طراحي و پياده سازي بيزراد birzad.ir
 
 
  
دوخطی بیش نیست؛ خط معامله با اشغال گران و خط مردم و مقاومت اسلامی !...
 
 
نواراطلاع رساني
 

 

 

 

آمار پايگاه

• تعداد بازدید: 3644522

• تعداد بازدیدکننده: 3166636

• تعداد بازدید امروز: 2570

• کاربران آنلاین: 510

 
 

قدس شريف محور صلح جهاني(يادداشتي برجلسه گشايش شورای فرهنگی حامیان قدس شریف)

صبح روز بيست و چهارم اسد سال روان (1388) شهروندان متدين افغانستان در عمق پايتخت كشور عزيز خود، با لوحهأ‌هايي رو به رو شدند اما نه از جنس لوحه‌هاي تبليغات انتخاباتي!...

در و ديوار بناي يكي از جاده هاي اصلي شهر كابل آراسته به پارچه هايي بود كه روي آنها به زبان هاي دري، پشتو، عربي و انگليسي؛ تصاوير و نام مسجدالاقصي، قدس شريف و فلسطين مي‌درخشيد!...

شهر كه آگنده از تصاوير كانديداهاي انتخابات بود، بدون شك حالت يكنواخت آن براي برخي ها دلزدگي نيز آفريده بود، اما اينجا در سالن هوتل انصاف از انتخابات بحث نيست، كاري از قماش معامله روي ر‌أي و نظر مردم و بيع وشراي آن براي اين و يا آن شيك پوش اروپايي و يا از فلان روستا رسيده نيست، در درون تالار تفسير زنده و عملي از آيه هاي قرآن كريم در حال شكل گيري است.

نشست آغازين شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف نقطه پيوند ميان مردمي از تيره و تبار ارزش انديشان بود كه اينجا به منظور بلند كردن فرياد لبيك به نداهاي قرآن گردهم آمده بودند، فرياد قدس از حلقوم افغانستان بركشيدن نجواي اقصا از صخره خنجر خورده افغانستان، برآوردن نداي غزه، اريحا و رام الله از دهان كابل بلخ و قندهار و هرات.

بلي به ساعت نجومي ده (10) صبح گوينده از پشت منبري با قرائت آيه هاي كه سنگ بناي ايمان به قداست مسجدالاقصي را نهاده است، موجوديت شوراي عالي حمايت از قدس شريف را اعلان داشت و پيوست گوينده آغاز مراسم رسمي محفل را با فراخواندن فردي از اعضاي اكادمي علوم جمهوري اسلامي افغانستان هدف تلاوت آيات كلام الله مجيد اعلان داشت.

از نخستين كساني كه در اين نشست رشته سخن را بدست گرفت، مولوي نقيب الله حميد كه يكي از شخصيت هاي فعال در زمينه دعوت اسلامي بشمار مي‌رود بود كه بيشتر روي اصل «ما براي قدس چه كمكي مي‌توانيم» تمركز داشت و از مننظر واقع گرايانه به اين موضوع پرداخت.

او نقش رسانه‌هاي جمعي را در باب ياري رساندن به مردم فلسطين ونجات مسجدالاقصي از دست اسرائيل غاصب مهمترين وسيله دست داشته كشور هاي اسلامي نظير افغانستان دانسته و ضمناً سهم مخاطبان رسانه ها را جدي دانسته كه در صورتي اگر رسانه‌يي در باب انعكاس مسايل فلسطين سهل انگاري كرده و وقايع را انعكاس ندهد مي‌بايد از سوي مخاطبان تحريم گردد و اين تجار ملي و مسلمان كشور نبايد با فرستادن اعلانات خويش به همچو رسانه‌يي كمك نمايند.

سخنران بعدي اين اجلاس آقاي الحاج احمدفريد عضو شوراي ملي كشور بود؛ آقاي حاجي فريد اين مجلس را مجلس رحمان عنوان داد و از مسلمانان خواست تا اين گونه مجالس را با اشتراك خويش بيشتر رونق بخشند.

حاجي فريد فلسطين و قدس را درد ناسور جامعه اسلامي عنوان داد و ارتباط هاي قدس و افغانستان و اشتراكات اين دو خطه را از جهات مختلف به بحث گرفت.

آقاي حاجي فريد روي اصطلاحات تمركز كرد و گفت كه چگونه دنيا با سياست يك بام و دو هواي خويش آمده اند و كسي را كه جهت دفاع از حق خود برخاسته را قلب تروريست داده اند، ايشان توضيح داد كه باري به يكي از مقامات نظامي ناتو تذكر داده اند كه انگار در رگ هاي شما خون جاري است و در رگ مردم آب!...

آقاي حاجي فريد از گشايش اين شورا نهايت استقبال را بعمل آورده و ضمناً از آقاي مولوي محمد مختار مفلح به لحاظ اين ابتكار ابراز شكران نموده و موفقيت اين نهاد را آرزو داشت.

سپس آقاي ايت الله سجادي از منبر شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف آغاز به سخن نموده وبر نقطه ارزش مداري اسلامي در دنياي معاصر تاكيد ورزيد.

در عين حال وحدت امت اسلامي را يگانه موردي دانست كه مي تواند آن مجد و عظمت پارينه اسلام كه امروز دستخوش استكبار جهاني گرديده است را باز گرداند.

ايشان افزودند كه به هر پيمانه يي كه بذر نفاق ميان امت بذر گردد و اين شجرة خبيثه رشد و نمو كند به همان مقدار از عزت و اقتدار  مسلمانان كه به حق مستحق حاكميت اسلامي در كشور خويش اند مي‌كاهد.

همچنان آيت الله سجادي افزودند كه بازگشت غرب لجام گسيخته و محكوم به غرايز حيواني امري حتمي است و هيچ گريزي ندارد جز اينكه به آموزه هاي اسلامي تن دهد. در صورت وحدت امت اسلامي امت فلسطين رهايي مي‌يابد و حكومت جهاني اسلام پياده مي‌گردد.

اين طرز تلقي كه ذريعه آقاي آيت الله سجادي در اين جلسه مطرح گرديد، گفتمان مقاومت و جهاد اسلامي را در عصر كنوني با منطق تعقل و گفتگو راه كارساز نجات اسلام و كشور هاي اسلامي است.

شكي نيست كه بيداد تاريخي كه بيش از نصف قرن در حق مردم مسلمان فلسطين و هتاكي كه به حرمت مقدسات جهان اسلام پيوسته برخشم مسلمانان نسبت به عوامل آن افزوده هيچ ترفندي نتوانسته از داعيه جهان اسلام بكاهد، جعل تاريخ، نابودسازي هويت اسلامي و تاريخي سيماي اسلامي فلسطين و صدها حيله و نيرنگي كه تا حال از سوي اتحاد مسيحي- صهيوني انجام يافته اندك خللي در خواست برحق مردم فلسطين و بالتبع جهان اسلام وارد ننموده است.

سر دادن بانگ فلسطين از مناره افغانستان از روح قرآن كريم و سنت پيامبر(ص) تقويت مي گردد و در اين مقام هرگز بويي از ناآشنايي و بيگانگي وجود ندارد.

آقاي عالمي بلخي كه از سخنرانان اين محفل بود در پيشاني بحث خويش همين موضوع را تاكيد كرده و ارتباط اين قضيه را بسيار روشن توصيف كرد.

ايشان در رابطه به علايق افغانستان به فلسطين خاطره‌يي از دوران جهاد را تذكر داده گفتند كه باري يكي از وزراي خارجه كشور هاي اسلامي در پايان خروج روس ها از افغانستان ذوق زده بود و خيلي خوشبين بود اما من (آقاي بلخي) به آن توضيح دادم كه هنوز مشكل قدس پابرجاست.

 اين غرب مسيحي نمي توانست تا از انفجار عقده يهودي هايي كه پدران و مادران و وابستگان شان را در جنگ بين‌المللي قتل كردند، آرام بنشيند.

ايجاد درگيري ميان يهودي ها و مسلمانان در يك نقطه دنيا كه متأسفانه فلسطين را برگزيدند يكي از شگردهايي بوده كه براي مسيحيت كه گناه قتل عام يهود را به عهده داشت، آرام تر و دورتر از نفرت يهود زندگي نمايد.

اين تحليل آقاي بلخي در جهت روشنگري اذهان عمومي حاضران نهايت موثر واقع گرديده و مورد تقدير همگان قرار گرفت.

زيرا اين معادله «دوجانبه» نيز مي‌تواند، آن گونه كه يك سناريو اين است كه اين يهود بين‌المللي و صهيونيزم است كه دنيا را به جان هم افگنده و خود به تماشا نشسته و از فرصت هاي استفاده كرده است، اسقبال يك جنگ در يك گوشه جهان اسلام بهترين ضمانت امنيتي براي اسرائيل غاصب به شمار مي‌رود؛ سناريوي ديگر همان بود كه آقاي استاد عالمي بلخي توضيح فرمودند.

اما رويكرد اتحاد مسيحي و صهيوني در اين دو سناريو خالي نيست كه در هر دو صورت آنكه زيان و ضرر متوجه اوست مسلمانان و جهان اسلام است و منافع و سود آن به مسيحيت افراطي و صهيونيزم جهاني است.

افسانه دم از صلح زدن و بلند كردن پرچم حقوق بشر و... درست در همان آيه قرآن كريم كه داستان زني را به تصوير مي كشد كه رشته هاي روز را شبانه از هم مي سگليد، بي‌نهايت شباهت دارد.

مجامع حقوق انسان، در نيويارك، لندن، پاريس و... گلو مي‌درند، ولي در غزه، قدس شريف، افغانستان و... معترف به انسان نيست چه رسد به حقوق آن.

تفصيل اين مطلب را آقاي مولوي محمد مختار مفلح بنيان گذار تجليل از روز جهاني قدس و رئيس شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف، در خطابه خود آورده اند كه اينك در فرجام اين نبشته عين آن را درج مي‌كنيم.

گزارش تفصيلي مجلس چهارم در رابطه به آغازه فعاليت «شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف»:

 روز بيست و چهارم اسد سالروان، هوتل انصاف شهر نو كابل، شاهد محفل پر شكوهي بود كه به مناسبت آغازة «شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف» تدوير گرديده بود.

محفل ابتدا با تلاوت آيات ملكوتي كلام الله مجيد توسط محترم استاد محمد اعظم طارق عضو علمي اكادمي علوم افغانستان آغاز گرديد.

 مولوي محمد مختار مفلح، رهبر نهضت اسلامي افغانستان و ميزبان مجلس شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف ضمن اظهار تشكر و سپاس از همه نمايندگان احزاب سياسي و سازمان هاي اجتماعي و نمايندگان مجلس كشور و همه علما و روحانيون و انديشوران مسلمان و جوانان و خواهران مؤمن، به ايراد سخن پرداخته گفتند، من سخنراني نه بلكه پيامي دارم در رابطه به گشايش شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف، كه اين پيام در اخير براي دوستان توزيع هم خواهد شد و من در اينجا نكاتي چند از اين پيام را خدمت شما تقديم مي كنم. محور پيام است «مسجدالاقصي محور صلح جهاني».

برادران و خواهران! نخست بحث خود را با تلاوت اين آيه از كلام الله مجيد كه مي فرمايد خداوند متعالي (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ - الآيه) و به اين احاديث گرانمايه رسول اكرم صلي‌الله عليه وآله وسلم و فتواي علماي جهان اسلام آزين مي‌بندم:

عَنْ أَبِى ذَرٍّ قَالَ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَىُّ مَسْجِدٍ وُضِعَ فِى الأَرْضِ أَوَّلُ قَالَ « الْمَسْجِدُ الْحَرَامُ ». قُلْتُ ثُمَّ أَىٌّ قَالَ « الْمَسْجِدُ الأَقْصَى ».   أخرجه النسائي

عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه، أن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قال: (لا تُشَدُّ الرحال إلاّ إلى ثلاثة مساجد, مسجدي هذا, والمسجد الحرام, والمسجد الأقصى)20.

و فتواي علماي جهان اسلام:

ماحکم الجهاد فی فلسطین

الجهاد في فلسطين وتحرير المسجد الأقصى من اليهود من الجهاد الواجب على الأمة بدون خلاف، بل هو أعظم ساحة للجهاد في وقتنا الحاضر، وما يجري في فلسطين اليوم على يد اليهود المعتدين هي من قبيل الحرب الدفاعية، حيث يجب دفعهم عن بلاد المسلمين عند القدرة، ولا شك أن الجهاد في هذه الحالة من الفروض المهمة على الأقرب فالأقرب، ومن عجز عن الجهاد بالنفس وجب عليه المساعدة بالمال والدعاء والسلاح والخطابة والكتابة ونحو ذلك، ودفاع إخواننا في فلسطين عن أنفسهم هو جهاد في سبيل الله؛ لقوله -عليه السلام-: "من قتل دون ماله فهو شهيد و من قتل دون دينه فهو شهيد ومن قتل دون دمه فهو شهيد..." رواه الترمذي (1421) وأبو داود (4772) والنسائي (4095) وأحمد (1652)، ولكن الأولى الانضواء تحت الرايات الإسلامية الموثوقة والجماعات الإسلامية المستقيمة لمن أراد الجهاد.

السؤال:

ما حكم الجهاد في فلسطين؟ وما حكم الانضمام تحت راية ما؟

الجواب:

بسم الله الرحمن الرحيم

الجهاد في فلسطين من أكد أنواع الجهاد الواجب في هذا الزمان , والواجب فيه يختلف باختلاف أحوال الناس وقدراتهم لكن من الواجب أن يبحث المؤمن المجاهد عن أنقى الرايات المرفوعة وينضم إليها ولا أرى أنه يجوز الانضمام تحت رايات تنابذ الشريعة وترتضي غير الإسلام منهجاً وطريقاً لاسيما وأن هناك رايات عديدة إسلامية يمكن الجهاد تحت لوائها. والله الموفق.

