذال و فرهنگ غربی تعریف می‌کردیم، حتا فرهنگ شرقی به عنوان یک قطب قدرتمند فرهنگ قابل عرضه به جهان نبود، در حوزه تفکری توان مقابله با تهاجم و هجمه‌ی فرهنگ غربی برای فرهنگ شرقی امکان پذیر نبود. فرهنگ اسلام که اصلاً در جهان مفهومی نداشت، چرا که تمام جهان اسلام افتخار می‌کرد خودش را به دروازه‌های تمدن غرب نزدیک کند، ما به عنوان یک کشور مسلمان تمام افتخارات سردمداران رژیم شاه این بود که ایران را هدایت کند به دروازه‌ی بزرگ تمدن غرب که حاکمیت ابتذال، حاکمیت فرهنگ بی‌بندوباری و دوری از رزشهای بومی و ارزشهای دینی بود.

ما در حوزه فرهنگ هیچ حرفی برای گفتن در جهان نداشتیم، نه جهان اسلام، نه جهان سوسیالیزم فرهنگ حاکم بر جهان صرفاً فرهنگ غربی که آن فرهنگ هم عموماً بر پایه‌یی تاکید بر منافع انسان و تأکید بر منفعت طلبی انسان و استفاده از همه ظواهر دنیوی برای رسیدن به خواست‌ها و تمایلات نفسانی انسان متمرکز بود. و می‌بینیم عملاً بدون حضور نظامی قدرت‌های بزرگ کشورها در استعمار و مستعمره‌ی جهان دو قطبی قرار داشتند، یعنی آنانی که مدعی شرقی بودند در زعامت اتحاد جماهیر شوروی بودند و آنانی که مدعی غربی بودند در زعامت امریکا بودند، بدون اینکه ارتشی بدون اینکه نیروی مسلحی و جنگی تحمیل شود و از آن طریق بخواهند زمام ملت‌ها را در دست بگیرند. مصادیق بارزش ایران و افغانستان بود، در افغانستان کودتای کمونیستی می‌شود عناصر خودی تلاش می‌کنند با حاکمیت فرهنگ شرقی خود شان را تسلیم اتحاد جماهیر شوروی کنند.

در ایران به عنوان یک کشور مسلمان خود به عنوان ژاندارم منطقه و نوکر بی جیره‌ی استعمار بزرگ (امریکا) قرار بگیرد و مامور بلامنازع قدرت بزرگ به نام امریکا می‌شود. اما امام با تأکید بر فرهنگ بومی و فرهنگ اسلامی به عنوان فرهنگ قابل مبارزه در جهان ظهور می‌کند. با تفکرات خود و تقویت خودباوری در ملت و ملت‌ها، ملت‌ها را وا می‌دارد تا با تکیه بر فرهنگ بومی و فرهنگی دینی خویش عزت و اقتدار را در جامعه‌ی خود به دست بیاورد.

برهمین اساس است که امام مبارزه خودش را با سلاح فرهنگ آغاز می‌کند، وقتی از امام در سال 1342 سوال می‌کنند سربازان تو کیستند. امام می‌گوید سربازان من نوزادانی است که در گهواره الآن متولد شده اند و اینها باید تربیت شوند و در آینده به عنوان مدافع این انقلاب اسلامی ایفای نقش کنند.

امام با استفاده از سربازان خود که روحانیت معظم بود، روشنفکران معظم بود، ترویج فرهنگ اسلامی را در جامعه‌ی ایران در سرلوحه کار خود قرار می‌دهد، که در فرهنگ اسلامی اساسی ترین اصل تأکید بر ارزش‌های دینی و تأکید بر ارزش‌های بومی و تأکید بر خودباوری و توانایی برای انجام ماموریت‌ها در جامعه است.

برهمین شکل هست که می‌بینید به مرور زمان این فرهنگ در مقابل فرهنگ غربی ایفای نقش می‌کند و امروز یکی از قدرتمندترین فرهنگ‌های مقابل فرهنگ غربی که ابتذال و برهنه‌گی هست، فرهنگ اسلامی است. حتا به جایی می‌رسد که شما ملاحظه می‌کنید، برای تحکیم مواضع فرهنگی حمله می‌کنند لشکر کشی می‌کنند، تا بتوانند فرهنگ خود را غالب کنند. یعنی اگر ببینی کفه‌ی ترازو را الآن شرایط تقابل فرهنگ بومی و فرهنگ اسلامی در جهان به حدی قدرتمند شده است که استعمارگران مروج فرهنگ غربی دست به استعمار قدیم می‌زنند و با لشکرکشی و با حمله نظامی کشورها را متصرف می‌کنند و در قالب تصرف آن کشور به ترویج فرهنگ شان اقدام می‌کنند.

از همین رو امام خمینی(ره) خط سوم لاشرقی و لاغربی را در جهان مطرح کرد به عنوان فرهنگ اسلامی و تأکید بر فرهنگ بومی و فرهنگ دینی که می‌تواند عزت و اقتدار را به مردم ارزانی بدارد. مثالش هم می‌تواند جمهوری اسلامی ایران که حاصل رنج و تلاش بزرگ مردی است که ما امروز از او داریم تجلیل می‌کنیم.

من شخصاً اعتقاد دارم که یکی از معجزات اساسی امام تقویت فرهنگ اسلامی و فرهنگ بومی برای مبارزه با فرهنگ ابتذال و فرهنگ حاکم غربی بود که بحمدالله این فرهنگ روز به روز در حال گسترش است.

در دنیای امروز شما دیگر با ابزار و تکنالوژی نمی‌توانید مخالفت کنید، اگر ما با تکیه بر اسلام بیاییم و از ابزار وتکنالوژی جدید استفاده نکنیم عقب مانده محسوب می‌شویم، شما باید از ظرفیت هنر استفاده کنید از ظرفیت فرهنگ‌ها و عنعنات فرهنگی باید استفاده کنید، از ظرفیت آداب و رسوم باید استفاده کنید، اگر در اینها نتوانید تعریف مشخصی را از ارزشهای دینی بدهید نمی‌توانید در جهان ایفای نقش کنید.

امام آمد به تفکر دینی با تأکید بر فرهنگ اسلامی و بومی این فرصت را ایجاد کرد که انقلابیون و مسلمانان از ابزارهای امروز جهان به بهترین وجه استفاده کنند و تفکرات خود را به جهان القا کنند، و ترویج کنند. برهمین اساس است که می‌بینید ما و شما با استفاده از ابزار هنر بهترین مبارزه را با فرهنگ غربی داریم انجام می‌دهیم. شما می‌بینید یک ساخت فلم سینمایی بسیار ارزشمند چگونه می‌تواند پیام را به مردم و به جهان منتقل کند، سریال حضرت یوسف شما دیدید و انشاءالله خواهید دید. می‌بینید یک سریال حضرت یوسف با استفاده از ابزار هنر چه پیامی را به جهان منتقل می‌کند.

این به برکت تفکر دینی امام بود و این است فرهنگ بومی با تأکید بر فرهنگ اسلامی، و این همه ابزار و تکنالوژی که در جهان وجود دارد ما مؤظف هستیم از آن استفاده کنیم.

حتا جهان غرب یگانه و ابزاری که برآن تکیه کرده برای ترویج فرهنگ خودش، همانا ابزار هنری است، و ما و شما می‌توانیم با استفاده از همین تفکر دینی، اسلامی و با استفاده از همین ظرفیتی که دیگران استفاده می‌کنند مقابله کنیم و تلاش کنیم، تا بتوانیم عزت و اقتدار خودمان را به دست آوریم.

از همین رو است که امام با احیای فرهنگ اسلامی با تکیه بر فرهنگ بومی قدرت و اقتدار و عزت را به ملت‌ها باز گرداند، مثالش هم ملت مسلمان و برادر شما ایرانی اسلامی است، که الآن در حوزه‌های مختلف فرهنگی از یک کشور مصرف کننده و فرهنگ مغلوب تبدیل به یک فرهنگ مهاجم، فرهنگ تاثیر گذار و فرهنگ غالب در جامعه جهانی دارد می‌شود. الآن اگر این مقدار هجمه بر جمهوری اسلامی در حال شکل گیری و فرمودند بزرگواران این ناشی از قدرت جمهوری اسلامی نیست، این ناشی از قدرت نرم و فرهنگی جمهوری اسلامی است که آمده است، عزت و اقتدار را بر اساس فرهنگ اسلامی تعریف کرده و آن را به جهان صادر کرده است.

عده‌یی این سوءفهم را داشتند که امام می‌گوید وقتی ما انقلاب مان را صادر می‌کنیم مثل پرتقال و سیب اینها را تو جعبه می‌کنیم و صادر می‌کنیم! غافل از اینکه صدور انقلاب اسلامی، صدور تفکر و اندیشه‌یی است که امام آن را در ایران اسلامی زنده کرد. مردم با خودباوری آن را تجربه کردند و در زندگی پیاده کردند و عزت آفریدند، پس هر انسانی عزتمدار در جهان بشریت چه مسلمان چه غیر مسلمان که فطرت او عزت را بر او ارج می‌نهد، عزت را برای او می‌خواهد، به این ندا لبیک می‌گوید.

مراسم تجلیل از امام منحصر به کشورهای مسلمان نیست، هر کشور و هر انسان آزاده‌یی که در جهان وجود دارد و عزت می‌خواهد به امام ارج می‌نهد. چرا؟ چون امام راه عزت را به انسانیت نشان داد. من شخصاً یک اعتقاد دارم این را به شما می‌گویم، امام خمینی(ره) یکی از حجت‌های الهی بود که در عصر خود حاضر شد و فریاد زد و فریاد خود را به شکل عملی در جامعه پیاده کرد، تا بر ما و شما مسلمانان فردا دیگر سوالی نباشد، چون نبود کسی که بگوید عزت یعنی چی؟ افتخار یعنی چی؟ سربلندی یعنی چی؟ استقلال یعنی چی؟ اینها را امام آمد در گفتار بیان کرد، در کردار پیاده کرد تا فردای قیامت ما و شما نتوانیم گناه را به گردن نبودن الگو قرار دهیم.

پس توجه کنیم که در چنین مناسبت‌هایی که ما تجلیل می‌کنیم از چنین شخصیت‌هایی رسالت‌های خود را هم دریابیم. مسؤولیت‌های خود را هم دریابیم. شک نکنید، عزت، اقتدار، استقلال، آزادی حاصل نمی‌شود مگر با پیمودن راه امام و رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی و خلف صالح ایشان که امروز در مسند هدایت جامعه قرار گرفته اند و به عنوان یک پیشتاز ترجمه کننده‌ی راه امام هستند واین را به جهان منتقل می‌کنند. پس هرکس عزت می‌خواهد باید به این مدار حرکت کند و شک نکنید که حرکت در این راه موجبات تعالی همه ملت‌ها و انسانیت را می‌تواند به بار بیاورد.

من دیروز در مصاحبه‌ام گفتم: ظلم است به امام که امام را ایرانی قلمداد کنیم، ظلم است به امام که امام را در جغرافیای سیاسی ایران تعریف کنیم، امام جهان شمول بود، شعار امام جهان شمولی بود، من عرض کردم امام حجت الهی بود بر بشریت، پس هر کس امام را منحصر به خود کند ظلم کرده است به امام. امام بال بشریت است امام مال انسانیت است و امام مال جهان اسلام است. برهمین اساس هم بود که وقتی امام قبل از اینکه قدرت سیاسی پیدا کند می‌گفت: اسرائیل غده‌ی سرطانی جهان اسلام است که در پاریس قدرت سیاسی نداشت، در عراق که قدرت سیاسی نداشت، امام قبل از پیروزی انقلاب می‌گفت: امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. امام می‌گفت: سگ زرد برادر شغال است. امریکا و شوروی هردو از یک جنس اند، امام آن موقع قدرت نداشت. امام در همان زمان می‌گفت که اگر همه‌ی مسلمان‌ها جمع شوند و یک سطل آب بریزند اسرائیل را آب برده. امام منادی تقریب مذاهب، منادی وحدت، دوستی و برادری در جهان اسلام و جهان بشریت بود.

وقتی که قدرت سیاسی پیدا کرد و آمد جمهوری اسلامی ایران را شکل داد، از همان لحظه مسؤولیت و رسالت خودش را سنگین‌تر احساس کرد. باید از تمام نهضت‌های آزادی بخش جهان اسلام دفاع کرد و آنها را برای مبارزه همراهی کرد، آنها را تنها نگذاشت، برهمین اساس است که همان لحظه‌یی که کودتای کمونیستی در اینجا شکل می‌گیرد و ملت مسلمان افغانستان که بر پایه دین قیام شان را شکل دادند، دیدند تمام زندگی در افغانستان برای شان میسر نیست عده‌ی کثیری وارد شدند به کشورهای همسایه که یکی از آن کشورها ایران اسلامی بود، شما شاهد هستید که ایران اسلامی آغوش خودش را باز کرد، سه ملیون یا چهار ملیون این فرصت را پیدا کردند که در جغرافیای سیاسی ایران حضور پیدا کنند، از همه امکانات جمهوری اسلامی بهره‌مند شوند و به عنوان انصار و مهاجرین در کنار هم قرار بگیرند و ملت و دولت ایران از قیام مردم افغانستان حمایت کرد که مصادیقش را (دوستان) فرمودند.