برادران وخواهران مومن !

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته !

پیشاپیش همه حضور لبریز از صفا وصمیمیت تان در این مجلس را خیر مقدم گفته و برای یکا یک شما از بارگاه الله متعال(ج) پاداشی مسئلت میدارم که خاص بندگان صالح او تعالی است .

محور اصلی این نشست که اعلان  «شوراي عالي حمايت ازهويت اسلامي قدس شريف» است ، با آنکه برای ملتی مانند مردم افغانستان که در طی سه دهه نشیب وفراز های زیادی را تا حال دیده است ضرورت به هیچ نوع توضیح وتبیینی ندارد اما از باب تکرار احسن این جا لازم می دانم تا بر محور این شورا اندک صحبتی داشته و مطالبی را خدمت شما به عرض برسانم .

افغانستان ! و چرا قدس ؟

این سوال شاید برای برخی ها پیدا شود که افغانستان تا این پیمانه در گیر مسایل خود چگونه فرصتی می یابد به اینکه به مسئله یی بزرگي مانند فلسطین برسد ؟ این سوالی است کاملا به جا !

اما افغانستان عزیز که ما همه به آن عشق می ورزیم با جمعیت بیش از 99 % جمعیت مسلمان باورمند به کتاب الهی ، قرآن کریم است که آیات آن قدسیت ومکانت مسجد الاقصی و ماحول آن را ثابت نموده و برای ما به صراحت گفته است که سکوت یک مسلمان در برابر ظلم وتعدی که در حق آن دیگری روا داشته می شود خود از آن جنایت دست کمی ندارد. چه برسد بر اينكه اين بيداد و ظلم عظيم در حق يكي از مقدسات روا داشته شود.

مقاصد علیای شریعت اسلامی برای ما می آموزد که آنچه در حق ملت بی دفاع برادران وخواهران فلسطینی مان می رود ، ظلم روشن و ستم آشکاری است که توسط یک رژیم سفاک وخون ریز که به هیچ اصلی پابند نیست انجام می یابد که اگر این بیداد، بر پیروان دين ديگري نیز به عمل آید، یک مسلمان آزاده و باورمند به مقاصد علیای شریعت اسلامی آن را به شدت محکوم نموده ودر جهت توقف دادن آن کوتاهی نمی کند .

این است اساسی ترین برهان جهت گیری ما درین راستا که مسئولیت شرعی و الهی مان دستور ایستادن در پهلوی ملت بزرگوار فلسطین را به هدف دفاع ازحریم مسجدالاقصی، برای مان می دهد .

مهم این نیست که ما امروز ویا فردا ویا در همین عمر خود شاهد باشیم که شیرازه حصار بردور مسجدالاقصي فرو بریزد و دست ناپاک اتحاد صلیبی صهیونی از دامن آن کوتاه گردد ، - گرچند این را دورهم نمی دانیم – مهم این است كه به گوش بيدادگران برسانيم که ملت بزرگوار فلسطین را در این برهه از زمان تنها نمانده و مابا ایستادن در کنار این ملت، دین شرعی ومسولیت الهی خود را در قبال ملت مسلمان فلسطين ادا مي‌نماییم .

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

درسي که برای مایاران پاکباز پیامبر عظیم الشان اسلام آموخته این است که سید الشهدا حمزه ومصعب بن عمير و عبد الله بن رواحه وجعفر بن ابی طالب و ...رضوان الله تعالی علیهم اجمعین جام شهادت به سرمی کشند تااینکه کلمه خدا بلند گردد ، وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

بلی کلمه خدا بلند گردد ، سخن این است که ما به خاطر این هدف متعالی ورفیع و برقراری عدل الهی و برافراشتن سر مقابله با ایادی کفرکه دست در گلوي مظلومان فروبرده اند، به شیشه سکوت سنگ می زنیم ومی گوییم: دنیایی که از جنایات رژیم اسراییل به دفاع ادامه می دهید باید بدانید که یک مسلمان آن چه را برخود لازم می داند اطاعت از حکم الله است که آن را برتر از همه دانسته و در برابر ایمان یک مسلمان اسباب ووسایل مادی رنگ می بازد و درمصاف مبارزه پیروزی از آن اوست . وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ .

این نیروی ایمان که خاص به اهل ایمان و تقوای امت پیامبر اسلام‌ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) است خود نصرت وظفر آورده است ، بلی روحية ایثار اهل ایمان، سربازان بيشماري چون طارق بن زیاد ها وموسی بن نصیر ها و صلاح الدین ها و محمد فاتح ها و ... را در دامن سبز ونوید بخش اسلام پروریده است که هریک در پخش خیر و فضیلت الگوهای تاریخ اند ، وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ .

این ها همه مولفه هایی است که برای ما بلند نمودن داعیه حمایت از مسجد اقصی و پشتیبانی از مردم فلسطین را به عنوان یک مسولیت الهی وشرعی واجب ولازم ساخته و درعین حال عبوربی باک از پهلوي مردم فلسطين را شرعا ناجایز می سازد.

 مسؤولیت ما افغانستان یا مسجدالاقصی ؟

عزیزان خواهران وبرادران گرامی !

از دیر باز در قلمرو جهان اسلام این خطوط کشیده شده است تا کشور هارا بامسایل شان از یک دیگر جدا کنند ، خطوط جغرافیایی بی شماری! اما با یک هدف ... و آن جدا کردن هریک ازدیگری برای خوب تر دریدن و بلعیدن ! این نفاق افگنی های استعماری تا حال جان بیش از ملیون ها انسان را عمدتا در قلمرو جهان اسلام گرفته است.قضیه ما یک قضیه اسلامی است ، که ما از آن کوتاه نخواهیم آمد . إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.

اما رابطه حوادث امروزی افغانستان به قضیه فلسطین ، اظهر من الشمس به همه روشن است ، شصت سال اشغال ،کشتار ، برون راندن از خانه ، تخریب مزارع ، قتل عام ها ، تخریب مقدسات وهتاکی به همه آن چه به شرافت یک مسلمان فلسطینی مربوط می شود ، به سان آتشی ضمیربیش از یک ونیم ملیاردمسلمان را به جوش آورده است ، این بی باکی که این رژیم تا حال به مردم بی دفاع فلسطین نموده است بدون شک رد فعل و عکس العمل های جدی وخطرناکی را در جهان اسلام سبب شده است ، واکنش هایی را سبب گردیده که هیچ گوشه دنیا برای هیچ کسی مکان امنی به حساب نمی رود. هیچ گاهی تصاویر هولناك آنچه در حق مردم فلسطین انجام می شود بدون تا ثیر و عكس العمل در روحیه جهان اسلام باقي نمی ماند.

در میان یک ونیم ملیارد انسان هیچ بعید نیست تا چند جواني پیدا شوند و داعیه انتقام فلسطین را بلند نموده وزندگی در نیویارک ،لندن وپاریس را تاآنجا که می توانند مختل کنند .

این معادله ( اعاده حق مردم فلسطین + صیانت مسجد اقصی = امنیت وصلح جهانی ) چیز پذیرفته شده یی در همه محافل طرفدار صلح و نهاد های علمی دنیا است .اما این که لابی صهیونیزم در صدد کتمان این موضوع روشن تر ازآفتا ب است آن چیز دیگری است.

برادران وخواهران !

افغانستان را به بحث می گیریم ، معادله ثبات در این کشور تاحال این گونه توضیح داده می شد که تا زمانی که اصلاحات سیکولار در کشور پیش برده شده وافغانستان بیشتر به مدار کشورهای سرمایه داری غربی تقرب بجوید و از مدار جهان اسلام دورگردد ، بیشتر این کشور به رفاه ، امنیت ، و شگوفایی دست می یابد . این فورمول یکبار درحکومت شاه متوفا اتفاق افتاد و به شد ت  حمایت می شد که ما ثمره آن را دیدیم؛ وبار دوم این قضیه با حوادث یازده سپتامبر در کشور ما خود نمایی کرد که شخصیت هایی که سال ها ازتریبیون های بیگانه این داعیه را بلندنموده بودند این طرز تلقی را باخود به افغانستان آوردند و حل قضایای افغانستان را از این زاویه به بحث گرفتند .

اما همه شاهد هستیم که امنیت موعود و رفاه مثالی که برای کشور ما وعده شده بود مانند نوشته یی دریخ ها زیر تابش شعله های آتش پنهان درزیرخاکستر، فروریخت وما مانده ایم امروز با این حالت اسفبار !...

چرا افغانستان بهای این همه جنگ را بپردازد ؟ چرا صهيونيست‌ها انسان را می کشند و خشم امت اسلامی را به جوش آورده وآتش انتقام را افروخته و حامیان کشور صهيونيستي اسرائيل بقیه جنگ  را درکشور ما دنبال می کنند ؟ چرا غرب حامي اسرائيل به خصوص ايالات متحده امريكا این معادله را از این رو نمی خوانند که اگر غصب سرزمین مسلمانان درفلسطین و همه آنچه آنجا انجام یافته است نمی بود نه یازدهم سپتامبری بود ونه جنگ در افغانسان ونه در هیچ جای جهان اسلام و نه قتل صدها شهروند غربي و امريكايي؟ مسلمانان که به خاطر تحمیل دین باکسی نمی جنگند؟ اگر این کار را بکنند باید باآن توتم پرست هایی بکنند که در قرن بیست ویکم بازهم سنگ وحیوان ونبات را می پرستند... نه با یهودیت و مسیحیتی که دست کم خود منتسب به یکی از ادیان الهی وابراهیمی اند؟... این ظلم وهتاکی وبی حرمتی وبعد حمایت آن ذریعه پیروان این دوکیش است که کار را به همه جهانیان دشوارساخته است...

می خواهیم تا با تأسیس این شورا حل قضایای کشور مان را از این رو درست وراست بخوانیم ، و اجازه دهيد تا به دنياي حامي اين رژيم بگوييم: بروید آن جا دست آن کسی را بگیرید که نفت را به آتش بحران پمپاژ می کند وآن دست صهیونیزم است ... این جا اگر صدبار این آتش خاموش شود باردیگر توسط صهيونيزم روشن شده و زبانه می کشد ...

از ما چه کاری ساخته است ؟

دفع شر وضرر از جان وخاک ما مسولیت ما است ، روشن است که مشکلات ما از جای دیگر آب می خورد ، و ما هم الحمد لله کشوری هستیم دارای سی ملیون نفوس ! ... انزجار این سی ملیون نفوس خواب را ازچشم صهیونیست ها می رباید و سر عقل شان می آورد ، زمانی ما بامنطق وبرهان اینکه سر افعی بحران افغانستان و جهان اسلام در تل ابیب است را برای دنیا جدی مطرح کنیم شکی نیست که بروجدان های آزاده دنیا بی تاثیرنخواهد بود...

چرا جهان اسلام با تقریبا دوملیارد نفوس قربانی منافع یک مشت افراد آدم کش در فلسطین اشغالی می گردد ؟ این منطق ما است که حل عادلانه قضیه فلسطین وکوتاه شدن دست رژیم اسراییل و مهم تر از همه حراست و نگهداشت هویت اسلامی بیت المقدس یگانه راه رسیدن به صلح جهانی به صورت عموم و بازیافت ثبات و امنیت افغانستان به صورت خصوص می باشد  وما می خواهیم تا این شورا بحث خانه یی باشد برای طرح این گونه راه کار ها که بدون شک برای ملت ودولت ماو هکذا برای تمام دنیا خالی از خیر ومنفعت نخواهد بود.

در فرجام گشایش این شورا را برای همه شما تبریک گفته و ثمر بخشی آن مرهون دعای شما ویاری همکاری شما خواهد بود.

به امید پیروزی حق برباطل

و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته

       محترم مولوي محمدياسين فاهم، استاد دارالعلوم حاجي چمن و خطيب مسجد شاه دوشمشيره ولي(رح) كه امور گردانندگي مجلس را نيز بدست داشتند، در آغاز محفل و همچنان به تعقيب صحبت سخنرانان، به نكات اساسي و مهم در رابطه به قضيه فلسطين و مكلفيت امت مسلمه در قبال آن اشاره نموده گفتند: آنگاه كه فلسطين اندامي دردمند از بدن جهان اسلام است و ملتش عضو خانواده مسلمين است و امروز زير ساطور ستم و جفاي اسرائيل قرار دارد و هرازگاهي عليه شان تجاوز صورت مي گيرد و منازل شان تخريب مي گردد مكلفيت ايماني ما در قبال اين قضيه چيست و چه بايد كرد؟ و چگونه دست كمك را به آن ملت مظلوم پيش نمود؟

ايشان در ادامه صحبت خود اظهار كردند، كه امروز قضية فلسطين متعلق به همه مسلمين است و جهان اسلام مسئوليت دارد كه حتي المقدور بدان رسيدگي نمايد، چون سر افرازي و عزت جهان اسلام به آن گره خورده است، و شكست و ذلت فلسطين در واقع ذلت و زبوني جهان اسلام را به نمايش مي گذارد و بدانيم كه دنيا وضعيت فلسطين را براي سنگيني و عظمت جهان اسلام قرار مي‌دهند.

همچنان ايشان گفتند كه، رژيم غاصب اسرائيل همواره تلاش مي كند كه به توسعه شهرك هاي يهودي نشين و مسكن سازي شان توقف نيافته است، پس در واقع تا امروز پاي استبداد اسرائيل سر شانه ما و تو را خورد و ريز مي سازد، پس چرا خاموش باشيم و چرا به ياري عضو و بازوي خود نشتابيم؟

سپس مولوي نقيب الله حميد به نمايندگي از جمعيت اصلاح وانكشاف اجتماعي افغانستان پيرامون جايگاه قدس شريف صحبت شان را چنين ابراز داشتند: نخست از همه مراتب تهنيت خود را حضور محترم استاد مولوي محمدمختار مفلح به مناسبت راه اندازي شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف تقديم ميدارم و از خداوند خواستارم كه ايشان را توفيق دهد تا بتواند راه هاي پرخم و پيچ و سنگلاخي حمايت از قدس شريف را پيش ببرد و در اين راستا گام هاي مثبت و ارزنده بردارد.

دوستان عزيز! قضيه فلسطين، قضيه مردم آنجا نيست بل ابعاد و پهلوهايش فراختر از آن است كه تنها مربوط مردم فلسطين گردد.

امروز اين قضيه به همه عالم اسلامي تعلق دارد و امت مسلمه مكلفيت دارد كه حتي المقدور با امكانات دست داشته خويش در راستاي حمايت از فلسطين و انسداد راه هاي ستمگري بالاي مردم فلسطين تلاش ورزد.

دوستان گرامي! بحثي كه مي خواهم حضور شما عزيزان تقديم نمايم مقاله يي است در مورد چگونگي ياري رساندن و كمك كردن به فلسطين و به خصوص باريكه غزه و اين مقاله جنبه هاي عملي كمك كردن را مشخص مي سازد كه چگونه مي توانيم به ملت فلسطين كمك نماييم و عرق ايشان را پاك سازيم و چطور مي توانيم كه گام برداريم در جهت انداختن يك بيل خاك فرا روي سرچشمة ستمگري رژيم غاصب و اشغالگر اسرائيل در فلسطين مظلوم، با اين مقدمه مقاله خود را بخوانش مي گريم.

چگونه مي‌توانيم به فلسطين كمك نماييم؟

عده‌يي از مردم مسلمان هميشه اين پرسش نزد شان مطرح است كه چگونه با برادران مجاهد خود در فلسطين به ويژه با مجاهدين نستوه حماس در غزه كمك نماييم؟ و از كدام راه و روزنه به ياري شان شتابيم؟ در اينجا مكثي مي‌كنيم روي چگونگي منافذ و راهكارهاي كمك و ياري رساندن و تشخيص محورها و مجال هاي آن.

اگر خواسته باشيم اگر خواسته باشيم كه به ياري آنان به گونه شايد و بايدش بپرسيم، محورها و زمينه‌هاي زيرين بهترين گزينه دراين مجال بوده و روي هم، راه براي اداي رسالت ايمني ما مي‌باشد.

اول- فعاليت ها و كنش هاي مطبوعاتي و رسانه‌يي:

هدف از به كاربرد اين ابزار، اين است كه چهره راستين مبارزه و جهاد ملت فلسطين افشا گردد و مقاومت ايشان در برابر تروريزم دولتي اسرائيل و تجاوز وحشيانه آن به ستايش گرفته شود و بر حقانيت كاركردها و حماسه هاي شان تركيز صورت گيرد و از طريق رسانه ها به جهانيان تبارز داده شود، و سيماي خشن رژيم صهيونيستي اسرائيل و حملات ددمنشانه و جنايات و وحشي گري‌ها، صدمات و شكست هاي آن برملا گردد. در اين زمينه مي‌شود از موارد و وسايل گونه گون نشراتي و تبليغاتي بهره جست، به سان كار گرفتن از پايگاه هاي انترنتي، تلويزيون ها، راديوها، كتاب‌ها، مجلات، جرايد، هفته نامه ها، روزنامه ها، جزوه ها، كنفرانس ها و راهپيمايي ها و... با بهره جستن از اين وسايل و ابزار هاي نشراتي، باييست به سراغ افشاي جنايات رژيم غاصب اسرائيل، مثل استفاده از سلاح هاي مدرن، كشتار مردم بي‌گناه، اطفال، زنان، مردان كهنسال، تخريب منازل و آبادي ها، مساجد، مدارس، بستن راه ها و معابر، غصب ملكيت هاي مردم و... رفت و بر جهانيان آن را بازگو كرد.

زمينه ها و مجال هاي رسانه‌يي:

الف- مجال شبكه هاي ماهواره‌يي

از ميان وسايل نشراتي و رسانه‌يي، در گام نخست به استفاده و استخدام وسيله‌يي رفت كه بيشتر در جهان غرب از آن بهره گرفته مي‌شود و صدا و نداي ما را به گوش آنان طنين مي‌اندازد و همچنان مواردي كه كاربردش بيشتر و فراختر است،‌ مثل شبكه هاي ماهواره‌يي، انترنت، تلويزيون، راديو و...

همچنان اين را نبايد ازياد برد كه ازكانال ها و شبكه هاي كه در خصوص قضيه فلسطين فعاليت هاي نشراتي داشتند و چهره جنايت كار رژيم اسرائيل را وقتاً فوقتاً افشا مي‌كردند، ستايش به عمل آيد و به تداوم نشرات در اين موارد تشويق شوند. و به شبكه‌هايي كه به اين قضيه توجه نكرده اند و قضيه را دست كم گرفته اند توصيه صورت گيرد، و احساس پژمرده شان بيدار گردد و اگر با توصيه، احساس شان زنده نشد و به قضيه داغ باريكه غزه و فلسطين توجه نكردند براي تجاران مسلمان و ارگان هاي تجاري بازگو شود كه از دادن اعلان تجارتي براي آنان امتناع ورزند.

همچنان اگر شبكه هاي بيگانه بدين قضيه توجه نداشته باشند و به نفع رژيم اشغالگر نشرات داشته باشند، مسئوليت ماست كه با كار گرفتن از طرق و شيوه هاي ممكنه اين قضيه براي شان بازگو شود.

مجال كتاب، مجلات و جرايد:

1- خامه هاي نويسندگان براي افشاي سيماي خشن تهاجمات وحشيانه اسرائيل و مقاومت ملت فلسطين وقف گردد، و قلم به دستان در همين جولانگه به جولان و گردش آيند و ابتكارات خود را وقف خدمت به قضيه فلسطين نمايند و در كنار خامه به دستان رسامان چيره دست به ترسيم كاريكاتورهايي كه در شناسايي سيماي جنايت گر اسرائيل ممد واقع مي‌شود بپردازند.

2- كساني كه تا هنوز در اين مجال تلاش به خرج داده اند قدرداني به عمل آيد و آناني كه به رغم اين، قلم بازي كرده اند توصيه شوند.

3- ژورناليستان ونويسندگان مسلمان متعهد، جهت رسيدگي به اين قضيه با استفاده از روش هاي ممكن، روابط خود را با اتحاديه هاي صنفي ژورناليستان و انجمن هاي نويسندگان بر قرار نمايند كه در تباني هم به حقيقت پراگني بپردازند.

زمينه هاي انترنتي:

1- راه اندازي پايگاه ويژه انترنت در خصوص اين قضيه.

2- بازگشايي صفحه ويژه در خصوص اين قضيه

3- سهم گيري در ارسال نبشته ها و گسيل ايميل براي وب سايت ها و اشخاص مختلف در رابطه به قضيه فلسطين و ابراز مخالفت از تهاجمات و جنايات اسرائيل ستمگر و تركيز بر حقانيت موقف و موقعيت ملت مجاهد فلسطين.

4- پيگيري جنايات و صدمات رژيم صهيونيستي و افشاي آن براي جهانيان از طريق همين شبكه الكترونيكي.

5- با استفاده از تلفون هاي همراه ارسال پيام ها و نبشته هاي كوتاه در خصوص فلسطين.

فعاليت هاي طباعتي:

علما و نويسندگان پژوهشگر را لازم است كه واقعات را دنبال نمايند و اهداف و پلان ها، طرح ها و برنامه هاي رژيم غاصب اسرائيل و حركت ضد انساني صهيونيستي را تحقيق كرده و به زبان هاي مختلف به ويژه انگليسي به نگارش آورند و براي دنيا تقديم كنند تا چهره وحشي آن براي همگان هويدا گردد.

دوم- فعاليت هاي دعوتي و اصلاحي:

1- مجاهدان تشويق شوند كه تحكيم روابط با خداوند، اصلاح نيت، اصلاح عمل، صبر و استقامت در برابر سيلاب توفنده مشكلات، وسيله‌يي براي دست يابي پيروزي، غلبه و سلطه عليه دشمن است اين قضيه بازخواني گردد كه سختي و رو در رو شدن به مشكلات درخميرمايه خلقت بشر آميخته شده است كه از آن گريزي و با آن ستيزي وجود ندارد و تنها صبر يگانه راه رهيدن از آن و فايق آمدن برآن است.

2- برجايگاه فرازمند فلسطين، مسجدالاقصي تركيز صورت گيرد و نصوص وارده در اين زمينه به خوانش و نگارش گرفته شود.

3- با بهره‌گيري از خطبه‌هاي جمعه، حلقات درس، كنفرانس‌ها، محاضرات، اجتماعات، برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني و... درس هاي بيداري اسلامي تقديم گردد، مفاهيم جهاد و فضيلت و مكانت آن در اسلام بيان گردد و توطئه هاي هايي كه از سوي معاندين اسلام در اين زمينه راه افتاده است افشا گردد و هدف دشمن در تبليغات زهرآگين عليه اسلام به ويژه عليه پديده مقدس جهاد برملا گردد.

4- بر راهكارها و اسبابي كه كاربرد آن، نصرت و پيروزي را بدنبال دارد تركيز صورت گيرد، و واضح شود كه تنها راهبرد مادي و فرامعنوي وسيله و شرط نايل آمدن به قله فرازمند پيروزي نيست تا آنكه در كنارش سلاح معنوي وجود نداشته باشد.

5- حوصله افزايي مردم فلسطين و كاربرد واژه‌هاي كه روحيه مقاومت را در وجود شان بدمد.

6- فراخواني مسلمانان، كشورهاي اسلامي، در تنيدن رشته وحدت و همبستگي و برحذر نمودن آنان از اختلاف و چند پارچگي و روي هم، تحكيم وحدت جهد و تلاش ها و...

7- متوجه كردن ارگان هاي اسلامي كشورها، تا ائمه مساجد و استادان مدارس را وادارند كه جوانب مختلف اين قضيه را پيگيري و پژوهش نمايند و مردم خود را در جريان قرار دهند.

سوم- فعاليت هاي فكري و ويرايش انديشه‌ها و باورها:

1- قضيه فلسطين را وجهه شرعي دادن و تشريح موقف شرع در رابطه با حق مقاومت ملت فلسطين، دفع دشمن و ايجاد موانع فرا روي تهاجمات و جنايات دشمن متجاوز، بازپس گيري سرزمين هاي اشغال شده و تصحيح و ويرايش برخي مفاهيم اسلامي اي كه از سوي دشمن در آن مورد همواره توطئه صورت مي‌گيرد تبيين سيماي اصلي آن، چون جهاد، دوستي و دشمني و تنفيذ حدود شرعي و حقوق بشر و...

2- مطرح كردن قضيه فلسطين بر اساس پس منظر تاريخي اش و دفاع از حق مسلمانان.

3- شگافتن قضيه آشتي و صلح با دشمن و انگشت گذاردن به عوارض و پيامدهاي مثبت و منفي آن و مكث نمودن بر روند صلح خاورميانه كه از چندي بدينسو مطرح است.

4- برانگيختن افكار نويسندگان و مفكرين غرب در خصوص قضيه فلسطين و فراخواندن آنان در گفتمان فكري روي اين قضيه.

5- راه اندازي مجالس و نشست ها روي شگافتن و پژوهش برخي موضوعات مرتبط به اين قضيه به زبان هاي زنده دنيا و آنچه كه جهان غرب به آن پي برد.

6- جلب همكاري برخي مراكز تحقيقاتي در توجه و خدمت به قضيه فلسطين.

7- تنظيم و گسيل گروهي از مردان مفكر و صاحب بينش در اين قضيه فلسطين به مراكز دانشگاهي و محافل غربي، جهت بازشناخت قضيه فلسطين و كنجكاوي ابعاد گونه گون آن و بازخواني جنايات و حركات اشغالگرانه و ستمگرانه اسرائيل و فراهم كردن قناعت آنان در اين قضيه.

چهارم- تلاش هاي سياسي و ديپلوماتيكي دولت ها:

1- تشكيل و گسيل «وفود» گروه ها جهت بازديد با سفراي كشورهاي غربي مقيم در كشورهاي اسلامي و بازگويي موقف ملت مسلمان در برابر تهاجم و ستمگري هاي اسرائيل و جهت گيري هاي نادرست برخي كشورهاي غربي در خصوص مسايل فلسطين در جهان اسلام است و تركيز بر نقاط آفريننده حسن روابط و آنچه كه زداينده روابط زايشگر عداوت و تيره‌ساز روابط قرار مي‌گيرد و شگاف عميق ميان جهان اسلام و جهان غرب را به وجود مي‌آورد.

2- بازديد و در جريان قراردادن هيأ‌ت ها و كميسيون هاي حقوق بشر و حقوق كودكان كشورهاي مختلف و واداشتن آنان به ايفاي وجيبه شان كه همانا پاسداري و حمايت مظلومان فلسطين به ويژه باريكه غزه شتابند و سيماي خشن و جنايات رژيم اسرائيل را برملا سازند واين غاصب را به عنوان ناقضين طراز اول حقوق بشر در جهان معرفي نمايند.

3- بازديد با هيأت ها و كميسيون هاي كشورهاي اسلامي و كشورهاي غير اسلامي، جهت تنسيق موقف همگاني در قبال جنايات اسرائيل و راه اندازي پروژه هاي عام المنفعه مشترك جهت رسيدگي به آسيب پذيران فلسطين.