برادران عزیز! ممکن است مطلع باشید یا نباشید ملت سرافراز ایران در کنار شما شهید داده است، خون ایرانی و افغانستانی در جهاد افغانستان با همدیگر ممزوج شده است اگر خبر ندارید من نام شهدا را بر شما ببرم، برادران شما برگرفته از فرهنگ امام و تأکید امام در کنار شما همراهی کردند شما را برای عزت و سر افرازی هرآنچه از دست شان بر می‌آمد در آن شرایط سخت جمهوری اسلامی که اینجا اشاره کردند، ما انقلاب مان در سال 1357 به پیروزی رسید، یک کشور نوپا، این کشور نوپا باید مبارزه با کشورهای استعماری می‌کرد، باید با توطئه‌ها مبارزه می‌کرد و از ملت‌ها هم دفاع می‌کرد. شما این شرایط را باید باشید و درک کنید، ما با یک دست با ارتش عراق می‌جنگیدیم، با یک دست با محاصره‌ی اقتصادی می‌جنگیدیم، با یک دست با توطئه‌های داخلی می‌جنگیدیم، اما غفلت نکردیم از حمایت از ملت مجاهد و شریف افغانستان در همراهی از جهاد ملت افغانستان. این نبود جز عنایت ویژه‌ی امام به عنوان آن شعار جهان شمولی را که داد که این عزت و اقتدار در گرو اسلام است و اسلام هم مرز نمی‌شناسد و همه‌ی مسلمان‌ها در کنار هم باید باشند.

از این جهت جمهوری اسلامی ایران با عنایت به منهیات مقام ولایت چه در زمان امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه و چه در زمان حضرت امام خامنه‌ای را رسالت بر خود محسوب می‌کرد، ما این را منت هم نمی‌گذاریم و منتی هم نداریم، ممکن است قصور و کوتاهی هم کرده باشیم که شکی در آن نداریم، اما می‌گویم رسالت دینی و ایمانی ما بوده است. ما اگر نکنیم مسؤولیم؛ شما اگر نکنید مسؤول اید، بحث در این نیست که باهم دیگر در قالب معامله‌ی سیاسی رفتار کنیم.

ما مسلمانیم و امام هم این شعار را داد و براساس این شعار عمل کرد و در کنار ملت افغانستان بود که نمونه‌اش را هم سرور بزرگوار مان (عصمت اللهی) اشاره فرمودند. موشک‌های اسکاد بخاطر حمایت شما بر سر ما وارد می‌شد، جنگ‌ شهرها از حمایت ملت ایران از جهاد ملت افغانستان بر ملت ایران تحمیل شد. بخشی از تحریم‌های اقتصادی برای حمایت از ملت بزرگ افغانستان بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد و همین الآن هم آنچه در سفره‌ی جمهوری اسلامی ایران هست، در حد وسع خودش در کنار ملت افغانستان است.

همین الآن حضور سه میلیون مهاجر افغان با همه جو سازی‌هایی که می‌کنند و حاشیه‌هایی که مترتب است در این مسأله در درون جمهوری اسلامی در حال زندگی هستند و ما افتخار می‌کنیم عزیزان ما که از افغانستان در جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند از بهترین فرهیختگان این جامعه هستند. از دانشجوی آنها گرفته از دانش آموز شان گرفته از مسؤول و غیر مسؤول چرا که جمهوری اسلامی آغوشش را به صورت کامل باز کرد برای ملت افغانستان.

چرا؟ دلیلش هم این است که ما در کنار رسالت دینی اشتراکات بس عمیق داریم، و آقای مفلح خوب اشاره کرد «یک ملت دو دولت» من شمارش کردم اشتراکات مان را به قریب هجده مورد رسیدند که ما با شما در آنها مشترک هستیم. برهمین اساس باید بگوییم که یک ملت واحد با دو جغرافیای سیاسی و حاکمیتی مجزا که این نمی‌تواند خیلی تاثیر گذار باشد در روابط دوستانه، برادرانه و ایمانی ما و شما در کنار همدیگر. ما باید به این دوستی ارج بنهیم، ما باید این دوستی را قدر بشناسیم، از ظرفیت‌های همدیگر خوب استفاده کنیم. چرا که پیام امام پیام عزت، سربلند و افتخار بود.

و این پیام قابل تحقق است برای همه‌ی مشتاقان و همه‌ی تشنگانی که تشنه‌ی عزت هستند. شما به ملتی همه چیز را بدهید اما عزت را از او بگیرید آن ملت، ملت زنده‌یی نیست. اما هیچ چیز نداشته باشد عزت داشته باشد.

ما امام ما، رهبر ما و همه‌ی ملت ایران از خداوند متعال خواسته اند و می‌خواهند و خواهند خواست که ملت سرفراز، شریف، عزیز، جهادگر و مسلمان افغانستان با عزت، سر افرازی، سربلندی و به عنوان یک کشور دوست و برادر در کنار ملت ایران قرار داشته باشد تا ما و شما باهمدیگر موجبات عزت و سرافرازی اسلام را در جهان و در حوزه تمدنی که در گذشته ما خود تمدن ساز این منطقه بودیم و تمدن را به جاهای دیگر صادر کردیم، انشاءالله باشیم و احیاگر تمدن بزرگ اسلامی در این خطه باشیم. من از همه‌ی شما صمیمانه تشکر می‌کنم

والسلام علیکم و ر حمة الله و برکاته

 

 

 

 

حجت الاسلام و المسلمین سیدفاضل حسینی رئیس بنیاد فرهنگی راه امین:

ما امام خمینی(ره) را به عنوان الگو و نمونه پذیرفته ایم

... امام در راه اهداف خویش هیچ هراسی به دل راه نمی‌داد، نه از غرب می‌ترسید و نه از شرق. امام بود که فرمود: امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. واقعاً چنین است اگر ما برای خدا تلاش کنیم، و برای خدا حرکت کنیم و خدا را حاضر و ناظر بدانیم هیچ قدرتی نمی‌تواند در مقابل قدرت خدا قلم علم کند که امام این را به خوبی می‌دانست.