پنجم- فعاليت هاي قانوني و حقوقي:

1- ثبت و نگاشتن جرايم و جنايات رژيم صهيونيستي و مطرح كردن آن به دادگاه هاي بين‌المللي و محاكم برخي كشورهاي غربي‌اي كه سنگ حمايت از بشر و توسعه دموكراسي را همواره به سينه خود مي‌كوبند.

2- واداشتن متضررين و آسيب پذيران مبني بر اقامه و دعوا عليه مسئولان و طراحان جنايات اسرائيل و مطالبه داوري عادلانه در مورد شان.

3- واداشتن سازمان ملل و مطالبه از او جهت تحقيق و دنبال كردن جنايات اسرائيل در فلسطين و اقامة دعوا در خصوص قتل عام مردم، ويراني منازل و دفاتر دولتي و...

ششم- معاونت مالي:

1- تهيه مواد خوراكه، دوا، لباس و همه آنچه كه طرف ضرورت مردم فلسطين باشد.

2- شتافتن به بازسازي، ترميم منازل، مساجد، مدارس، شفاخانه هاي كه از سوي دشمن تخريب گرديده اند.

3- ترغيب و واداشتن موسسات خيريه جهت تداوم ارائه خدمات عامه خود در سرزمين هاي آسيب ديده فلسطين به ويژه نوار غزه.

4- تشكيل هيأتي كه با موسسات خيريه كشورها، شركت‌ها و مراكز تجاري و با ثروتمندان خيرانديش ديدن نمايد و آنان را وادارند كه به پيمانه توان خود به آسيب ديدگان فلسطين به خصوص باريكه غزه كمك نمايند.

        متعاقباً حاجي احمدفريد وكيل منتخب ولايت كاپيسا در مجلس نمايندگان با خوانش آيه مباركه (ولن ترضي عنك اليهود و لن نصارا حتي تتبع ملتهم) سخنان خويش را اينگونه آغاز نمودند، برادران نهايت عزيز با سپاس و تشكر عميق از محترم مولوي صاحب مفلح كه در رابطه به قضيه مسلمين در سرزمين قدس شريف امروز اين مجلس را داير كرده است، البته دوستان زيادي دراين مجلس با عظمت صحبت بكنند من نمي خواهم زياد حاشيه روي داشته باشم. چند چيز را مي خواهم بسيار مختصر خدمت تان عرض بكنم و آن اين است كه اول بايد به همچو مجالس كسي كه خود را مسلمان مي داند كسي كه ايمان و عقيده بر خدا و پيامبرش و به روز رستاخيز داشته باشد بايد درين طور مجالس شركت دارند.

با تأسف بسيار شديد كه هميشه ما مي بينيم مسأله يي كه بين رحمان و شيطان بحث مي‌شود حضور مسلمانان كم رنگ است اگر امروز عوض اين مجلس، يك مجلسي كه در آنجا حكومت شيطان حاكم مي‌بود ما مي ديديم كه بسياري از دوستان در آنجا حضور پيدا مي كردند. اين جاي بسيار تأسف است كه ما مي بينيم وقتي كه مسأله رحمان و شيطان بحث مي شود مسلمان ها خود را آن قدر مرغوب نشان نمي دهند.

خوب سر اصل قضيه صحبت مي كنيم كه چرا قضيه فلسطين اين قدر طول كشيد و مدت ها رفت و شايد هم زمانه ها سپري شود، و قضيه فلسطين لاينحل بماند ببينيد استكبار جهاني صهيونيزم چرا اين قدر جرأت پيدا كرده است كه هميشه خون مسلمان ها را مي مكد ببينيد برادران من حالا اول صدا سر حقوق بشر مي كنم زماني كه مسلمان به دفاع از حق مشروع خود، به دفاع از حريم خود، به دفاع از ناموس خود، به دفاع از مال و جان خود سر و صداي خود را بلند مي كند آن را در صف و در لست تروريزم قرار مي دهد و برايش خطاب تروريست مي‌شود. ولي كسي كه تجاوز مي كند بر حريم ديگران، تجاوز مي كند بر دين ديگران و  تجاوز مي كند بر مال ديگران و خون ديگران را بر خود حلال مي داند آنان را هيچ كس و از هيچ گوشه دنيا هيچ سازماني كه خود را دوست و نزديكتر به اصطلاح به حقوق بشر خود را معرفي مي كند محكوم نمي كند خاموش هستند.

ببينيد قضيه فلسطين را ظلم و جنايت استكبار صهيونيزم در همين چند دهه يي كه گذشت ما و شما ديديم قبل از اينكه تا چقدر وقت ادامه داشته است تقريباً شصت سال من فكر مي كنم كه جريان دارد. چندي قبل كه در غزه عمليات استكبارانه صهيونيزم در آنجا صورت گرفت و سبب خونريزي هزارها طفل و زن و موي سفيد گرديد هيچ كس صداي خود را از هيچ گوشه دنيا بلند نكرد حتا مسلمانان هم بخاطر اينكه مسلمان ها خود را از خدا دور كرده روان هستند و در اين كوشش هستند يك تعداد از كشورهاي مسلمان كه بخاطر بدست آوردن و كسب رضايت امريكا و يهود، حتا در اين تلاش هستند كه خود را با اسرائيل نزديك بسازند، حكومتش را به رسميت بشناسند.

ببينيد برادران تا زماني كه در بين مسلمانان اختلاف موجود باشد سرنوشت مسلمان تا روز قيامت در روي زمين مانند فلسطين خواهد بود ببينيد ما قضاياي افغانستان را زماني كه روس در افغانستان به شكست مواجه شد اختلافات داخلي مسلمانان باعث شد كه از يك كفر ما را خلاص كرده و گريبان ما را در دست هزاران كافر ديگر بيندازند. وقتي كه دنيا متقاعد شد كه حكومت فلسطين را در خطة همان محلي كه مربوط به فلسطين و فلسطيني هاست به رسميت مي شناختند مسلمان ها يكبار ديگر در بين خود درگير شدند و شما شاهد هستيد كه قضيه يي بين فتح و حماس سبب خونريزي ده‌ها مسلمان ديگر شد.

دوستان! وقتي كه اين طور وضعيت در بين مسلمانان حاكم باشد هيچ وقت اميد اين را نداشته باشيم كه ما به فتح و پيروزي نايل خواهيم آمد. دوست ما كه صحبت كردند كه نمي دانم اروپا را بگوييد و حقوق بشر را بگوييد و سازمان ملل متحد را بگوييد، آيا اينها كور هستند، كر هستند اين وضعيت را نمي بينند كه ما از اينجا در صفحه انترنتي براي شان نشان بدهيم كه اينجا ظلم است.

من به يك عقيده هستم كه اسرائيل به گپ و به گپ زدن اصلاح نمي شود اسرائيل تا زماني كه زور شمشير نباشد مثلي كه پيغمبر خدا صلي‌الله عليه وسلم فرمودند: (الاسلام تحت السيف) تا زماني كه زور شمشير نباشد اسرائيل به گپ مهار نمي‌شود مثلي كه در لبنان به زور شمشير اينها را از پاي درآوردند همان مردم را من تاييد مي كنم. غيرت درهمان مردم بوده ما چه كنيم يك مليون عربي كه در اينجا و به مليون ها عربي كه در همين خطه و در همين سرزمين قرار دارد يك مليون اسرائيلي را اصلاح كرده نمي تواند. و سرجايش نشانده نمي تواند اسرائيل يك مليون است از يك مليون هم بالاتر نيست علت و انگيزه اساسي اين معضله كه هنوز لاينحل مانده است يك چيز است كه مسلمان ها بين خود متفق نيستند. مسلمان ها چيزي راكه مي گويند برآن عمل نمي كنند اگر يكبار ديگر مانند خلافت راشده، مانند خلفاي راشدين يك عقيده در بين مردم پيدا شد همان قسم نظام در هر كشور حاكم و بوجود آمد باز من فكر نمي كنم كه اسرائيل يك دقيقه هم در مقابل مسلمانان تاب مقاومت بياورد.

ببينيد ما به عوض اينكه به دنيا داد بزنيم بياييد به كشورها و حكومات اسلامي خود اين فشار را بياوريم كه تو ادعاي اسلام را مي كني تو بدين منوال و به همين عقيده مردم را به دورخود جمع كردي كه من اسلام را در اين خطه حكمفرما مي سازم بفرماييد حكم اسلام و خدا درين رابطه چيست؟ قرآن به صراحت مي گويد كه اي پيغمبر تا زماني كه تو دين يهود را نپذيري دين نصرانيت و دين يهوديت را نپذيري اينها از تو راضي نمي‌شوند. اين محض خيال و محال است كه ما خود را فريب مي دهيم يا مسلمانان را كه اگر نزديك شويم، اگر ديالوگ شود، اگر صحبت شود اگر اين شود و اگر آن شود شصت سال سپري شد اين ديالوگ به انجام نرسيد، هيچ نتيجه‌يي نداد. ولي اگر ما در بدل شصت سال شصت روز دست را به شمشير دراز كنيم شما ببينيد كه اسرائيل خود به خود به زانو در مي‌آيد و اصلاح مي‌شود يا نمي شود. پس بياييد سر كشورها و حكومت هاي اسلامي فشار بياوريم كه شما كه خود تان را مسلمان مي گوييد چرا خاموش نشسته ايد؟ چرا همچو حالت سر كل عالم اسلام حكمفرماست؟ اگر امروز مردم مسلمان فلسطين و غزه در برابر اين ظالمان و استكبارگران جهان مقاومت از خود نشان ندهند من فكر مي كنم كه سيلاب و اين آتش دامنگير كل كشورهاي اسلامي خواهد شد. يك مليون اسرائيل است به كل دنيا اخطار مي دهد يكبار مي گويد كه ايران را مي زنم، يكبار مي گويد كه لبنان را مي زنم فلسطين خود لقمه‌ي خاص در گلوي اينها قرار دارد و حتا تماماً خطة اسلام را تهديد مي كند و من كه غيرت مسلمانان را مي بينم جز اينكه بيايد پشت سر مايك و تريبيون ها چند تا گپ بزنند و بروند پشت كار خود، ديگر چيزي از آنها ساخته است؟ ببينيد زماني كه جهاد در افغانستان بود، زماني كه جنگ دامنگير ملت افغانستان بود ما به هر طرف سر و صدا مي كرديم كه كمك كنيد و ما نياز به كمك داشتيم امروز كه ما كمي آرام شديم، نيمه آرام شديم از آن مردم خبر نداريم كه به چه نياز دارند. فقط روزش كه بيايد نمي دانم چند تا شعار است كه فلسطين مسلمانانش اذيت شدند و تهديد شدند و خانه شان ويران شد. مرده باد و زنده باد و همين طور گپ ها. اسرائيل هم مي گويد كه برو اينها به يك مرده باد و زنده باد اينها مصروف هستند همان كاري كه ما داريم همان را پيش مي بريم.

بياييد به عوض مرده باد و زنده باد در همين كشورها، حكما و زعماي خود را تحت فشار قرار بدهيم كه در برابر همين استكبار ايستادگي كند و يك صف واحد را جور بكنيم. شما ببينيد امروز اروپائيان يك صف واحد را جور كرده اند در سر تاسر اروپا با يك ويزه بدون اينكه پوليس از تو پرسان بكند در كشورش رفته مي تواني مرزي اصلاً در بين شان وجود ندارد. يك كرنسي و يك سكه درآنجا حكمفرماست و همان رايج است. بياييد ببينيم كه ما مسلمان ها در چه وضعيتي هستيم، امروز مسلمان از مسلمان مي ترسد و از آن در خوف و هراس است. ما اگر اينجا پاكستاني يا عرب را مي بينيم مي ترسيم و اگر شما به سرزمين عرب برويد آنهايي كه ما را مي بينند مي گويند كه تروريست است اينجا كدام عمل را انجام ندهد.

يقين به خدا داشته باشيد كه من در سرزمين عرب ها ديدم يهود و نصارا را كسي به آن اندازه تفتيش و تلاشي نمي كند قسمي كه مسلمان ها را تلاشي مي كند، زماني كه اينقدر بي اعتباري در بين مسلمان ها وجود داشته باشد ما چطور مي توانيم كه يك ويروس هلاك كننده و مهلك را از بين ببريم؟ هرگز نمي توانيم ولي ما مصاب مي شويم به همين طور ويروس. امروز ببينيد شما در امارات برويد اگر پاسپورت امريكايي و اروپايي داشته باشيد بدون تلاشي مي توانيد وارد شويد و اگر ديد كه اين از افغانستان است يا از پاكستان است يا از ايران است يا از ديگر كشور اسلامي است حتا عرب از عرب مي ترسد، مصري از سعودي مي ترسد وسعودي از مصري مي ترسد، بيست دفعه تلاشي ات مي كند. من يك روز در ميدان هوايي دوبي از تلاشي گذشتيم بعد كه مرا با اين دستار و لنگي كه ديد پوليس آمد گفت بسيار ببخشيد شما از كجا هستيد گفتم از افغانستان گفت مي توانم ترا تلاشي كنم گفتم چرا نه كه نزديك شد گفتم كه او بي عقل احمق من پاسپورت ديپلومات دارم اين عمل را انجام نده كه در برابر ديپلومات هاي شما چنين عمل در افغانستان اجرا خواهد شد؟ اين پوليس آن قدر وارخطا و هيجان زده شده بود كه مرا رها كرد و رفت يكي ديگر را آورد گفت چه گپ است گفتم هيچ گپي نيست همين آدم مي گويد كه من ترا تلاشي مي كنم از همه جا گشته وقتي كه من بيك خود را مي گرفتم دنبال من آمد من فهميدم كه چرا؟ او فكر كرد كه خدا خير كند كدام انتحاري در ميدان هوايي گذشته مي خواهد خود را انفجار بدهد. حالا بياييد بينيم كه امروز مسلمان از مسلمان چقدر مي ترسد.

من در پهلوي كعبه قرار داشتم و مي خواستم كه در حطيم داخل شوم  پوليس برايم گفت: «من أين أنت» من برايش گفتم: «من افغانستان» تا و بالا نگاه كرد و گفت اوه اوه توره بوره توره بوره همين قدر برايم گفت. ببينيد از براي خدا اين روز ماست. تا زماني كه فضاي اعتماد در بين مسلمان ها جور نشود فلسطين را بكلي فراموش كنيد و فاتحه اش را بگيريد به حالت خود تان گريه كنيد كه حالت خودتان چه خواهد شد؟!

ما اگر مي خواهيم كه مسلمان ها از عذاب كفر و عذاب يهود در امان باشد بايد كه ما وحدت را بسازيم ماباهم برادرباشيم طوري كه خدا گفته، ما اصلاً به اوامر خدا تا حالا ايمان نياورديم و محكم نشديم. خدا مي گويد: (إنماالمؤمنون إخوة فأصلحوا بين اخويكم» مسلمان ها در بين خود درگير مي باشند ما نظاره مي كنيم، مسلمان ها يكي عليه ديگر بي اعتماد است و ما طرف شان نگاه مي كنيم و مي گوئيم كه خوب بين خود به مخالفت روان هستند. او پيش شد اين پس ماند، او را عقب زد و اين آمد. وقتي كه ما به حكم خداوند سر خود را نگذاريم تا آن وقت رمز پيروزي، رمز موفقيت در تقدير ما نيست. بياييد اين روز امت مسلمه را در سرتاسر جهان ببينيد در همين افغانستان ببينيد هر روزه به هر طرف خون يك مسلمان مي ريزد و هيچ كسي هم نمي گويد كه چرا؟ خارجي ها مي آيند خون مردم ما را مي ريزانند و خانه ما را ويران مي كنند ما را در بدر و تباه و برباد مي سازند و در اخير هم مي گويد آي ام ساري. بس گپ خلاص شد! و اگر تو يك خارجي را بكشي اگر در آخر دنيا هم بروي از همانجا ترا مي آورد و محاكمه ات مي كند و مي كشد.

اخيراً در قضيه خوست ما رفته بوديم و در ارگ قوماندان ناتو و معاون سفير امريكا نشسته بود من برايش گفتم كه شما در رگ هاي خود و دروجود خود خون را احساس مي كنيد ولي در رگ هاي اين مردم و در وجود افغان ها خون را نه بلكه آب را احساس مي كنيد.

دي ملكان سي يكي از اتباع پاكستان بود او رفت در امريكا دو تن ازاعضاي سي‌آي‌اي را در امريكا كشت. از كويته بلوچستان او را گرفت حتا حكومتش را توهين كرد، حكومت پاكستان را به حدي توهين كرد كه نوازش شريف درآن وقت احتجاجاً اعتراض كرد و بلآخره امريكا تا آخر معذرت هم نخواست همان پاكستاني را با زور قوت خود از پيش پاكستان گرفت و برد به امريكا محاكمه كرد و اعدامش كرد و باز مرده اش را به پاكستان روان كرد! دو امريكايي حق دارد كه از خونش پرسان شود، ولي اگر صدها افغان مظلوم و بيگناه در شيندند، در بالابلوك در ننگرهار در ارزگان در جنوب و در شمال افغانستان كشته مي شود خون آنها هدر است و بلآخره در نتيجه نهايت فشار مردم افغانستان و حكومت شان باز فيصله بعمل مي ‌آيد كه اين مردم تعذيتاً از خاك افغانستان بيرون شود برو به امان خدا خلاص شد ديگر گپي نيست. ببينيد اين حالتي كه اين تفرقه و عدم اعتماد عليه يكديگر اگر اين فضا حاكم باشد مطمئن باشيد كه تا روز قيامت هم ما نخواهد پيروز شديم و اين آرزوي ما برآورده نخواهد شد. ولي اگر ما باهم دست برادري واخوت را داديم من برايتان اطمينان مي دهم كه والله در ظرف يكسال باز نام اسرائيل را در روي زمين نخواهيد ديد، يك مليون مردم هستند كل دنيا را با آتش نفاق سوزانده اند، اما علت و انگيزه موفقيت اينها در اختلاف و در عدم اعتماد بين مسلمان هاست. همين بهترين گپ است كه ما متفق شويم و صداي جهاد مقدس را در برابر اين ظلم استكبار بلند بكنيم شما ببينيد پيش از اينكه اين عمل شروع شود اينها خود شان به زانو در خواهند آمد.

اگر ما فقط با شعار مردم را سر گرم كنيم اين به فكر من نتيجه يي نخواهد داشت، بياييد هر كس و مسلمانان را در هر كشور شان به اين تشويق و ترغيب بكنيم كه سر حكومات خود فشار بياورند تا علايق ديپلوماتيك خود را با اسرائيل قطع كنند، كمك را قطع كنند و فشار بياورند براينكه اسرائيل ديگر دست از اين ظلم بركشد، به نظر من همين يگانه راه حل است و من اميدوار هستم كه دوستان ما و خاصتاً جوانان ما در همچو پروگرام ها حضور كافي داشته باشند.

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته

       سخنران بعدي آقاي عبداللطيف سجادي به نمايندگي از حوزه علميه خاتم النبيين و علماي اهل تشيع كشور به ايراد سخن پرداختند، ايشان سخنان خويش را با قرائت آيه مباركه (إنما المؤمنون إخوه فأصلحوا بين اخويكم) و دكلمه اين شعر:

ولي روزگاري رسيد كه غفلت و پنبة غفلت گوش هاي ما را كر نموده چشم هاي ما را كور كرده و ما را نسبت به مصالح علياي دنياي اسلام در غفلت و بي خبري قرار داده و تمام آنچه را كسب كرده بوديم از دست داديم، دين مقدس اسلام و آموزه هاي انسان ساز و والاي اسلامي ما آن روزي كه در سرزمين تفتيدة عربستان از حقلوم مبارك گرامي اسلام بيرون آمد، انسان فلاكت زده و بدبخت را درسراسر دنيا به انسانيت رهنمون گرديد و زمينة تكامل انسان ها را فراهم ساخت، اما ديري نپاييد كه عزت و عظمتي كه اسلام و مسلمين كسب كرده بود بارديگر دچار مخاطره گرديده و نابساماني ها دنياي اسلام را فرا مي‌گيرد، دو سه دهه بيش نيست كه بازهم زنگ صداي آموزه هاي جهاني اسلام به صدا درآمده ومسلمانان كم كم از خواب غفلت بيدار مي‌شوند و زمينه هاي گسترش آموزه هاي دين مقدس اسلام فراهم گرديده، دنيا تكان خورده است، اميد آن است كه روزي و روزگاري آموزه هاي جهاني دين مقدس اسلام ملت فلاكت زده و خواب رفتة غرب را از خواب بيدار كند و غرب فرو رفته يي در لجنزار فساد و بدبختي را بسوي انسانيت و هدايت رهنمون شود اما تحقق اين كار كه وعدة قرآن عظيم الشان است زمينه ومقدمه‌اي نياز دارد، چه بايد بكنيم تا زمينة تحقق حاكميت جهاني اسلام و حاكميت جهاني قرآن تحقق پيدا كند تا هم مسلمانان غفلت زده از خواب غفلت و گرفتار شده در آموزه هاي جهالت رهايي يابند و هم دنياي غفلت زدة كفر و استكبار غرب به اسلام و آموزه هاي دين مقدس اسلام تن در دهد.

دو نكتة اساسي نيازمند انديشه و تفكر است كه اميدوارم متفكرين و دانشمندان اهل فكر و اهل قلم در اين دو عرصه بينديشند و حاصل تفكرات خود شان را براي جامعة انساني عرضه بدارند:

1- علل و اسباب ناكامي ها يا به تعبير امروزي چالش هايي كه فرا راه مسلمانان در راستاي دفاع از مسلمانان عالم، دين مقدس اسلام و گسترش آموزه هاي اسلامي وجود دارد چيست؟

2- راه بيرون رفتن از اين چالش ها و به تعبير ديگر راهكاري كه بايد براي آسيب ها شناسايي كرد كدام است؟

فرصت هاي ده دقيقه يي و پانزده دقيقه يي نه براي حقير اين مجال را فراهم مي كند و نه براي يكايك عزيزان و دوستان ديگري كه سخن خواهد گفت، ولي من به يك نكته اشاره مي كنم نكته يي كه بگونة عضو محترم پارلمان كشور ما سيد بزرگوار به آن اشاره كرد، بحث وحدت اسلامي كه در قرآن به عنوان يكي از آموزه هاي شريف دين مقدس اسلام مطرح مي شود بايد مورد تاكيد قرار گيرد كه در سايه وحدت و برادري است كه ما مي توانيم گرفتاري هاي ناشي از تحركات دشمن را از خود ودنياي اسلام دفع نماييم.

به هر اندازه‌يي كه از هم متفرق شويم، به هر اندازه يي كه دردام نفاق و تفرقه گرفتار آييم به همان اندازه رو به زوال حركت مي كنيم، شكست مي خوريم، نمي توان گفت شكست مي خوريم، پيروزي زود رسي كه در اميد و انتظار آن هستيم به درازا كشيده خواهد شد. (وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) وارث زمين مسلمانان است، حاكميت زمين از آن آموزه هاي دين مقدس اسلام است. دنياي غرب هيچ چاره يي ندارد كه براي مهار لجام گسيختگي ها و نجات از فساد و حيوانيت به فلسفه اسلامي و اخلاق اسلامي تن در دهد و آموزه هاي قرآن را قبول كند و در برابر احكام دين مقدس اسلام سر تسليم فرود آورد؛ اين امر امري است كه همه از آن ناگزير است، ولي اختلاف مسلمانان زمينه زود رس بودن اين وعدة الهي را به تاخير مي اندازد. بنابر اين لازم است در راستاي تحقق وحدت امت اسلامي فعاليت چشمگيري صورت گيرد، ولي وحدت با شعار امكان پذير نيست. به يكي از دوستان من عرض كردم، خاطر خدا و به خاطر دفاع از دين و آموزه هاي ديني بياييم رفتار و اعمال خود را از ابزاري بودن بيرون كنيم، بياييم باورهاي ايماني خود را تقويت كنيم، بياييم به پاي دين سرمايه گذاري كنيم، و از دين شخصيت وهويت بسازيم نه از اشخاص و افراد، در اين صورت است كه هم فلسطين آزاد مي شود و هم حكومت جهاني اسلام تحقق پيدا مي كند و هم آموزه هاي دين مقدس اسلام در سراسر عالم تبلور پيدا مي كند و نورانيت خودش را عرضه مي دارد اين يكي از راه هاي حل قضيه است.

اسلام به ذات خود ندارد عيبي

هر عيبي كه هست در مسلماني ماست

واللهِ امروز غرب و انسان هايي كه در غرب زندگي مي كنند لحظه هاي انتظار شان براي پياده شدن تفكرات دين مقدس اسلام است و به شدت نگران هستند كه كي روزي فرا خواهد رسيد تا از زندگي حيوانيت نجات پيدا كرده راه سعادت و كمال را دريابند.

خدايا تو را به حرمت اسلام، زمينه عزت اسلام و مسلمين و زمينة حكومت جهاني اسلام و گسترش آموزه هاي دين مقدس اسلام را فراهم بفرما.

و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته

       سخنران بعدي آقاي عالمي بلخي عضو مجلس نمايندگان كشور بودند، ايشان گفتند كساني كه در اين مجلس شركت كردند، اميدوار هستم كه انشاءالله «شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف» بتواند با حضور جدي و مجاهدانه شما بزرگواران  عزيز در صحنه قدم هاي موثري را بردارد.

مسأله ارتباط قضيه فلسطين با افغانستان و بغرنجي ها و پيچيدگي هاي مسأله افغانستان با حادثه فلسطين، من فكر مي كنم بسيار روشن است، و اين موضوعي كه ما شاهد آن فعلاً هستيم، و در گذشته از بزرگان مان شنيديم كه فلسطين مورد اشغال فلسطيني ها قرار گرفت و اين زخم خون چكان بيش از شصت سال است كه امت مسلمه را رنج مي دهد و همة مسلمانان خود را در اين غم شريك مي‌دانند. حالا ارتباط اين مسأله با بحث افغانستان چه مي تواند باشد؟ و اگر مختصر وقتي در اين رابطه بوده باشد كه همان شعري كه مي گويند: «نوبت به اوليا چو رسيد آسمان تپيد» به هر صورت سال 1368 بود فكر مي كنم بعد از خروج قوت هاي شوروي از افغانستان كه مجاهدين در تلاش بودند حكومت موقتي را بوجود بياورند تا جايگزين دولت نجيب شود، و آن زمان فكر مي كنم يك مقدار ساده انديشانه بود كه مجاهدين فكر مي كردند و باور شان اين بود كه اگر ما دولت انتقالي را بوجود آورديم، به جاي دولت نجيب، توافقنامه ژنيو در رابطه با مسأله وبراي تطبيق آن جانب مقابل روسيه وامريكا خواهد بود و حكومت ما را به رسميت خواهند شناخت.

خوشبيني هايي وجود داشت، در سال 1367 يا 68 من تاريخ دقيق آن به يادم نيست، با وزير خارجه يكي از كشور هاي اسلامي در يك سفري داخل طياره بوديم، رو به من كرد و گفت كه الحمدلله مسأله افغانستان در حال حل شدن است، من گفتم كه باور من اين نيست، گفت چرا؟ شوروي ها رفتند و در حال رفتن هستند، حكومت مجاهدين در حالت شكل گرفتن است و اين حكومت قدرت را تحويل بگيرد و مجاهدين حكومت اسلامي را در افغانستان تشكيل خواهند داد، و مشكل افغانستان حل مي شود.