امام حق بزرگی به گردن همه‌ی مستضعفین جهان دارد، چرا که امام فریاد مستضعفین را فریاد می‌کشید. در رابطه با ملت مسلمان و مجاهد افغانستان عزیز ما همان طوری که شنیدید بزرگواران مطرح کرد چقدر امام از جهاد ملت مسلمان افغانستان حمایت کرد. امام در رابطه با مجاهد و جهادگران افغانستان عزیز ما فرمود: مجاهدین افغانستان و چریک‌های افغانستان آنچنان سیلی به صورت شوروی زده که هرگز سرش را بلند نخواهد کرد. و آنچه را که امام به سفیر شوروی گفت که شنیدید. امام در رابطه با صحبت‌هایش وقتی مراجعه می‌کنیم بسیار تأکید روی وحدت و یکپارچگی مسلمان‌ها در تمام صحبت‌هایش موجود است. این وحدت و یکپارچگی مسلمان‌هاست که می‌تواند پیروزی ارمغان بیاورد. اگر آنروز ملت مسلمان ایران پیروز شد، یکپارچه ایستاد پشت سر امام. اگر امروز ما می‌بینیم در دنیای اسلام بیداری اسلامی به وجود آمده است این هم گرفته از آن حرکت و انقلاب امام است. اما این را باید همه مسلمان‌ها توجه داشته باشد. که دشمنان اسلام دست بردار نیستند تا میان مسلمان‌ها اختناق ایجاد کنند تا اینکه بتوانند به آن اهداف پلید و شومی که دارند دست پیدا کنند.

امروز بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی ایجاد شده است که این را می‌توان با وحدت کلمه حفظ کرد اگر وحدت و یکپارچگی در میان مسلمان‌ها نباشد، چه خوب است که همین جا دو جمله‌ی زیبای امام خمینی(ره) را که برای ما بزرگترین درس و الگوست. یکی برای علمای ما، دانشمندان ما، فضلای ما و دیگر برای همه‌ی مسلمان هاست.

امام فرمود: اگر یکصدو بیست و چهار هزار پیغمبر همه در یک زمان و در یک مکان مبعوث به رسالت شود هیچ اختلافی در میان آنها نیست. چرا؟ چون همه‌ی انبیاء برای خدا کار می‌کند وقتی که برای خدا کار شد اختلاف وجود ندارد. بنابر این علما، دانشمندان اسلامی! چه شده است که اختلاف دامنگیر ما شده است که امروز با این وضعیت رو به رو هستیم؟ اگر علمای اسلامی و دانشمندان اسلامی و روشنفکران اسلامی متحد باشند و یکپارچه، اختلاف در میان آنها نباشد این وضعیت وجود ندارد. و از آن طرف امام در رابطه با قضیه‌ی فلسطین گفت که برادر عزیز و بزرگوارم آقای جهانشاهی اشاره کرد. (اگر تمام مسلمان‌ها هر کدام یک سطل پر از آب کند و به سوی اسرائیل بریزد سیلی می‌شود که می‌تواند اسرائیل را ببرد) معنا و مفهوم آن این است که اگر همه‌ی مسلمان‌ها متحد باشند امروز ملت مظلوم فلسطین با این وضعیت رو به رو نخواهد بود.

امروز ما شاهد خیلی از مسائل در دنیای اسلام هستیم. هرآنچه را که امام در آن زمان گفته بود، همه تحقق پیدا کرد. امام در رابطه با صدام مطالب را مطرح کرد تحقق پیدا کرد. امام برای کشورهای خلیج گفت آن روزی که صدام در مقابل ملت مسلمان ایران هجوم آورده بود جنگ تحمیلی بر ایران، امام فرمود برای کشورهای عربی خلیج اگر امروز صدام بتواند یک روزی هم کشور های شما به اشغال خواهد در آورد که این هم تحقق پیدا کرد. همه‌ی ما شاهدیم که صدام به کویت حمله کرد.

امام در رابطه به حسنی مبارک در مصر گفت که این کار را نکن یک روزی ملت ترا به زیر می‌کشاند، که امروز همه شاهد آن هستیم. این ملت هاست که می‌تواند سرنوشت خود را به دست بگیرد.

مسائلی که امروز در کشور ما وجود دارد، همه باید توجه کنیم. ما امام خمینی(ره) را به عنوان الگو و نمونه پذیرفته ایم، اگر در راه آن امام حرکت کنیم عزت شامل حال ما می‌شود. اگر راه امام که راه پیامبر است رها کنیم دشمنان اسلام بر ما مسلط می‌شوند که امروز ما شاهد جنایت‌های فراوانی در این کشور هستیم.

حملات کوری که در آن غیر نظامیان، کودک، پیر، زن و مرد کشته می‌شوند. کیست در مقابل اینها فریاد برآورد و چرا کشته می‌شود. آیا مبارزه با تروریزم همین است که بیاید زن و کودک را به خاک و خون بکشد؟ آیا مبارزه با تروریزم این را می‌طلبد که شبانه در خانه‌های مردم مسلمان افغانستان بریزد آنچه دل شان می‌خواهد انجام بدهند؟

کجاست غیرت اسلامی ما؟ کجاست آنچه اسلام برای ما می‌گوید: (العزة لله و لرسوله و للمومنین) اگر ما مؤمنیم عزت مربوط ماست. چرا دشمنان اسلام بیاید. مسلط بر سرنوشت ما شود. ما مسلمانیم و سرنوشت ما گره خورده است به همه‌ی مسلمان‌های دنیا و این را از امام خمینی(ره) آموخته ایم که او از پیامبر اسلام. اگر فریادی مظلومی را شنیدید و به فریاد آنها نرسیدید نمی‌توان شما را گفت مسلمان.

آیا امروز در کشور اسلامی ما  افغانستان در بحرین، در لیبیا و جای جای کشورهای اسلامی چه می‌گذرد؟ آیا جرم ملت بحرین جز اینکه حق مسلم خود را می‌طلبد می‌خواهد مسلط به سرنوشت خود باشد این گونه مورد تهاجم قرار بگیرد؟ و بازهم فریادی از دموکراسی و آزادی و حقوق بشر. این حقوق بشر است؟ این آزادی است؟ این دموکراسی است؟ یا با اینها بازی می‌کنیم؟! اگر منافع ما ایجاب کرد از حقوق بشر حرف می‌زنیم که این امریکایی ها چنین عمل می‌کنند.