من گفتم، باور من اين چنين نيست، گفت دليل شما چيست ؟ من گفتم بخاطري كه مشكل فسلطين و اسرائيل هنوز حل نشده است. سوالش اين بود كه اين قضيه چه ارتباط دارد به مشكل فلسطين؟ حل مشكل فلسطين با اسرائيل چه ارتباطي با قضيه افغانستان دارد؟! حالا وزير خارجه يك كشور اسلامي بود، من گفتم اگر مشكل افغانستان حل شود و مردم افغانستان و مجاهد مردان افغانستان دراين كشور حكومتي را تشكيل بدهند بر مبناي ارزشهاي ديني واسلامي، براي مسلمان ها ايجاد يك اين چنين حكومتي در افغانستان يك قدم به پيش براي موفقيت مسلمان ها و ناكامي اسرائيل است و مجاهدان مسلمان كه فعلاً در افغانستان هستند چه از خود افغانها و چه از كشورهاي ديگر، اينها به كمك برادران شان در سرزمين اشغالي فلسطين خواهند شتافت.

اگر شوروي هم از افغانستان بيرون شود، و هيچ كاري هم به كار افغانستان نخواهد داشت كشورهاي غربي حامي اسرائيل نخواهند گذاشت در افغانستان حكومتي بر مبناي ارزشهاي اسلامي و ديني بوجود بيايد كه منافع اين قدرت هاي بزرگ در منطقه صدمه ببيند و از جمله خسارات و ضايعاتي متوجه اسرائيل شود.

ببينيد افغانستان چه ارتباطي دارد با اين قضيه؟

وقتي غربي ها متوجه شدند كه بعد از كشتار عظيم يهودي ها در جرمني توسط مسيحي ها، اگر يكجايي يهودي ها را با مسلمان ها درگير نكنند، مشكلات و جنجال هايي بين اينها بوجود نيايد، عقده هاي متراكم شدة يهودي ها در نتيجه كشتار و قتل عام جمعي يهودي ها در اروپا و در كشورهاي غربي منفجر خواهد شد اروپا و غرب دچار بحران مي‌شود. بنابر اين اين بحران را بايد ما از غرب به شرق منتقل بكنيم و به كشور هاي اسلامي برگردانيم. اينكه بعضي دوستان مطرح مي كنند، چه دليلي دارد كه امريكا و كشورهاي غربي از اسرائيل حمايت مي كنند. و موضوع ديگري را كه من مي خواهم در اين رابطه خدمت شما عرض بكنم غربي ها هميشه سعي و تلاش شان اين بوده كه خود شان را از بحران به دور نگهدارند و براي به دور نگهداشتن خود شان از بحران سعي مي كنند كه در كشورهاي اسلامي و در جهان اسلام بحران آفريني بكنند. در افغانستان، در پاكستان در عراق، در لبنان در فلسطين، در سوماليا و...  كشورهاي اسلامي بايد هميشه دچار بحران باشد و بعد هم از جوانب جنگ و درگيري و بحران يك روز از يكي حمايت بكنند و روز ديگر از كس ديگري حمايت بكنند، هر كدام كه ضعيف شد از او حمايت بكنند چرا؟ بخاطري كه اين بحران دوام پيدا بكند.

مثل قصة معروفي كه مي گويند: دو مجموعه با هم مشغول جنگ و درگيري بودند، يك كسي متوجه شد كه كس ديگري چوب در دستش است و به جانبداري از يك جانب، جانب ديگر را مي‌زند، چند لحظه بعدتر متوجه شد كه همين شخص حالا برعكس با چوب دست داشته اش به حمايت اين طرف، طرف ديگر را مي‌زند، از وي پرسيد كه تو چه مي‌كني؟! با كي هستي؟ كي را مي‌زني؟ پيشتر آن طرف بودي حالا اين طرف هستي، گفت برادر براي من اين حرف ها مهم نيست، مهم آن است كه اين جنگ سرد نشود، جنگ بايد دوام بكند.

اينكه يك مجموعة انساني و نيروهايي را ما شاهد هستيم كه يك روز نيروي آزاديبخش است، ارمغان آزادي براي مردم مي‌آورد، روز ديگر تروريست هست، اين چيست؟ اين را بايد چه تحليل و تفسير بكنيم؟! 

حكومت مثلاً مجاهدين يك روز بعنوان نيروهاي آزاديبخش مورد حمايت اند هر نوع امكانات در اختيار شان قرار مي‌گيرد، روز ديگر جنگسالار است! اين چه دليل دارد؟ غير از اينكه فقط مي خواهند بحران در كشور هاي اسلامي و در بين مسلمان ها دوام پيدا بكند، مسلمان ها با همديگر درگير باشند تا آنها در كشور خود شان آرام باشند.

در رابطه با بحث 11 سپتامبر و انفجاري كه در برج هاي تجارت جهاني در امريكا بوجود آمد يك تحقيق درست و اساسي كه در اين رابطه صورت گرفت يك مرتبه هم منتشر شد و بعد هم همان دست هايي جهاني كه يك سلسله حوادث و قضايا را بررسي مي كنند جلوش را گرفتند و نگذاشتند كه در بين مردم براي خودش جاي پاي اساسي پيدا بكند در نهايت تحقيق ها به اين نتيجه رسيد كه عامل اصلي انفجار برج هاي تجارت جهاني امريكا يهودي هاي بودند، اسرائيلي ها و همين صيهونيست هايي كه فلسطيني ها را مي كشند، دلايل مختلفي در اين رابطه وجود داشت. يكي از دلايلي را كه مطرح كردند البته كه از قراين آشكار بود كه از همين نقطه اينها آغاز كردند، و رسيدند به آنجايي كه عامل اصلي آنها بودند، اين بود كه در اين دو تا برج تجارت جهاني تعداد كثيري از يهودي ها مشغول كار و تجارت بودند، ولي در لحظة انفجار يك يهودي در اين دوتا تعمير وجود نداشت. قبلاً به آنها اطلاع داده شده بود همه آنجا را تخليه كرده بودند و همين مسأله سبب شد تا تحقيقات را از همين جا آغاز بكنند و رفتند تا آنجايي كه مشخص شد كه اصل عامل قضيه اينها بودند.

شايد شما بار بار شنيده باشيد از رهبران طالباني كه درافغانستان بودند من اين را خودم شنيدم در يكي از رسانه ها كه مطرح كردند و گفتند ما از موضوع اصلاً اطلاعي نداشتيم. حالا نسبت مي دهند به القاعده و به نظر من آنها هم احتمالاً اين موضوع را تكذيب كردند ولي در نهايت گفتند كه اين كار صورت  گرفته، اين كار را مسلمان ها كردند، مسلمان ها تروريست هستند ما بايد برويم در افغانستان، در پاكستان، در عراق و در كشور هاي اسلامي با تروريست ها مبارزه بكنيم و با آنها جنگ كنيم ريشه تروريزم را بايد بخشكانيم!

 اصل توطئه جهان كفر عليه جهان اسلام حالا اعم از اروپا و امريكا و يهودي ها يا اسرائيلي ها اينها يك موضوعي است كه فكر مي كنم فعلاً زياد به تحليل و موشگافي نياز نداشته باشد، كسي كه اندك آشنايي با مسايل سياسي داشته باشد اين موضوعات را ميتواند درك بكند كه چطور يك پيوند ناگسستني بين اينها وجود دارد و امروز ما اگر مي بينيم كشور هاي اسلامي مطرح مي شوند در ارتباط با بحث حقوق بشر و بعضي بحث هاي ديگر كه دوستان اشاره كردند، در ارتباط دفاع از مظلومين و ايستاده شدن در برابر دهشت افگنان و كساني كه اعمال تروريستي انجام مي دهند. برادران عزيز اينها همه مصداق همان آيه متبركه قرآن مجيد است كه مي فرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً ) و بعد مي فرمايد كه : (وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ) تا آنجايي مي فرمايد كه، آن چيزي را كه اينها در زبان جاري مي كنند و آنچه را كه اينها با حرف مي گويند بسيار تفاوت دارد. (وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ) آن چيزي را كه اينها در سينه هاي شان از شما پنهان دارند بسيار بزرگتر از اين چيزهايي است كه شما را تروريست و دهشت افگن و... مي گويند، اينها در اصل تصوير نام گونه يي اسلام، مسلمان ها و جهان اسلام را با شعار هاي حقوق بشر و دفاع از حقوق مظلومين و مبارزه با دهشت افگني و... دارند. همان آيه مباركه قرآن مجيد كه مي فرمايد: (وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ) ما آمديم فكر مي كنيم كه اينها آمده اند در كشور ما خدمت مي كنند، ما غافليم فكر مي كنيم كه اينها آمدند رفاه و آسايش ما را مي خواهند در حالي كه قرآن مجيد مي فرمايد: (وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ) اينها دوست دارند چيزي را كه شما را به رنج بياندازد، از هرچه شما در رنج باشيد و براي شما مشكلات ببار بياورد اينها آن را دوست دارند، و مي فرمايد كه اگر براي شما خير و نيكي برسد آنها ناراحت مي شوند و اگر به شما بدي برسد اينها خوشحال مي شوند، ولي ما فكر مي كنيم اينها آمده اند براي ما امنيت مي آورند، صلح مي‌آورند و... در حاليكه اساساً در پروگرام و برنامة كه جامعه جهاني فعلاً در افغانستان دارد چيزي بنام صلح و امنيت وجود ندارد، اصلاً بحث هايي كه مطرح مي شود استراتيژي مبارزه با تروريزم من اينها را قاطعانه ميگويم و اثبات مي كنم كه  بار بار در صحبت ها و در مناظره هاي تلويزيوني با كساني كه ادعا مي كردند كه امريكا براي مبارزه با تروريزم آمده است؛ اين را اثبات كردم كه امريكا استراتيژي مبارزه با تروريزم در افغانستان ندارد، بلكه امريكا استراتيژي حضور در افغانستان دارد.

امريكا براي تطبيق نظم نوين جهاني و اينكه تنها امريكا در كل دنيا حاكم باشد و حرف اول و آخر دنيا را بايد امريكا بگويد براي تطبيق همين استراتيژي در افغانستان آمده است و مي خواهد در افغانستان باشد. اينكه يك روز مي گويد ما پنج سال ديگر دراينجا هستيم يك روز ديگر مي گويد ده سال هستيم. چند روز پيشتر يك نفري كه شايد كمي بي تجربه تر بود هنوز مسئوليت را بعهده نگرفته كسي كه قرار است چند روز ديگر فرمانده نيروهاي انگليسي در افغانستان شود گفت ما تا چهل سال ديگر در افغانستان هستيم كه از طرف مردم افغانستان و ملت مسلمان افغانستان محكوم شد، شوراي علماي قندهار اعلاميه صادر كردند و آن را محكوم كردند، شوراي سراسري علماي افغانستان در اين رابطه حرف خود شان را داشتند، اعضاي شوراي ملي صحبت هايي داشتند.

اگر ما بياييم به صورت درست بررسي بكنيم، اين موضوع قابل اثبات است كه حضور نيروهاي خارجي در افغانستان امروز غير قانوني است. شما ببينيد در اجلاس بن چه فيصله شده بود؟ در اجلاس بن فيصله شده بود كه نيروهاي بين المللي در افغانستان مستقر مي شوند براي تامين امنيت، براي مبارزه با تروريزم، دولت انتقالي در افغانستان بوجود مي‌آيد و بعدهم انتخابات برگزار مي شود، لويه جرگه اضطراري و بعدهم قانون اساسي و بعدهم انتخابات و زماني كه انتخابات شوراي ملي در افغانستان برگزار شد، شوراي ملي شكل گرفت ديگر نيروهاي خارجي در افغانستان نيستند، اين صريح آنچه است كه در توافقنامه بن آمده است، تا امروز بيش از چهار سال از ايجاد شوراي ملي مي گذرد، اينها با كدام تجويز اين حضور چهار ساله را در افغانستان دارند.

به قول داكتر سپنتا كه او خودش را وزير خارجه مي گويد ولي ما اعضاي شوراي ملي گوييم كه ما تو را عزل كرديم و سلب اعتماد كرديم كه گپ شوراي ملي را هم شما ببينيد اين دموكراسي است؟ دموكراسي همين است كه وقتي نماينده هاي مردم مي آيند رأي مي دهند و يكي را عزل مي كنند، وزير خارجه جرمني مي آيد و به كرزي مي گويد كه جناب رئيس جمهور! اگر سپنتا از وزارت خارجه دور شد، كمك هاي ما قطع مي شود، و بعد هم سه سال سپنتا در اينجا مي‌ماند. خوب به هر صورت حالا هم او مي گويد كه من وزير خارجه هستم و ما مي گوييم نه ما شما را عزل كرديم.