امریکایی‌ها دم از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر می‌زند، اما در کشورهای مصر و بحرین ملت مسلمان آنجا به خاک و خون کشیده می‌شود مورد هجمه قرار می‌گیرد آنجا دیگر حقوق بشر معنی و مفهوم ندارد. امیدوارم که خدای بزرگ این توفیق را شامل حال همه‌ی ملت‌های مسلمان بنماید که از امام بزرگ درس عزت، آزادی و حریت را بیاموزد. و خدای بزرگ این توفیق را شامل حال مسلمان‌ها بنماید که عزت و عظمت از دست رفته‌ی خود را دوباره به دست بگیرند. خدای بزرگ این توفیق را شامل حال همه‌ی بنماید که در راه رضای خدا گام برداریم و توفیق او شامل حال ما بشود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

قاری محمد سمیع عطایی یک تن از جوانان اشتراک کننده در این محفل ترانه ذیل را سرودند :

ناگهان روی ترا دیدم ولی نشناختم

لاله از باد رخت چیدم ولی نشناختم

همچو گل کز دیدن خورشید می‌خندد به صبح

بر گلی روی تو خندیدم ولی نشناختم

کعبه را کردم بهانه تا بگردم دورتو

آمدم دور تو گردیدم ولی نشناختم

در کنار مسجد کوفه ترا گفتم سلام

پاسخ از لب هایت شنیدم ولی نشناختم

درحریم ساقی کوثر نگاهم بر تو بود

کوثر از جام تو نوشیدم ولی نشناختم

در کنار مرقد شش گوشه‌ی جدت حسین

خم شدم دستِ تو بوسیدم ولی نشناختم

 

 

آقای محمد علی اخلاقی عضو مجلس نمایندگان:

رهبران و زمامداران یک جامعه نیازمند تبعیت مردم اند

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده‌ی عصمت برون آرد ذلیخا را

زوصف ناتمام ما جمال یار مستغنیست

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

بیست ودومین سالگرد رحمت بزرگمرد جهان اسلام حضرت امام خمینی(ره) را خدمت همه‌ی آزاد اندیشان و عزت طلبان و شما حضار محترم تسلیت عرض می‌دارم.

ازاینکه قبلاً برای اینکه سخنرانی داشتم باشم در جریان نبودم، اما با استفاده از سخنان مارکس وبر یکی از دانشمندان غربی که در رابطه به نظام‌های سیاسی مطرح کرده است و رابطه‌ی که بین قدرت و حاکمیت را دسته بندی کرده است سخنان خود را آغاز می‌کنم.

مارکس وبر می‌گوید که عمدتاً در تمام نظام‌های سیاسی شخصیت‌هایی که در رأس قدرت قرار می‌گیرد رهبران و زمامداران یک جامعه نیازمند تبعیت مردم است، نیازمند هدایت و نیازمند این است که جامعه و مردم باید این قدرت را بپذیرد و از این زمامدار و رهبر و حاکم باید متابعت بکند.

بنابر این بین قدرت و تبعیت باید یک رابطه‌یی وجود داشته باشد اگر این رابطه ازهم بگسلد یا این رابطه مبنی بر اوضاع و شرایط اجتماعی نباشد دیگر این قدرت نمی‌تواند در جامعه اعمال شود. لذا سه نوع رابطه بین قدرت و تبعیت را وبر مطرح می‌کند: یک رابطه سنتی؛ دوم رابطه عقلانی و قانونی و سومین هم رابطه کاریزمایی.

در رابطه‌ی سنتی فردی که در رأس قدرت قرار دارد، فردی که به عنوان زمامدار، رهبر یک جامعه و حاکم یک جامعه قرار دارد مشروعیت این قدرت و این حاکمیت‌اش مبتنی بر یک سلسله سنت‌ها و آداب و رسوم و عنعنات اجتماعی است. وضعیت اجتماعی و سنت‌های اجتماعی قبول می‌کند این فرد به عنوان حاکم و ما باید از آن متابعت بکنیم. عمدتاً نظام‌های پادشاهی، نظام‌های سلطنتی اگر مشروعیتی در جامعه دارد رابطه‌یی که در اینجا وجود دارد، رابطه‌ی سنتی است.

اگر ما و شما نظام‌های سیاسی و تبعیتی که از این نظام‌های سیاسی در طول تاریخ می‌شده است را مورد بررسی قرار بدهیم، تا یک دهه‌ی اخیر حاکمان ما و زمامداران ما که در جامعه‌ی ما حکومت کرده اند براساس همان رابطه‌ و شیوه‌ی سنتی بوده است. هیچ گروه، هیچ جامعه و هیچ قوم و قبیله‌یی به این فکر نبودند که ما هم می‌توانیم یک روزی زمامدار شویم.

یک سلسله‌ی نژادی و تباری همواره حاکمیت را از آن خود می‌دانستند و به عنوان این حق و مردم و جامعه هم براساس این شیوه‌های سنتی خود را مسؤول و وظیفه دار اینکه باید از این قدرت و حاکمیت تبعیت بکند. هرچند وقت آن نیست که در رابطه به این مسأله بیشتر بحث بکنیم، اما می‌خواهم اشاره‌یی به شخصیت و جایگاه کاریزمایی امام خمینی داشته باشم. پس یک نوع رابطه‌یی که بین قدرت و تبعیت وجود دارد رابطه‌ی سنتی است. و معمولاً جوامع عقب مانده، جوامعی که به عقلانیت نمی‌رسد، جوامع پس مانده بیشتر تبعیتش مبتنی بر این شیوه‌های سنتی است.

و نظام‌های سیاسی‌ای که می‌تواند از این طریق مشروعیت خودش را در جامعه حفظ بکند همیشه به دنبال حفظ نگهداشتن جامعه به حالت ساکن و آرام و عقب ماندگی است، چرا؟ به خاطری که جامعه وقتی رشد کرد، آگاهی وقتی رشد کرد، عقلانیت وقتی حاکم دیگر این قدرت و حاکمیت هم مشروعیت خودش را از دست می‌دهد.

دومین نوع رابطه‌یی که بین قدرت و تبعیت وجود دارد، رابطه‌ی عقلانی و قانونی است. جوامعی که به یک آگاهی و به عقلانیت می‌رسد خود را به عنوان یک شهروند و به عنوان یک شریک در تمام برنامه‌های جامعه می‌داند، خود را مستحق حاکمیت در یک جامعه می‌داند، خود را مستحق شریک در قدرت و امورات سیاسی می‌داند، لذا آن نوع رابطه را قبول نمی‌کند.

وقتی قرارداد اجتماعی مطرح می‌شود، تمام شهروندان و تمام اعضای یک جامعه از نظر حقوق طبیعی یکسان هستند و همگی این حق را دارند که در زمامداری و قدرت برسند. لذا اینجا بر مبنای قانون و بر مبنای عقلانیت اگر فردی در رأس یک جامعه قرار می‌گیرد و زمامدار یک جامعه می‌شود، براساس قانون و بر اساس عقلانیت است.در چنین جامعه‌یی برخلاف جامعه قبلی هر قدر که نظام‌های سیاسی و حاکمان مردم را به همان وضعیت سابق نگه‌ می‌داشتند مشروعیت شان بیشتر پا برجا بود، اما در چنین نظامی هر قدر زمامداران پابندی به قانون و عقلانیت داشته باشند، هر قدر زمامداران و صاحبان قدرت حقوق مردم را حقوق گروه‌های مختلف را در نظر بگیرد از مشروعیت بیشتر برخوردار است. جامعه‌ی ما و شما که تاریخ طولانی ای که پشت سر گذرانده است بر اساس رابطه‌ی سنتی بوده است. اما در چند سال اخیر که مشارکت سیاسی و رسیدن در حکومت و قدرت مبتنی بر عقلانیت و قانونیت بوده است، زیر پاگذاشته می‌شود و جامعه پس زده می‌شود به همان در واقع عقب گرایی و یک نوع صلاحیت دادن به نهادهای غیر عقلانی و غیر قانونی. نوع رابطه‌ی سوم که تفسیر می‌کند نوع قدرت و رابطه‌ی کاریزمایی را، رابطه‌ی کاریزمایی در صورتی برقرار است که فرد در یک جایگاه اقتدار و موضع مقتدرانه قرار می‌گیرد نه مبتنی بر قانون است و نه مبتنی بر شیوه‌های سنتی و نه از یک خانواده‌یی که برخودار از پایگاه اجتماعی باشد برنخاسته است، اما بر خلاف همه این ها، امام خمینی(ره) رهبری بود دینی و کاریزماتیک که نه تنها از متن جامعه و مردم خود برخاسته بود، بلکه به خاطر رفاه، سعادت و دفاع از خواسته‌های مردمش و برای زنده کردن ارزش‌های اسلامی جریانی را رهبری کرد و به ثمر رساند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

محفل با قرائت قطعنامه یی یازده ماده‌یی که از سوی اشتراک کنندگان تصویب گردیده بود توسط انجنیر اسامه بصیری گرداننده این همایش به پایان رسید.

اعلاميه

نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف

به مناسبت بیست و دومین سالروز ارتحال امام خميني (ره)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

إن تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

اینک بار ديگر در آستانه نیمه خرداد (14 جواز) قرار داريم، روزي كه جهان اسلام يكي از فرزندان راستین خود را از دست داد، و جهان شاهد سفر رباني روح الله به سوي ملكوت اعلي گردید.

به حق که تا ایام به کام است اين روز فراموش نخواهد شد و نبايد هم غبار فراموشي برآن سایه بگسترد، چون در این روز جهان شاهد سفر برگشت ناپذیر شخصیتی بود که هرچه زمان می گذرد، نیاز به اندیشه های او بیشتر از پیش محسوس می گردد.

بلی! بدون شک امام خمینی(ره) مربوط به کشور و مليتی خاص نیست، بلکه مربوط به کل جهان اسلام است، چنانکه در زمان جهاد مردم افغانستان، او پيوند عميق با خانواده جهاد ومجاهدان افغانستان داشت، از همین رو نه تنها به حمايت آنان پرداخت و در كنار آوارگان و مستضعفان قرار گرفت، بلکه تجاوز و لشكركشي شوروي به افغانستان را به نکوهش گرفت و عاقبت آن را به زمامداران شوروی گوشزد کرد؛ که پاسخ دندان شكن و قاطع وی به سفير شوروي در تهران در رابطه به لشكركشي آنان به افغانستان شاهد این مدعاست.

بدون شک امام راحل(ره) در ابعاد مختلف زندگي الگوي بي نظير كمال و وارستگي بود. چنانکه در اوج رياست و قدرت، هیچگاه از حالات اجتماعي و سياسي نه تنها مردم ایران بلکه سایر  ملت ها غافل نماند. همچون فقيري تهيدست زندگي مي‏كرد. خوراك، پوشاك و مسكن او مانند سایر مردمش بود و بر ساده‏زيستي و زهد اصرار مي‏ورزيد. همواره در انديشه مستضعفان و محرومان بود و از مشكلاتي كه براي مظلومين و محرومان، در سراسر جهان توسط مستكبران و ستمكاران تحمیل می شد، احساس همدردی مي‏نمود. طوری که تصميم‏گيري های به موقع، سخنراني هاي موثر و شورآفرين و اعلاميه‏هاي حساب شده وی همگي نشانه‏اي از تشخيص دقيق شرايط سياسي- اجتماعي و آشنايي با روحيه و نيازمندی های اجتماعي، سياسي و فرهنگي جوامع اسلامی بود.

بنابراين بجاست که ياد و خاطرة ايشان گرامی داشته شود، انديشه ها و افكار، رويكردها و راهكارهاي انقلابي او به کنکاش گرفته آید، زیرا شناخت ابعاد شخصيت این بزرگ مرد و آشنايي با افكار و انديشه‏هاي او، آن هم با شيوه‌ی علمي، يكي از مهمترين نیازمندی های عصر حاضر است.

بناءً نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف، لازم دانست تا همايش بزرگ علمي را زیر نام «شراره ایمان» (همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه) به مناسبت بیست و دومین سالروز ارتحال این فرزانه فرزند اسلام برگزار نمايد و به اين بهانه از انديشه هاي سياسي او براي بهبود زندگي مردم و استفاده از آن در راستای زدودن ناهنجاری های موجود در جهان اسلام بتوانیم راهکارهای موثر و مفید را دریابیم.

در اینجا ضمن الگو برداری از اندیشه‌های امام لازم می‌بینم تا حوادث اخیر ولایات هلمند، نورستان، هرات و تخار را شدیداً محکوم کرده و از مقامات امنیتی کشور مصرانه می خواهیم که در راستای مهار بحران موجود اقدام لازم را روی دست گیرند، چون نیروهای خارجی دوستان این ملت نبوده و هیچگاه نمی خواهند که افغانستان سفیر صلح و آسودگی را به آغوش بکشد.