چندي پيشتر صحبت بسيار جالبي را داشت آقاي سپنتا بعد از بحث هايي كه در كابينه بود گفت كه: «يك كميته بين الوزارتي بوجود آمده كه حضور نيروهاي خارجي را تا زماني كه افغانستان دولت نداشت در اينجا مستقر شده مورد بررسي قرار بدهد و در چوكات يك قانون يك پروتوكولي را با آنها تنظيم بكند. »

خوب، وزير خارجه بالاترين مقام رسمي و سياسي يك كشور است كه در اين رابطه صحبت  بكند و حرف بزند. بنابر اين در نهايت نتيجه حرف ايشان اين بود كه فعلاً چوكات قانوني براي حضور نيروهاي خارجي در اين كشور وجود ندارد. و بعد هم كه در اينجا آمده اتباع افغانستان را دستگير مي كند، خود شان زندان درست كرده اند، به جاي اينكه به قول خود شان كه مي گويند ما تروريست ها را از بين مي بريم، اينها مي روند قريه جات و دهات افغانستان را بمباران مي كنند و بيگناهان را در آنجا مي كشند، و مي گويند ما براي حاكميت قانون آمده ايم در حالي كه خود شان قانون را نقض مي كنند. مي گويند ما براي دفاع از حقوق بشر آمديم، در حالي كه خود شان حقوق بشر را نقض مي كنند. شما ببينيد كشته شدن دو نفر محبوس و زنداني در زندان بگرام تحت شكنجه يي كه هيچ دادستان و قاضي و پوليس وجود ندارد، آيا اين نقض حقوق بشر نيست؟

وقتي اينها مي آيند براي ديگران نسخه مي دهند، فشار مي آورند كه اشخاص تا 18 ساله نشده طفل است و طفل قابل مجازات نيست، يك بچة 12 ساله افغان را مي برند، پنج سال در زندان گوانتانامو نگاه مي كنند. آيا اين نقض حقوق بشر نيست؟ نيروهايي امريكايي، طياره هاي شان مي رود خانه مردمان بيگناه را بمباران مي كند. 95 نفر طفل و زن در يك حادثه كشته شد، البته مجموعه شهدا بيش از صد نفر بود كه 95 تن آن فقط طفل و زن بود، آيا اين نقض قوانين جنگي نيست؟

اعضاي شوراي ملي نامه‌يي را نوشته كردند خطاب به رئيس جمهور و فكر مي كنم آن را به مراجع ديگر هم فرستادند، نوشت كه ما خواستار اين هستيم كه نيروهاي خارجي در افغانستان بعنوان جنايتكاران جنگي مورد محاكمه قرار بگيرند، اينها جنايتكاران جنگي هستند كه در يك عمل بيش از 95 نفر طفل و زن را قرباني مي كنند. و بالاتر از آن از بمب هاي شيميايي استفاده كردند مريضاني كه در شفاخانه مراجعه كرده بود سوخته بود و دست و صورت آنها در اثر آلوده شدن به مواد شيميايي پوسيده شده بود. آيا اينها آمده اند در افغانستان با تروريزم مبارزه مي كنند؟!

شما ببينيد فعلاً منطقي كه امريكايي ها دارند، كي را تروريست مي گويند، تروريست از ديد غربي ها و اسرائيل كساني است كه مي گويند ما اسلام را بعنوان دين خود قبول داريم ولي بايد قوانيني در كشور خود داشته باشيم كه بر مبناي احكام دين مقدس اسلام تهيه شده باشد. آنها (امريكايي ها) چه مي گويند، آنها طرفدار سكولاريزم هستند، حاكميت سكولاريستي را مي خواهند، مي گويند دين از سياست جداست، دين نبايد در حيطة سياست دخالت بكند، دين نبايد در امور زندگي روزمره مردم و در امور سياسي و اداري و حكومتي دخالت داشته باشد، و مي گويند هر كسي غير ازاين حرف را بزند تروريست است.

در صحبت هايي كه اوباما در مصر داشت، يك رسانه صحبت هايي را در رابطه با حرف هاي اوباما با من داشت و من گفتم به نظر من اوباما بازي با الفاظ كرد، اوباما مي گويد ما اسلام را قبول داريم اما كدام اسلام! اسلامي كه مفسر آن اوباما باشد. نه اسلامي كه مفسرش علماي دين باشد يا كساني كه قرآن را مي فهمند و احكام اسلامي و ديني را مي فهمند.

برادران عزيز! بين ما و كشورهاي غربي فاصله‌يي بسيار زيادي وجود دارد، اما اگر منطق باشد، اگر گفتگو باشد اين فاصله قابل كم شدن است، ولي اگر زبان زور باشد، اگر با طياره و بمب و موشك و بي‌52 برخورد شود من باورم براين است كه روز به روز اين فاصله ها بيشتر مي‌شود و روز به روز ما به نقطة مي رسيم كه حرف جدي تري را با اينها داشته باشيم.

در حقيقت اينها خود شان در كشورهاي اسلامي بحران آفريني مي كنند و اسرائيل را دقيقاً اينها خود شان بوجود آورده اند و من باورم براين است كه تا زماني كه قضيه فلسطين با اعراب واسرائيل حل نشده، مسأله افغانستان حل نخواهد شد و تا زماني كه كشورهاي اسلامي متلاشي نشده و هر نوع تحركي از اينها گرفته نشده بازهم مسأله فلسطين با اسرائيل حل نخواهد شد.

برادران عزيز! بايد تلاش كنيم تا اين زمينه را فراهم كنيم كه مسلمان ها زمينه گسترش حاكميت اسلامي را در سراسر جهان اسلام بوجود بياورند و فرمودة قرآن مجيد است كه: (الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ) مؤمنين در راه خدا و كفار در راه طاغوت تلاش مي كنند. بنابر اين هركس از اهل ايمان است بايد در جمع كساني بپيوندند كه در راه مبارزه با طاغوت و براي رضاي خداوند تبارك و تعالي تلاش مي كنند اميدواريم كه اين مجموعه هم زير عنوان «شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف» در زمرة كساني باشند كه در راه خداوند تبارك و تعالي براي نابودي طاغوت تلاش مي كنند.

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته

در اخير محفل قطعنامه‌يي توسط مولوي محمد ياسين فاهم انانسر و نطاق اين همايش به خوانش گرفته شد كه متن آن چنين است:

بسم الله الرحمن الرحيم

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً

قطعنامه

ما حاضران نشست تجليل از گشايش «شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف» به نمايندگي از سازمان‌‌ها و نهادهاي مربوط مان، با درك مسئوليت هاي ديني و ملي خويش، از موجوديت اين شورا، حمايت همه جانبه خويش را اعلان نموده و موارد آتي را تاييد و بر آن اتفاق نظر داريم:

1- موجوديت «شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف» را جزء اساسي مسئوليت هاي شرعي هموطنان عزيز دانسته حمايت قاطبة ملت خود را از آن درخواست مي‌كنيم.

2- قضيه فلسطين و در رأس هويت اسلامي قدس شريف را از مهمترين قضاياي جهان اسلام دانسته و ازهمه جهت هاي متعهد كشور اسلامي ما رسيدگي به آن را مطالبه مي‌داريم.

3- ما باور داريم كه رژيم صهيونيستي به هيچ گونه تعهدي پابندي نداشته و پيوسته در صدد نابودي وجهة اسلامي قدس شريف بوده است، كه ما از دولت و ملت خويش برخورد جدي و صريح در برابر سياست هاي اغوا كننده آن رژيم را مطالبه مي‌كنيم.

4- ما اشتراك كنندگان در جلسه گشايش «شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف» از همة شخصيت هاي حقيقي و حقوقي مسلمان و متعهد آرزومنديم تا از حمايت همه جانبه‌ اين شورا دريغ نورزند.

5- ما همه به اتفاق آراء امنيت و ثبات كشور مان را در ارتباط نزديك به سرنوشت فلسطين و به ويژه بيت المقدس دانسته و از نهادهاي ذيربط دولت جمهوري اسلامي ما مي‌خواهيم تا به اين بخش رسيدگي لازم نمايند.

6- ما اشتراك كنندگان در اين نشست از همه اهل خبره، علما، روشنفكران و فرهنگيان كشور اميد مي‌بريم تا از توانايي هاي خويش به هدف حمايت از كيان مشترك اسلامي افغانستان و فلسطين اين شورا را ثمر بخش نمايند.

7- آناني كه از وراي اقيانوس ها بدون هيچ حقي از رژيم اشغالگر صهيونيستي به حمايت برخاسته آگاه بايد باشند كه پاسداري از حريم اقصي فريضة همة مسلمانان جهان است كه اين شورا ممثل ونماد دفاع از داعيه حمايت از مسجدالاقصي در افغانستان مي‌باشد.

ما حاضران درين جلسه بعد از استماع اين قطعنامه با همه مواد آن موافق بوده و تكثير آن را لازم مي‌دانيم.

و من الله التوفيق

***

در ختم محفل آقاي مفلح طي كنفرانس مطبوعاتي به سوالات خبرنگاران پاسخ ارائه نمودند كه در ذيل مي‌خوانيد:

نخست از رهبر نهضت اسلامي افغانستان سوال شد؛ كه جايگاه اين شورا و محل اعراب آن را واضح سازيد؟ اصلاً چه نيازي شما را به تاسيس اين شورا در اين مقطع وا داشته است؟

آقاي مفلح در پاسخ گفتند: نخست جايگاه اين شورا البته جوهره آن كه داعيه حراست از بيت المقدس است در رگ‌هاي خون مردم ما جاري است، زماني كه قرآن قداست قدس را آورده است ديگر براي مسلمانان جايگاه قدس روشن است.

دوم اينكه، هيچ گاهي مردم افغانستان قدس را فراموش نكرده است، از روزهاي نخست اشغال فلسطين گروه‌هاي داوطلب افغاني داعيه پيوستن به مقاومت ضد اسرائيل را داشته اند، اما سه دهة اخير افغانستان واگيري هاي خود را داشت و خود سرنوشتي شبيه فلسطين را تجربه كرده است، اين عوامل از آمدن قدس از حاشيه به متن را تا مدتي به تاخير افگنده بود، اما شگفت اينكه امروز قضيه فلسطين و عدم ثبات در آن سرزمين به شدت در بحران افغانستان تاثير افگنده است، افغانستان محلي شده براي جنگ مسلحانه برضد قدرت هاي حامي اسرائيل، بايد اين قدرت ها حمايت از رژيم صهيونيستي را خاتمه بخشند تا افغانستان روي آرامي را ببيند.

از مولوي محمدمختار مفلح پرسيده شد: آقاي مفلح! چه كاري از مردم افغانستان در حمايت از فلسطين ساخته است تا شما توقع آن را مي بريد؟

رهبر نهضت اسلامي افغانستان در پاسخ ارائه داشتند؛ ببينيد اين يك حمايت سياسي است؟ ابراز نفرت 30 مليون انسان در برابر رژيم صهيونيستي چيز اندكي نيست، افزون براين حمايت از داعية فلسطين جزء مسايل امنيت ملي كشور محسوب مي‌گردد، شما مي‌بينيد كه هم اكنون در شرق ميانه شبه مسابقة تسليحاتي اتمي روان است، چه فكر مي‌كنيد اگر اين روال ادامه يابد و رژيم اسرائيل مطلق العنان در صحنه حركت كند چه وضعي پيش مي‌آيد؟ اساساً اين مسايل فرع بر اصالت هاي ديگري است كه هر مسلمان را به برافراشتن داعيه قدس مي‌كشاند، و آن دقيقاً دساتير الهي و وحياني‌يي است كه در منابع ديني ما نهفته است كه به طور خلاصه حمايت از سرزمين‌هاي كشور هاي اسلامي در صورت مظلوم واقع شدن آنها.

از آقاي مفلح به جديت پرسيدهشد؛ آقاي مفلح! ببينيد، شما در كشوري اين داعيه را بر افراشته ايد كه در آن حامي بزرگ اسرائيل امريكا و هم پيمانان آن حضور دارند و از سويي اين داعيه بيشتر كار و پاليسي دولت مخالف امريكا ايران است؟

آقاي مفلح گفتند: سوال بسيار جالب و عجيبي است؟ اين پرسش بر داعية ما مبني بر خطر صهيونيزم مهر صحت مي‌گذارد، اين سوال اين معنا را مي‌رساند كه آهسته، آهسته قلمرو جغرافيايي رژيم اسرائيل بر كوه‌هاي هندوكش نيز سايه گسترده است حساب بردن از رژيم در اينجا همين معنا را مي‌دهد، كه ما بايد محتاطانه حرف بزنيم، چرا اين گونه سوال نمي‌كنيد كه امريكا را چه شده كه از پشت هزاران ميل دور آمده از اسرائيل حمايت مي‌كند؟ ما دور تر از قدس هستيم و يا امريكا از اسرائيل؟ ما مشتركات بيشتر با فلسطين داريم و يا امريكا با اسرائيل؟

اينكه از فلان كشور «ايران» نام برديد، مگر هم آوا بودن در يك داعيه با فلان جهتي جرمي است؟

اصلاً چرا ما اينگونه فكر كنيم كه ما بايد صداي منحصر به فردي در دنيا باشيم؟ اين بهتر است كه ما با امت اسلامي يك صدا باشيم و يا اينكه در دنيا قالتاق حرف بزنيم؟ اساساً داعيه فلسطين در دنياي امروز يك قضيه اتفاقي در تمام دنيا است، همه مي‌دانند كه همه نابساماني‌هاي دنيا ناشي از پامال شدن حق اين ملت مي‌باشد، همه مي‌دانند كه رژيم اسرائيل با ادامه اعمال جنايتكارانه خويش صلح و ثبات دنيا را به چالش كشيده است، ما افغانستاني ها بيشتر از همه درك مي‌كنيم كه اگر اين رژيم دست به چنان جنايات هولناك نمي‌زد نه 11 سپتامبري بود و نه كشتاري در امريكا و نه در افغانستان، اين نكته را خواسته ايم تا بيشتر جدي بگيريم.

در مورد دستور كار شورا از آقاي مفلح اين گونه پرسش بعمل آمد: آقاي مفلح! شخصاً دستور كار شما در اين شورا چه چيزي خواهد بود؟

ايشان گفتند، ببينيد هشت مليون يهودي امريكا لابي‌‌هاي صهيونيزم به شمار مي‌روند اين هشت مليون با اعمال فشارهاي مختلف بر ملت امريكا اين كشور تقريباً 300 مليوني را در جنايات اسرائيل شريك ساخته است، كار ما اين است تا با آگاهي دهي وتبليغ خطر صهيونيزم براي ملت و مردم مان در قدم نخست عناصري كه اينجا و آنجا در خدمت مستقيم و غير مستقيم اسرائيل اند را از بذر و كاشتن نفاق صهيونيزم در كشور مان باز داريم، ثانياً جهت تامين صلح در كشور با مراجع و مسئولين نظام در گفتگوي مداوم بوده و خطر صهيونيزم را جدي بگيريم اين كار ماست باهمه توان در زير كليت نظام جمهوري اسلامي افغانستان و قوانين نافذة كشور اين نوع فعاليت هاي سياسي را ادامه خواهيم داد.