همچنان از تمام كشورهاي اسلامي می خواهیم كه براي تنيدن رشته وحدت و برگشت به قوت و تواناني گذشته خویش و رهايي از چنگال استعمار غرب، توصيه ها، افكار و انديشه هاي والاي امام خمینی(ره) را سرلوحة کار خویش قرار دهند، تا از این بیشتر در حلقوم استعمار و استکبار جهانی شرق و غرب فرو نروند.

و من الله التوفیق

رهبري نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف

12 جوزا 1390  كابل- افغانستان

 

قطعنامه نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف به مناسبت بیست و دومین سالروز ارتحال حضرت امام خميني (رح)

 

اینک بار ديگر در آستانه نیمه خرداد (14 جواز) قرار داريم، روزي كه جهان اسلام يكي از فرزندان راستین خود را از دست داد، و جهان شاهد سفر رباني روح الله به سوي ملكوت اعلي گردید.

به حق که تا ایام به کام است اين روز فراموش نخواهد شد و نبايد هم غبار فراموشي برآن سایه بگسترد، چون در این روز جهان شاهد سفر ملکوتی شخصیتی بود که هرچه زمان می گذرد، نیاز به اندیشه های او بیشتر از پیش محسوس می گردد.

آری! امام خمینی(ره) که رحمت خدای بر وی باد، مربوط و منوط به کشور و مليتی خاص نبود، بلکه او مردي وارسته و وابسته به جهان اسلام بود، چنانکه در زمان جهاد مردم افغانستان، او پيوند عميق با خانواده جهاد ومجاهدان افغانستان داشت، از همین رو نه تنها به حمايت آنان پرداخت و در كنار آوارگان قرار گرفت، بلکه تجاوز و لشكركشي شوروي به افغانستان را به نکوهش گرفت و عاقبت آن را به زمامداران شوروی گوشزد کرد؛ چنانکه پاسخ دندان شكن و صریح امام خمینی(ره) به سفير شوروي در تهران در رابطه به لشكركشي آنان به افغانستان ثبت اوراق زرین تاریخ می باشد.

بنابر این نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف به مناسبت بیست و دومین سالروز ارتحال ملکوتی و پرواز روح امام خمینی(ره) به ملأ اعلي، در اين همايشی که زیر عنوان «شراره ایمان» (همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه) خواسته هاي خود را چنين اعلام می دارد:

1.         امام خميني(ره) را به عنوان مرد اندیشمند، سياست مدار وارسته، اهل تقوا و خداپرست، حامي مستضعفين و دشمن مستكبران می شناسیم از همین رو شیوه رفتار و عملکرد او را براي دعوتگران مسلمان، سياست مردان و روحانيون کشور به مثابة الگوی زندگي لازم می دانیم كه بايیستي از آن استفاده گردد.

2.         شناخت ابعاد شخصيت امام خمینی(ره) و آشنايي با افكار، انديشه‏ها و آرمانهاي او را آن هم با شيوه‏هاي علمي، يكي از نیازمندی های عصر حاضر می دانیم و آرزومندیم که مورد توجه و دستور کار همه مبارزان و دعوتگران مسلمان قرار گیرد.

3.         از اینکه امام خميني(ره) منحصر به قلمرو خاص و مليت ويژه‎یی نبود، بنابراین ياد بود از شخصيت او و بهره جويي از انديشه هاي سياسي اش را حق هر مسلمان می دانیم.

4.         ما پيوند عميق ديني وفرهنگي با جمهوري اسلامي ايران داريم و اين پيوند را هيچ توطيه‌ي غرب وشرق نمی‌تواند خدشه دار سازد. بنابراين، بر دولتمردان هردو كشور است كه در تحکیم هرچه بیشتر این روابط با حس همگرايي و همياري اقدامات فوری و جدی انجام دهند.

5.         از جمهوري اسلامي ايران می خواهیم كه به گونه‌ي امام از آوارگان افغانستان پذيرایي نموده و با ايشان همكاري لازم نمایند.

6.         جهان به خصوص غرب باید بداند كه اگر امروز امام خميني(ره) نيست، انديشه ها و خط فكري او زنده است از اینرو، به امريكا و كشورهاي همپيمانش هشدار می دهیم که دست از كشورگشايي و قتل عام انسان هاي بي گناه بردارد و بیشتر از این احساسات ملتها را به بازی نگیرد.

7.         به صراحت اعلام مي داريم كه ما هیچگاه نمی خواهیم امریکا در افغانستان پایگاه دایمی نظامی بسازد و بدون شک، پایگاه دایمی امریکا در افغانستان سرنخ بزرگ بحران در منطقه و بهانه‌یی برای تداوم جنگ و نا آرامی است از سوی دیگر پایگاه دایمی امریکا در کشور را خلاف اساسات دین و ارزش های ملی و ضد آزادی و استقلال افغانستان می دانیم و از دولتمردان خود می خواهیم که در این راستا از احتیاط و دوراندیشی لازم کار بگیرند.

8.         ما از حکومت افغانستان می خواهیم که هرچه زودتر زمینه های خروج نیروهای خارجی را از افغانستان فراهم سازد و راه های گفتمان سیاسی برای حل بحران و ختم بهانه ی موجودیت نیروهای خارجی را تدارک نماید.

9.         نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف خود را در غم و مصيبت ملت هاي مظلوم خاورميانه شريك دانسته و خواستار قطع فوري بحران و كشتار و خون ريزي در آن کشورها است.

10.       ما ضمن اینکه یاد و خاطرة شهدای 8-14 جوزای 1358 را گرامی می داریم و یادشان را جاودان می خواهیم، آرزومندیم که دولت اسلامی افغانستان روزی را در تقویم کشور به همین مناسبت اختصاص دهد.

11.       کشتار مردم افغانستان را ولو به وسیله‌ی هر جناحی که باشد، با شدید ترین الفاظ محکوم می کنیم و از دولت و مسؤولان امنیتی کشور خواهانیم تا هرچه زودتر در زمینه اقدامات لازم انجام داده و ملت مسلمان افغانستان را در جریان کار خویش قرار دهند .