از آقاي مفلح در مورد مشكلات كشور پرسيده شد؛ مگر افغانستان اين دنياي مشكلات و واگرايي هايي كه دارد شما اين همه را كافي نمي‌دانيد كه هم اكنون يك جبهة ديگر با كشوري كه ظاهراً مشكل خاصي با افغانستان ندارد، مي‌گشاييد؟

ايشان در پاسخ گفتند: شما در سوال تان خود را جواب داده ايد، جنبش ضد غرب از كجا آغاز يافته است؟ جنايات اين كشور آيا همه ناراضيان عرب را در كشور ما سرازير نكرده است؟ جنگ با تروريزم، كه امروز شما آن را واگيري افغانستان و چيزي جدا از قضيه شرق ميانه مي‌گيريد، از كجا آب مي‌خورد؟ واگيري هاي پاكستان و اينكه هزاران جنگجوي تندرو ازكل جهان اسلام اينجا چرا جمع شده اند؟

ما مي‌گوييم، اگر مي خواهيد كه امنيت در افغانستان حاكم شود، اگر صلح در پاكستان و جنوب آسيا و آسياي مركزي دوام يابد، اگر افريقا از جنگ هاي طولاني رهايي يابد، اگر در اندونيزيا و... ثبات بيايد، و اگر در نيويارك كسي طياره را به ديوار تعميري نكوبد اگر در جاده هاي لندن انفجاري صورت نگيرد صدها و ... بياييد، دست اسرائيل را از يخن امت اسلامي دور كنيد، بياييد با رهايي مسجدالاقصي احساسات بيش از يك مليارد مسلمان را مرهم بگذاريد.

بدون حل قضيه فلسطين و يك طرفه شدن قدس شريف كار روي امنيت افغانستان و ساير نقاط جهان به تداوي مقطعي و مسكن درد شباهت دارد، سرافعي در آنجا است، در تل ابيب كه ملت هاي اسلامي و غير اسلامي را در بازي جنايتكارانه خود در جنگ افگنده و خود در اين ميان آرام و خون سرد سود و نفع مي‌برد.

پرسش اخيري كه از آقاي مفلح شد اين گونه بود: آقاي مفلح، شما در گذشته چند باري روز جمعه اخير ماه مبارك رمضان را زير عنوان روزجهاني قدس تجليل كرده ايد شما بهتر مي‌دانيد كه اين روز ذريعه رهبر فقيد ايران پايه گذاري شده و رنگ و بوي جمهوري اسلامي دارد، آيا اين گونه نيست كه شما مي خواهيد با اين شورا همان كار سال پار را زير پوشش قرار داده و اين شورا مقدمه براي آن باشد، اگر سوال مثبت هست پس اين پروژه ايراني را چگونه مي خواهيد رنگ و روي افغاني بدهيد؟

بسيار خون سرد به پاسخ اين چنين ارائه داشتند كه ببينيد، جواب شما را در دو بخش ارايه مي كنم.

1- شورا داراي اساسنامه است روي منطق آن با همه نهادهاي سياسي اسلامي بحث صورت گرفته است و اكنون همانگونه كه شما مي‌بينيد از سوي اكثريت پذيرفته شده است، ما اين شورا را تاسيس كرده ايم كه همه حدود وظايف و فعاليت هاي آن تبيين شده است، شما ملاحظه مي كنيد كه اگر از قدس هم حرف مي زنيم اما منافع ملي مان در آن توضيح شده است، حال شما بگوييد كه كجاي اين كار رنگ غير افغاني دارد؟

چند سال قبل بوسنيا در آتش جنگ مي سوخت غرب از مسلمانان به حمايت برخاست، ما بايد بر نمي خواستيم زيرا با كشوري ديگر هم آوا مي شديم؟ شما خود قضاوت كنيد!

2- بخش دوم اينكه ما روز جهاني قدس را كافي براي ابراز احساسات مردم مسلمان خود نمي دانيم، چه برسد به اينكه هم شورا در آن خلاصه شود! حال اگر كار خوبي از سوي يك جهتي صورت بگيرد ما بايد آن را تاييد كنيم يا اينكه تعصب ورزيده آن را رد كنيم. ايران از خود كارهاي زيادي دارد، با بسياري كشورها روابط خوب دارد و با برخي روابط بسيار بد، اگر اين شورا در مورد قدس به بخش ديگري از وظايف ايران تشبث كرده شما آن را در مرامنامه و اساسنامه نشان دهيد، افزون براين اين نفاق مسلمين بوده كه تا حال اسرائيل عمر كرده است، همين تعصب از سوي اسرائيل تبليغ شده است. داعيه ما اين است كه اگر اين كار را هر كسي ديگري نيز مي كرد بازهم ما آن را تاييد مي كرديم، اين كار را هيچ كس انجام نداد، مگر ما برويم از كار انورالسادات تجليل كنيم؟ و از كار ملك حسين؟ ... آنان كه فلسطين را فروختند.

بنيان گذار اين كار خميني مرحوم است خدا او را رحمت كند، اگر امروز هوگوچاوز هم بيايد و يك كار ماندگاري در خدمت مسلمان ها انجام دهد ما با او نيز هم صدا خواهيم بود.

 به تعقيب ديد و واديدهاي متعددي با تعداد زيادي از صاحب نظران و خبرگان مسايل ديني و سياسي تاسيس اين شورا مهمتر از هر اقدامي به نظر آمد و همه با اتفاق نظر به تدوين اساسنامة آن راي دادند.

سرانجام به تاريخ 22/6/1388 هجری شمسی رهبري نهضت اسلامي جواز فعاليت شورا را از وزارت محترم عدليه بدست آورد و عملاً شورا فعاليت خود را آغاز نمود.

البته در باره شورا و اهداف آن از سايت شورا (www.qudscouncil.com) معلومات بيشتري بدست خواهيد آورد.

شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف همان گونه كه از نام آن پيداست نهادي است كه در امور اجتماعي و فرهنگي در كشور مصروف فعاليت بوده و در اين راستا داراي برنامه هاي مشخصي است.

مسئوليت اين شورا كه به عهده مولوي محمدمختار مفلح است فعاليت هاي خويش را بر محور تمدن اسلامي شكل داده و حمايت و دفاع از ارزشهاي اسلامي به ويژه اعادة قدس شريف را از رئوس اولويت هاي خود قرار داده است.

شورا داراي يك ارگان نشراتي زير نام مجله دو هفتگی قدس مي‌باشد و اين نشريه براي تبيين اهداف شورا، انعكاس فعاليت ها و هكذا در راستاي روشنگري اذهان عامه به ويژه جوانان فعاليت مي‌ دارد.

اين شورا در آينده در نظر دارد تا با راه اندازي برنامه‌هاي گسترده در عرصه مسايل اجتماعي- فرهنگي بيش از پيش فعال شده و به نحو احسن در خدمت هموطنان عزيز قرار گيرد.

 
 

 

امکانات
تعداد بازدید: 960
دریافت
ارسال به ایمیل
صفحه قابل چاپ
معرفی به دوستان

 

سایر بخش ها

 

سایر فعالیت ها

کنفرانس «وحدت امت مسلمه دریچه ای به سوی ثبات و امنیت افغانستان و جهان اسلام» در جلال آباد 1395/12/29

نهضت اسلامی افغانستان برگزار می کند؛ کنفرانس (همگرایی دینی رهیافتی برای ثبات افغانستان وجهان اسلام)

همایش باشکوه بزرگداشت از روز جهانی قدس 1395 درهرات

همایش باشکوه بزرگداشت از روز جهانی قدس 1395 در ننگرهار شهر جلال آباد

گزارش کنفرانس «ادامه تراژدی در جهان اسلام و مسئولیت های ما» شهرهرات 10 حوت 1394

کنفرانس علمی «تروریزم و افراط گرایی بزرگترین چالش جهان اسلام وافغانستان» در هرات عقرب 1394

دوشهید؛ یک تفکر، یک راه همایش یک روزه بازشناخت اندیشه های دو مرد مکتب جهاد و شهاد؛ شهید پرفیسور برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود

برای ریاست جمهوری 27 نفر و برای شوراهای ولایتی بیش از 3000 نفر ثبت نام کردند

جلسه پرسش و پاسخ خبرنگاران با مولوی مفلح

نهضت اسلامی افغانستان در ارتباط با تحولات جدید داخلی و بین المللی طی یک کنفرانس مطبوعاتی مواضع خویش اعلان نمود

قطع نامه نهضت اسلامی افغانستان وشورای فرهنگی حامیان قدس شریف

مکثی برکارکردهای اخیر نهضت اسلامی و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف

نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف طی گردهمآیی در کابل حملات وحشیانه اسرائیل بر نوار غزه را تقبیح کردند

طی یک‏گردهمآیی امضای‏پیمان‎امنیتی‏با‏آمریکا‏مردود‏دانسته‏شد

در تظاهرات امروز در شهرکابل، نهضت اسلامی افغانستان وشورای فرهنگی حامیان قدس شریف عمل توهین آمریکاییها به اسلام و مسلمانان را محکوم کرد

• از روز جهانی قدس 1391 در کابل گرامیداشت به عمل آمد 1391/5/27

• نمایش اقتدار جهانی در روز قدس

فراخوان! باتوجه به حوادث جهان اسلام؛ یوم الله روزجهانی قدس 1391 در افغانستان با شکوه تر از هرسال برگزار خواهد شد

پیوست تقویمی میلاد خجسته پیامبر اکرم (ص) و تاسیس مجدد نهضت اسلامی افغانستان مبارکباد!

مقدمه کتاب در آغوش هوای اقصا (دو سوال ویک پاسخ!)

درمیان استقبال پرشور مردم سوریه؛ اعضای کاروان جهانی الی بیت المقدس صبح امروز وارد دمشق شدند

پیامی به گوش اقصا از حنجره مردم افغانستان (نشست خبری هیات رهبری کاروان جهانی الی بیت المقدس (بخش افغانستان))

آی امریکائیان آی نمایندگان صلیبی ها - صهیونیست ها! امروز ما آمده ایم تا باشما تسویه وتصفیه حساب نماییم...

شهادت استاد مکتب شهادت

تحریم لویه جرگه و مخالفت با پایگاه های دایم آمریکا در افغانستان

فصل برگریز عکاسی و مخالفت با پیمان استراتیژیک با امریکا (نمایشگاه تصاویر قربانیان هجوم امریکا بر افغانستان 2/8/1390)

افغانستان وپدیده تجلیل از روز جهانی قدس شریف

شراره ایمان (همه سبز از یاد او و او الگوی برتر برای همه) به مناسبت بیست ودومین سالروز ارتحال امام خمینی(ره)

امریکا بزرگترین تروریست است (همايش رسانه اي رهبري نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف19 حمل 1390هـ.ش، کابل – افغانستان)

قیام مردمی مصر و نابودی فرعون دیگر (همایش حمایت مردمی از رستاخیز کشورهای عربی - اسلامی 22 دلو 1389 کابل - افغانستان )

بیایید شاگرد مکتب این معلم بزرگ گردیم (مردم مسلمان افغانستان از سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران تجلیل کردند)

همایش بازگشت به قرآن

گردهمآیی تجلیل از روز جهانی قدس (بازگشت اقصا) یادواره خونین فلسطین 1389

«شناخت بحران افغانستان در پرتو قضیه فلسطین» (شورای فرهنگی حامیان قدس شریف)

روزي كه كابل همه خشم بود: (گزارشي از مسجد جامع پل خشتي كابل)

كابل اقصا را به زمزمه گرفت!... (گزارشي از گردهمايي روزجهاني قدس در افغانستان، ميدان دهبوري مقابل دانشگاه كابل)

آخرين گام تا زمزمة اقصا!... (نشست افتتاحيه شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف و بررسي آخرين آمادگي ها براي مناسبت بزرگداشت روز جهاني قدس)

نگاه کوتا به فعالیت های نهضت اسلامی افغانستان و شورای فرهنگی حامیان قدس شریف

روز جهانی قدس و روند شکل گیری آن در افغانستان

مسجد الاقصي معيار ايمان در عصر حاضر (تفسيري از همايش دوم اساس گزاري شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف)

 

تازه های پایگاه

 . عنوان بخش: معرفی شورا

شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف ...

 . عنوان بخش: فعالیت های شورا

کنفرانس «وحدت امت مسلمه دریچه ای ...

 . عنوان بخش: معرفی نهضت اسلامی افغانستان

دفتر ولایتی نهضت اسلامی ...

 . عنوان بخش: بیت المقدس

پخش اذان در کلیساها

 . عنوان بخش: آرشیو اخبار و اطلاعیه ها

گردان های شهید عزالدین قسام: ...

 . عنوان بخش: سمینارها و نشست ها

نهضت اسلامی افغانستان در ارتباط ...

 . عنوان بخش: انتشارات

ده سال روز جهانی قدس در افغانستان

 . عنوان بخش: گالری تصاویر

تصاویر روز جهانی قدس 1395 در ...

 . عنوان بخش: گالری صوت و فیلم

فیلم شماره 2

 . عنوان بخش: بازتاب

علمای هرات در کنفرانس نهضت ...

 


كليه حقوق رسمي اين پايگاه متعلق به شوراي فرهنگي حاميان قدس شريف مي باشد.