و من الله التوفیق

نهضت اسلامي افغانستان و شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف

12جوزا /1390 كابل- افغانستان

 
 

 

امکانات
تعداد بازدید: 1068
دریافت
ارسال به ایمیل
صفحه قابل چاپ
معرفی به دوستان

 

سایر بخش ها

 

سایر فعالیت ها

گرامیداشت از چهل و یکمین سالروز «روز زمین» در دفتر مرکزی نهضت اسلامی افغانستان 13 حوت 1396

کنفرانس «وحدت امت مسلمه دریچه ای به سوی ثبات و امنیت افغانستان و جهان اسلام» در جلال آباد 1395/12/29

نهضت اسلامی افغانستان برگزار می کند؛ کنفرانس (همگرایی دینی رهیافتی برای ثبات افغانستان وجهان اسلام)

همایش باشکوه بزرگداشت از روز جهانی قدس 1395 درهرات

همایش باشکوه بزرگداشت از روز جهانی قدس 1395 در ننگرهار شهر جلال آباد

گزارش کنفرانس «ادامه تراژدی در جهان اسلام و مسئولیت های ما» شهرهرات 10 حوت 1394

کنفرانس علمی «تروریزم و افراط گرایی بزرگترین چالش جهان اسلام وافغانستان» در هرات عقرب 1394

دوشهید؛ یک تفکر، یک راه همایش یک روزه بازشناخت اندیشه های دو مرد مکتب جهاد و شهاد؛ شهید پرفیسور برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود

برای ریاست جمهوری 27 نفر و برای شوراهای ولایتی بیش از 3000 نفر ثبت نام کردند

جلسه پرسش و پاسخ خبرنگاران با مولوی مفلح

نهضت اسلامی افغانستان در ارتباط با تحولات جدید داخلی و بین المللی طی یک کنفرانس مطبوعاتی مواضع خویش اعلان نمود

قطع نامه نهضت اسلامی افغانستان وشورای فرهنگی حامیان قدس شریف

مکثی برکارکردهای اخیر نهضت اسلامی و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف

نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف طی گردهمآیی در کابل حملات وحشیانه اسرائیل بر نوار غزه را تقبیح کردند

طی یک‏گردهمآیی امضای‏پیمان‎امنیتی‏با‏آمریکا‏مردود‏دانسته‏شد

در تظاهرات امروز در شهرکابل، نهضت اسلامی افغانستان وشورای فرهنگی حامیان قدس شریف عمل توهین آمریکاییها به اسلام و مسلمانان را محکوم کرد

• از روز جهانی قدس 1391 در کابل گرامیداشت به عمل آمد 1391/5/27

• نمایش اقتدار جهانی در روز قدس

فراخوان! باتوجه به حوادث جهان اسلام؛ یوم الله روزجهانی قدس 1391 در افغانستان با شکوه تر از هرسال برگزار خواهد شد

پیوست تقویمی میلاد خجسته پیامبر اکرم (ص) و تاسیس مجدد نهضت اسلامی افغانستان مبارکباد!

مقدمه کتاب در آغوش هوای اقصا (دو سوال ویک پاسخ!)

درمیان استقبال پرشور مردم سوریه؛ اعضای کاروان جهانی الی بیت المقدس صبح امروز وارد دمشق شدند

پیامی به گوش اقصا از حنجره مردم افغانستان (نشست خبری هیات رهبری کاروان جهانی الی بیت المقدس (بخش افغانستان))

آی امریکائیان آی نمایندگان صلیبی ها - صهیونیست ها! امروز ما آمده ایم تا باشما تسویه وتصفیه حساب نماییم...

شهادت استاد مکتب شهادت

تحریم لویه جرگه و مخالفت با پایگاه های دایم آمریکا در افغانستان

فصل برگریز عکاسی و مخالفت با پیمان استراتیژیک با امریکا (نمایشگاه تصاویر قربانیان هجوم امریکا بر افغانستان 2/8/1390)

افغانستان وپدیده تجلیل از روز جهانی قدس شریف

امریکا بزرگترین تروریست است (همايش رسانه اي رهبري نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف19 حمل 1390هـ.ش، کابل – افغانستان)

قیام مردمی مصر و نابودی فرعون دیگر (همایش حمایت مردمی از رستاخیز کشورهای عربی - اسلامی 22 دلو 1389 کابل - افغانستان )

بیایید شاگرد مکتب این معلم بزرگ گردیم (مردم مسلمان افغانستان از سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران تجلیل کردند)

همایش بازگشت به قرآن

گردهمآیی تجلیل از روز جهانی قدس (بازگشت اقصا) یادواره خونین فلسطین 1389

«شناخت بحران افغانستان در پرتو قضیه فلسطین» (شورای فرهنگی حامیان قدس شریف)

روزي كه كابل همه خشم بود: (گزارشي از مسجد جامع پل خشتي كابل)

كابل اقصا را به زمزمه گرفت!... (گزارشي از گردهمايي روزجهاني قدس در افغانستان، ميدان دهبوري مقابل دانشگاه كابل)

آخرين گام تا زمزمة اقصا!... (نشست افتتاحيه شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف و بررسي آخرين آمادگي ها براي مناسبت بزرگداشت روز جهاني قدس)

قدس شريف محور صلح جهاني(يادداشتي برجلسه گشايش شورای فرهنگی حامیان قدس شریف)

نگاه کوتا به فعالیت های نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف

روز جهانی قدس و روند شکل گیری آن در افغانستان

مسجد الاقصي معيار ايمان در عصر حاضر (تفسيري از همايش دوم اساس گزاري شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف)

 

تازه های پایگاه

 . عنوان بخش: معرفی شورا

شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف ...

 . عنوان بخش: فعالیت های شورا

گرامیداشت از چهل و یکمین سالروز ...

 . عنوان بخش: معرفی نهضت اسلامی افغانستان

دفتر ولایتی نهضت اسلامی ...

 . عنوان بخش: بیت المقدس

پخش اذان در کلیساها

 . عنوان بخش: آرشیو اخبار و اطلاعیه ها

تصویب طرح 14 ملیون دلاری از سوی ...

 . عنوان بخش: سمینارها و نشست ها

نهضت اسلامی افغانستان در ارتباط ...

 . عنوان بخش: انتشارات

ده سال روز جهانی قدس در افغانستان

 . عنوان بخش: گالری تصاویر

تصاویر روز جهانی قدس 1395 در ...

 . عنوان بخش: گالری صوت و فیلم

فیلم شماره 2

 . عنوان بخش: بازتاب

سران کشورهای عربی برای ...

 


كليه حقوق رسمي اين پايگاه متعلق به شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف مي باشد.